۶۶-RahmatiRad
رضا رحمتی‌راد:  عباس کیارستمی و فیلم‌ـ-فلسفه، نوشتۀ متیو ابوت، بعد از مقدمۀ فشرده‌ای که درعین‌حال طولانی‌ترین بخش کتاب است به‌سراغ آخرین فیلم‌های کیارستمی (و به قول نویسنده آثار دورۀ پختگی او) می‌رود: باد ما را خواهد برد، ای‌بی‌سی آفریقا، ده، پنج، شیرین، کپی برابر اصل و مثل یک عاشق. ابوت مقدمۀ کتاب را با روایت فیلم طعم گیلاس آغاز می‌کند، فصل پایانیِ حیرت‌آور آن را نقطۀ عطف سینمای کیارستمی می‌شمارد و بعد، گویی دقیقاً به‌منظور افزودن رد این موخره به کل متن، طعم گیلاس را از فصل‌های اصلی کتاب تفریقبیشتر بخوانید
۶۶-Hadadi
محمود حدادی: ای شوق شاعرانه، صداهای شبانه را برای من باز بشمار، آن صداها را که به گوش این خسته‌ی ‌بیدار راه می‌یابند!   «نخست عوعوی آشنای سگ نگهبان! سپس زنگ پاس‌شمار ساعت پس آن‌گاه گفت‌وگوی دو ماهیگیر، در ساحل. پس از آن؟ هیچ، مگر آن صداهای گنگ و وهم‌آگین سکوت ناشکسته، همچون نفس‌های سینه‌ای جوان، یا زمزمه‌ی جویباری آرام، یا ضربه‌ی خفه‌ی پارو بر آب، و پس آن‌گاه، صدای از گوش پنهان‌مانده‌ی پای خواب.»بیشتر بخوانید
۶۶-Okhovat
هاینریش بُل / ترجمه: احمد اخوت : مقدمه‌ای از مترجم – احمد گلچین‌معانی (۱۳۷۹-۱۲۹۵) ادیب و شاعر ایرانی شعری دارد با عنوان «ناو کوچک» که در مصراعی از آن می‌گوید: «داستانی بود، می‌خواندمش». داستانی را هم که می‌خوانید من بارها خوانده‌ام و هر بار چیز تازه‌ای در آن دیده‌ام. اثری است از هاینریش بُل (۱۹۸۵-۱۹۱۷ میلادی) نویسنده نام‌آشنای آلمانی که بسیاری از آثارش از جمله عقاید یک دلقک، آبروی از دست‌رفته کاترینا بلوم، نان آن سال‌ها، شبکه امنیتی، عکس دسته‌جمعی با بانو و‌… به فارسی ترجمه شده است. ظاهراً اولین اثریبیشتر بخوانید
۶۶-Norichapi
فرشید آذرنگ عکاس است و همچنین در دانشگاه و کارگاه‌های مختلف آموزشی عکاسی تدریس می‌کند. چندین کتاب تالیف و ترجمه کرده از جمله «کتاب فراموشی»، «اتاق روشن»، «درباره‌ی عکاسی» و «نگاهی به عکس‌ها». از آثارش نمایشگاه‌های متعددی در ایران و چند جای مختلف جهان برگزار شده است. با وی درباره‌ی روند ثبت تجربه‌های عمومی در هنر و به خصوص در عکاسی صحبت کردیم. اینکه چطور می‌توان در برخورد هنرمند در آثارش و موضوع کارش نشانه‌های آشکار و پنهان زمینه‌های عمومی را جست‌و‌جو کرد. و اینکه بین بازنمایی شادی و اندوهبیشتر بخوانید
۶۶-Akhgar
مجید اخگر : «شادیِ بودن، در واقعی‌بودن است.» این گزاره‌ی فشرده و غامض شاید ایده‌ای باشد که بتوان به کمک آن به مسئله‌ی شادی و ناشادی و بیان آن در شرایط تاریخیِ ما پرداخت. می‌گویم «تاریخی»، چون شادی و ناشادیِ من تا آنجا می‌تواند برای دیگران موضوعیت پیدا کند که از چیزی عمومی سخن بگوید. زمانی که از من خواسته شد چیزی در این مورد بنویسم، به طور طبیعی نمودهای عمومیِ شادی، اندوه، یا امکان‌پذیری و امکان‌ناپذیریِ شادی به سراغم آمدند؛ مسائلی مثل انتخابات اخیر، برنامه‌ی خندوانه (و خاستگاه احتمالیِبیشتر بخوانید
۶۶-chehrazi2
مهران چهرازی :   کتاب «انسان‌شناسی تصویری» گشودن دیدی نو به عرصه‌ی ارتباط پیچیده‌ی سینما و انسان‌شناسی است و در عین حال، تقاطع علوم دیگر و نظام‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای در آن. این کتاب می‌تواند ضرورتی برای سینه‌فیلی معاصر باشد تا با خیره‌شدن به نقش بی‌اندازه تاثیرگذار و سرنوشت‌ساز تصاویر در زیست معاصر انسان، آنها را از نگاهی دگرگونه ببیند. کتاب از مقدمه و نتیجه‌گیری پایانی و چهار فصل تشکیل می‌شود؛ تاریخ سینما، نظریه‌ی فیلم، زمینه‌ی تولید، توزیع و نمایش، و زمینه‌ی دریافت. ممکن است در ابتدا به نظربیشتر بخوانید
logo-2
محمود حدادی یک به راستی که! من در روزگاری تیره زندگی می‌کنم. سخن صادقانه بلاهت است، و پیشانی بی‌آژنگ نشان بی‌دردی. کسی که می‌خندد، تنها از آن‌روست که خبر هولناک را هنوز نشنیده است. چه زمانه‌ای که در آن سخن از درخت، جنایت است، از آن که سکوت بر بسی پلیدی در خود دارد. آیا بر آن که آن جا -بی‌دغدغه‌ای- به آن سوی خیابان می‌رود، یاران گرفتارش را دیگر هرگز دسترس نخواهد بود؟بیشتر بخوانید
all-g2-150
احمد اخوت پیشگفتار مترجم داستانی که می‌خوانید، اثر لوسیا برلین، (Lucia Berlin) (2004) نویسنده امریکایی است که ظاهراً این اولین داستانی است که از او به فارسی ترجمه می‌شود و خوشحالم که این نویسنده قَدَر را به شما معرفی می‌کنم. کار نویسندگی برلین فقط داستان کوتاه بود و او هرگز وسوسه نشد که رمان هم بنویسد. او در دوران نویسندگی‌اش هفتادوهفت داستان نوشت که بیشتر اینها خویشداستان‌اند (Autofiction)، یعنی داستانی درباره زندگی‌خود (نویسنده). اینجا او، راوی و شخصیت اول داستان یکی هستند. حال و فضای بعضی از داستان‌های برلین شباهتبیشتر بخوانید