۶۳--۲۰۰-
حسین ایمانیان هر آینه که قصه‌نویسی را به‌مثابه کنشی اجتماعی از سویِ نویسنده مد نظر بیاوریم، آن‌گاه استراتژی‌هایِ مختلفِ تالیف قصه اصلی‌ترین مرزها را نمایان ساخته و کلیتِ تاملِ نظری‌مان را پیرامونِ قصه‌نویسی در چارچوبی مشخص افراز می‌کند؛ چه، در چنان رویکردی به هستیِ قصه‌نویسی ما با کنش‌هایی متفاوت به‌مثابه میانجی‌هایی سروُ‌کار داریم که مابینِ نویسنده و اثری که خلق خواهد کرد به کار می‌افتند. به عبارت دیگر، هرگاه پرسشی بنیادین را پیشِ چشم بنهیم مبنی بر چراییِ (از حیثِ اجتماعیِ) تالیف هر اثرِ تازه‌ای در حوزه ادبیاتِ داستانی، پاسخ‌هایبیشتر بخوانید
۶۳--۲۰۳-
بشیر سیاح قاره‌ی کهن در دهه‌های اخیر، سینماگرانی را به دنیا معرفی کرده که از اسلاف نامدار سینما چیزی کم نداشته‌اند. نگاهی به کارنامه‌ی سینما در شرق دور، نام‌هایی درخشان با یادگارهایی ماندنی را پیش روی‌مان می‌گذارد. در سرزمین جادویی چین و در یکی از اقلیم‌های تحت فرمانروایی‌اش، تایوان، فیلمسازانی ظهور کردند که هر کدام با رویکرد منحصربه‌فرد خود، دروازه‌های تازه‌ای برای سینما گشودند. ادوارد یانگ، هو شیائو-شیِن و تسای مینگ-لیانگ، سینماگرانی بودند که خون تازه‌ای در شاهرگ‌های سینمای دهه‌ی هشتاد و نود تایوان تزریق کردند. در این میان، هو،بیشتر بخوانید
all-gray-62-184
هاجر سعیدی‌نژاد از نخستین روزهایی که جَرس تئاتر خصوصی -در راستای کالایی‌شدن و پیوستن به سبد خانوار- فریاد برمی‌داشت، در کنارِ مزیتِ افزایشِ کمیت و بازشدن عرصه‌ای گسترده برای تازه‌واردها و دانشجوها، یک خطر عمده نیز آن را تهدید می‌کرد: تئاتر سیاست‌زدوده؛ تئاتری که قرار است منطق تئاتر بدنه را به نام خصوصی و خویش‌فرما‌بودن، در قلب تئاتر جاری‌ کرده و در لوای خصوصی‌سازی، عامل ثَبّات سیاست‌های کلان باشد. حال پرسش اصلی اینجاست که نهاد مستقر، چرا می‌باید در پیِ سیاست‌زدایی باشد؟ به ‌زعم بدیو در غیاب امر تکین -کهبیشتر بخوانید
۶۱-۲۰۹-
من از نوزده‌سالگی، یعنی سال ١٣۴۵به طور جدی شروع به نوشتن کردم‌، و گشتِ گشتن و بازگشتن‌ها، را که یک مجموعه طرح است در آن دوره نوشتم، یک داستان بلند و سه نمایشنامه بعد از آن، و در همان ایام به لندن رفتم و مه لندن چها با تخیل من نکرد، بعد از تصادفی مهیب، به صورت یک گونی از استخوان‌های شکسته، به تهران برگشتم و از همان زمان‌ها صداع در ذهنم آغاز به شکل‌گیری کرد و صداع یک را نوشتم. دوباره به انگلستان بازگشتم و این‌بار در کیمبریج بخشیبیشتر بخوانید
۶۰-gray-114
احمد اخوت داستانی با دو مقدمه داستانی را که می‌خوانید دو مقدمه دارد: دومی را نویسنده نوشته که جزو داستان است و اولی را من (مترجم داستان) دارم می‌نویسم که هرچند جزیی از داستان نیست ولی شاید یکی دو نکته را روشن کند و اینکه چرا من این داستان را برای این شماره سینما و ادبیات انتخاب و ترجمه کردم. ریچارد براتیگان (۱۹۸۴-۱۹۳۵) شاعر و نویسنده امریکایی در کشور ما معروف‌تر از آن است که به معرفی نیاز داشته باشد. بیشتر آثارش ترجمه و انتشار یافته‌اند. آن یکی دو تابیشتر بخوانید
۶۰-gray-114
: احمد اخوت داستانی با دو مقدمه داستانی را که می‌خوانید دو مقدمه دارد: دومی را نویسنده نوشته که جزو داستان است و اولی را من (مترجم داستان) دارم می‌نویسم که هرچند جزیی از داستان نیست ولی شاید یکی دو نکته را روشن کند و اینکه چرا من این داستان را برای این شماره سینما و ادبیات انتخاب و ترجمه کردم. ریچارد براتیگان (۱۹۸۴-۱۹۳۵) شاعر و نویسنده امریکایی در کشور ما معروف‌تر از آن است که به معرفی نیاز داشته باشد. بیشتر آثارش ترجمه و انتشار یافته‌اند. آن یکی دوبیشتر بخوانید
۶۰-gray-231
محسن حکیم‌معانی شب است. هوا گرفته است و آرام‌آرام برف می‌بارد. تنها صدایی که شنیده می‌شود صدای پچپچه‌مانند ریزش برف است در خیابان و صدای خفه‌ی گام‌های یکنواخت مردی که روی سنگفرش خیس و سرد جلو می‌آید و سکوت را مخدوش می‌کند. شب و یخبندان تا ابد ادامه دارد و مرد تا ابد قرار است با همین ضرباهنگ روی نبض خیابان راه برود. مردی که از هر جا آمده باشد، از دل زمان بیرون جهیده و به ما رسیده است. گاه از هنگامه هجمه‌ی سگان مغول، گاه از عصر پردسیسه‌یبیشتر بخوانید
۶۰-gray-235
بابک تبرایی به دلیلی در دفتر ناشری معتبر نشسته‌اید و دورتادور میز هم شاعران و داستان‌نویسان و مترجمان و منتقدهای ادبی جمع شده‌اند به گفتن از آخرین کتابِ افتضاحِ فلانی و یادآوری آخرین شاهکار بهمانی. بعد، زنگ می‌زنند و شخصی می‌آید تو که همه گرم و با احترام سلامش می‌دهند. او نه نویسنده‌ای بزرگ و مرشدی ادبی، که از آخرین بازماندگانِ نسلی‌ست که بین دهه‌های ۶۰ تا ۸۰ با اسم بامسمای «فیلمی» می‌شناختیمشان. حالا اما در سامسونتِ ساقیِ فیلم، دیگر از فیلم‌های ایرانی و دوبله‌ی پیش از انقلاب یا آخرینبیشتر بخوانید