40_Alaei3

پاسداران انديشه، سرچشمه‌هاي ايدئولوژي

مشيت علايي : در زبان‌هاي اروپايي، كلمه‌ي واحدي كه معادل «روشنفكر» و «روشنفكري» باشد وجود ندارد. در اين زبان‌ها، واژه‌هايي است كه بر «روشني» و «روشن ‌كردن» -به مفهوم مجازي- دلالت دارند، و همچنين كلماتي كه بر «عقل» و «فكر» دلالت مي‌كنند. واژه‌ي «منورالفكر» آميزه‌اي است كه در زبان عربي از جمع دو كلمه‌ي «تنوير» و «فكر» ساخته شده است و به لحاظ دستوري، نظر به متعدي بودن «تنوير»، بايد «منوِّر» (به كسر واو) يعني اسم فاعل باشد و نه -طبق ضبط بعضي لغتنامه‌ها- «منوَّرالفكر» (به فتح واو) -كه اسم مفعول است. يك علامت كوچك قراردادي، يعني كسره‌اي كه زير يك حرف يا نشانه‌ي ديگر (تشديد) قرار مي‌گيرد كلمه‌اي را در ساحت زبان از حالتي (مفعولي) به حالت ديگر (فاعلي) تغيير مي‌دهد، اما دلالت آن در ساحتي فرازباني دو گفتمان به غايت متفاوت و، به لحاظ سياسي، ماهيتاً مغاير يكديگر حكايت مي‌كند. يكي -اسم مفعول- از وضعيتي ايستا و منفعل، و در خوش‌بينانه‌ترين نگاه از وضعيتي مطلوب و مثبت خبر مي‌دهد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.