nori
محسن نوري‌چپي موضوع اين شماره‌ي ما درباره‌ي بررسي نشانه‌هاي زندگي روزمره و هويت عامه در هنر معاصر ايران و مخصوصاً نقاشي ايران است. موضوعي که به موقعيت اينجايي-اکنوني در اين مصاحبه انجاميد. شايد اين موقعيت بتواند همه چيزي را در خودش جاي بدهد. شايد هر کدام از اين موضوعات ارتباطشان را در جاهايي با هم از دست مي‌دهند و به موضوعات مستقلي براي خودشان تبديل مي‌شوند اما به گمان من استقلال اين موضوعات تنها در نسبت با خودشان تعريف مي‌شود و نهايتاً در همان موقعيت اينجايي-اکنوني به يکديگر متصل مي‌شوند.بیشتر بخوانید
azarang
فرشيد آذرنگ سال‌ها پيش شايد در وضعي هميشه مشابه، برشت کلامي ‌داشت به اين مضمون که: در زير قاعده، سوء‌استفاده را پيدا کنيد. در واقع قاعده چيزي نيست جز تلاش براي سرکوب استثنا، نه آن که استثنا تبصره‌اي باشد بر قاعده. از اين رو در تبيين هنر معاصر آنجا که قاعده را شرح مي‌دهيد همان جا استثنا هم حضور دارد و نوشته حاضر هم از چنين منظري مي‌کوشد اشاره‌اي باشد به اين دو و رابطه‌شان با هنر و فرهنگ عامه. اين رابطه چه زماني به امر نو، و نه چيزبیشتر بخوانید
40_Nori
محسن نوري‌چپي : با آيدين آغداشلو گفت‌وگوهاي زيادي شده است و به دليل احاطه‌ي او بر حوزه‌هاي مختلف، گفت‌و‌گوها هم در موضوع‌هاي مختلف و بسيار متنوع است. در اين گفت‌و‌گو درباره‌ي اهميت تحول در شعر فارسي و نقش آن بر حوزه‌هاي ديگر از جمله نقاشي بحث شده است. اينکه نيما به عنوان بنيانگذار شعر مدرن ايران، قواعد و قوانين تقديس‌شده‌ي شعر کهن را درهم مي‌شکند و «ميدان ديد تازه»اي را در عالم شعر پيشنهاد و عملي مي‌کند. اين پيشنهادِ تازه، هر چند در زمانه‌اش به درستي درک و دريافت نمي‌شود وبیشتر بخوانید
40_akhgar
مجيد اخگر : مقايسه‌ي شعر مدرن و نقاشي مدرن در ايران، چگونگي «تاسيس» يا پايه‌گذاري آنها، و سرنوشتي كه هر كدام در پي اين كنش تاسيس پيدا كردند، هم كاري برانگيزنده‌ است كه وعده‌ي روشنگري پاره‌اي‌ از مسائل مربوط به هنرهاي جديد در ايران را به ما مي‌دهد و هم در عين حال ممكن است به مجموعه‌اي از حرف‌هاي كلي يا باري‌به‌هرجهت تبديل شود. در اين ميان، تفاوت رسانه‌اي اين دو فرم هنري و پيامدهاي آن در وجوه مختلف چرخه‌ي توليد و عرضه و دريافت آثار نيز در تفاوت ماهيت وبیشتر بخوانید
39-noori
محسن نوري‌چپي : «.‌.‌. آيا دانش عمومي، و اينقدر عادي و خشک در هنر و استتيک، کافي‌ست؟ آيا طبق اين دانش ماشين‌وار مي‌توان در کار و موضوع هنر به استحصال پرداخت و مانند سرمايه‌داران، قواي کارگران در اين رشته را براي محصول بيشتر و دلچسب‌تر به رنج آورد؟ باز اعتراف بايد کرد که هنر از اين دقيق‌تر است، هنگامي‌که از آفريدن آن صحبت به ميان است… تفاوتِ دقيقي را که بين «دانستن» و «فهميدن» وجود دارد از نظر دور نکنيد. پس از آن هرگونه سنجشي آسان خواهد بود. زيرا برايبیشتر بخوانید
39-dabiri
بهرام دبيري: نيما بزرگ‌ترين دستاورد انقلاب مشروطيت يعني جنبش نوجويي-عدالتخواهي، آزادي و معاصر بودن مردم ايران بود. نگاه به نيما تنها حيرت و ستايش شما را به همراه خواهد داشت. و سوال بزرگ در مورد آنچه نيما كرد اين است كه چگونه مردي از روستايي در كوهپايه‌هاي شمال ايران توانست يكسره كار ابتذال و تكرار و ملال شعر فارسي را تمام كند و دنيايي نو از ساختار زبان، احساسات، بيان و انديشه شاعرانه‌ي نوين را پايه بگذارد. نيما يا در بابل (بارفروش) معلمي مي‌كرد، يا سال‌هايي چون روستازاده‌اي ياغي بهبیشتر بخوانید
38-nori
محسن نوري‌چپي: آن زمان که در تاريخ هنر و خاطرات بيشمار آن غرق هستيم، مملو از آثاري مي‌شويم که مي‌توان در پرتو نگريستن به صفحات بي‌شمار آن، تصويري ملموس‌تر و روشن‌تر از جهان معاصر خويش به دست داد. همچنان که هر رخداد تازه‌اي در تاريخ و آغاز هر هنر پيشرويي در تاريخ هنر از شکل برخوردي که با تجربه‌ي پيشينيِ خود دارد، شکل گرفته است. تاريخ با هر شکل روايت خود، آدم‌ها، اتفاقات و آثارش را در يک زمان و مکان بسط‌يافته‌اي قرار مي‌دهد که زماني که از آن سخنبیشتر بخوانید
38-azarang
فرشيد آذرنگ: نوشته‌ي حاضر، به دلايل مختلف، نه يک بحث نظري که عمدتاً معطوف به روشن‌بيني‌هاي والتر بنيامين در مورد «عکاسي» و «تاريخ» است، بلکه صرفاً يادداشتي است تکراري (شايد مثل هر «نقد» ديگر) حول کلمات «خاطره» و «تاريخ» و نسبت آن با عکاسي و هنر ايران. بهانه‌ي اين يادداشت هم چيزي نيست جز انتشار کتاب مختصر و مفيد جوليان استالابراس1؛ که شايد تنها کتاب موجود در زبان فارسي باشد که با نگاهي انتقادي و صريح به اوضاع هنر معاصر مي‌پردازد و سير تاريخي خنثي و بي‌خاصيتي را دنبال نمي‌کند،بیشتر بخوانید