logo-2
محمود حدادی یک به راستی که! من در روزگاری تیره زندگی می‌کنم. سخن صادقانه بلاهت است، و پیشانی بی‌آژنگ نشان بی‌دردی. کسی که می‌خندد، تنها از آن‌روست که خبر هولناک را هنوز نشنیده است. چه زمانه‌ای که در آن سخن از درخت، جنایت است، از آن که سکوت بر بسی پلیدی در خود دارد. آیا بر آن که آن جا -بی‌دغدغه‌ای- به آن سوی خیابان می‌رود، یاران گرفتارش را دیگر هرگز دسترس نخواهد بود؟بیشتر بخوانید
all-g2-150
احمد اخوت پیشگفتار مترجم داستانی که می‌خوانید، اثر لوسیا برلین، (Lucia Berlin) (2004) نویسنده امریکایی است که ظاهراً این اولین داستانی است که از او به فارسی ترجمه می‌شود و خوشحالم که این نویسنده قَدَر را به شما معرفی می‌کنم. کار نویسندگی برلین فقط داستان کوتاه بود و او هرگز وسوسه نشد که رمان هم بنویسد. او در دوران نویسندگی‌اش هفتادوهفت داستان نوشت که بیشتر اینها خویشداستان‌اند (Autofiction)، یعنی داستانی درباره زندگی‌خود (نویسنده). اینجا او، راوی و شخصیت اول داستان یکی هستند. حال و فضای بعضی از داستان‌های برلین شباهتبیشتر بخوانید
all-g2-154
محمد بهارلو غذا‌خوری بزرگی که توش پا گذاشتیم خلوت بود و سقف بلندِ تیرریزی داشت از چوبِ سپیدارِ نتراشیده و رنگ‌نخورده. تو دیوارۀ تهِ غذاخوری اجاق کوچکی زده بودند که کُندۀ نیم‌سوزی توش دود می‌کرد. پشت میزی، روبه‌روی در، نشستیم. از دریچۀ آن‌طرف پیش‌خان، که به آشپزخانه باز می‌شد، بوی ماهی سرخ‌کرده می‌آمد. از دم‌صبح ‌یک‌ریز برف می‌بارید. پیرمردی که دو میز آن‌طرف‌تر نشسته بود و روزنامه‌ای کنار دستش بود گفت: واسه سفارش‌ غذا اول باید به کدام یکی نگاه ‌کرد؟ باریک و خشکیده‌ بود با یقۀ بلندِ آهارزده وبیشتر بخوانید
۶۳--۲۰۰-
حسین ایمانیان هر آینه که قصه‌نویسی را به‌مثابه کنشی اجتماعی از سویِ نویسنده مد نظر بیاوریم، آن‌گاه استراتژی‌هایِ مختلفِ تالیف قصه اصلی‌ترین مرزها را نمایان ساخته و کلیتِ تاملِ نظری‌مان را پیرامونِ قصه‌نویسی در چارچوبی مشخص افراز می‌کند؛ چه، در چنان رویکردی به هستیِ قصه‌نویسی ما با کنش‌هایی متفاوت به‌مثابه میانجی‌هایی سروُ‌کار داریم که مابینِ نویسنده و اثری که خلق خواهد کرد به کار می‌افتند. به عبارت دیگر، هرگاه پرسشی بنیادین را پیشِ چشم بنهیم مبنی بر چراییِ (از حیثِ اجتماعیِ) تالیف هر اثرِ تازه‌ای در حوزه ادبیاتِ داستانی، پاسخ‌هایبیشتر بخوانید
۶۳--۲۰۳-
بشیر سیاح قاره‌ی کهن در دهه‌های اخیر، سینماگرانی را به دنیا معرفی کرده که از اسلاف نامدار سینما چیزی کم نداشته‌اند. نگاهی به کارنامه‌ی سینما در شرق دور، نام‌هایی درخشان با یادگارهایی ماندنی را پیش روی‌مان می‌گذارد. در سرزمین جادویی چین و در یکی از اقلیم‌های تحت فرمانروایی‌اش، تایوان، فیلمسازانی ظهور کردند که هر کدام با رویکرد منحصربه‌فرد خود، دروازه‌های تازه‌ای برای سینما گشودند. ادوارد یانگ، هو شیائو-شیِن و تسای مینگ-لیانگ، سینماگرانی بودند که خون تازه‌ای در شاهرگ‌های سینمای دهه‌ی هشتاد و نود تایوان تزریق کردند. در این میان، هو،بیشتر بخوانید
all-gray-62-184
هاجر سعیدی‌نژاد از نخستین روزهایی که جَرس تئاتر خصوصی -در راستای کالایی‌شدن و پیوستن به سبد خانوار- فریاد برمی‌داشت، در کنارِ مزیتِ افزایشِ کمیت و بازشدن عرصه‌ای گسترده برای تازه‌واردها و دانشجوها، یک خطر عمده نیز آن را تهدید می‌کرد: تئاتر سیاست‌زدوده؛ تئاتری که قرار است منطق تئاتر بدنه را به نام خصوصی و خویش‌فرما‌بودن، در قلب تئاتر جاری‌ کرده و در لوای خصوصی‌سازی، عامل ثَبّات سیاست‌های کلان باشد. حال پرسش اصلی اینجاست که نهاد مستقر، چرا می‌باید در پیِ سیاست‌زدایی باشد؟ به ‌زعم بدیو در غیاب امر تکین -کهبیشتر بخوانید
۶۱-۲۰۹-
من از نوزده‌سالگی، یعنی سال ١٣۴۵به طور جدی شروع به نوشتن کردم‌، و گشتِ گشتن و بازگشتن‌ها، را که یک مجموعه طرح است در آن دوره نوشتم، یک داستان بلند و سه نمایشنامه بعد از آن، و در همان ایام به لندن رفتم و مه لندن چها با تخیل من نکرد، بعد از تصادفی مهیب، به صورت یک گونی از استخوان‌های شکسته، به تهران برگشتم و از همان زمان‌ها صداع در ذهنم آغاز به شکل‌گیری کرد و صداع یک را نوشتم. دوباره به انگلستان بازگشتم و این‌بار در کیمبریج بخشیبیشتر بخوانید
۶۰-gray-114
احمد اخوت داستانی با دو مقدمه داستانی را که می‌خوانید دو مقدمه دارد: دومی را نویسنده نوشته که جزو داستان است و اولی را من (مترجم داستان) دارم می‌نویسم که هرچند جزیی از داستان نیست ولی شاید یکی دو نکته را روشن کند و اینکه چرا من این داستان را برای این شماره سینما و ادبیات انتخاب و ترجمه کردم. ریچارد براتیگان (۱۹۸۴-۱۹۳۵) شاعر و نویسنده امریکایی در کشور ما معروف‌تر از آن است که به معرفی نیاز داشته باشد. بیشتر آثارش ترجمه و انتشار یافته‌اند. آن یکی دو تابیشتر بخوانید