۷۲-۱۶۰

وهم درونِ واقعیت ویرانمان کرده است

مهران چهرازی:

کلوزآپ می‌خواهد فرصتی باشد برای پرداختن به فیلم‌ها، فیلمسازان، موضوعات، تم‌ها، و چیزهایی که در تصاویر و صداها آشکار و پنهان‌اند و مجموع این جزئیاتِ بی‌حد بر مرکز ثقلی بچرخد که نسبت‌هایی جدی با فضای زیست معاصر ما داشته باشد. اولویت با سینمای ایران است و یکی از اهداف، بررسی و بازخوانی آثاری که پیش‌کشیدنشان مسئله‌ای مهم یا مهجور و به حاشیه‌رفته یا به نظر اشباع‌شده را برجسته‌تر کند. در عین حال و با امید به تداوم، سینمای جهان نیز مستثنی نخواهد بود اما در ایده‌ی نسبت با امروز ما و مسئله‌کردن آنچه نیاز به فراخواندنش دارد، با آنچه در باب سینمای ایران ‌گفته شد، مشترک است.

یکم

سه فیلم «شب قوزی»، «سه قاپ» و «دایره مینا» می‌توانند قطعاتی متفاوت باشند اما با اصطکاکی خوشایند. غیر از سه قاپ، دو فیلم دیگر بیشتر دیده شده‌اند اما هر سه سزاوارِ بازخوانیِ دگرگونه و متفاوتی در اکنون ما اند. امروزی که مدام همین آثار و آنچه در آنها می‌گذرد به شکل‌های مختلفی در امر روزمره بازتولید می‌شوند. اما احضارشدن این سه فیلم به زیست معاصر ما، نه فقط از روی علاقه که به دلیل نزدیکی عمیقی‌ست که با نبض اکنون ما برقرار می‌کنند. هر سه فیلم آدم‌هایی به حاشیه و گوشه‌ای‌رفته و درگیر ویرانی را شامل می‌شوند، که بعضی‌شان اره به استخوانشان افتاده و بعضی از رخوت و زخم ته‌نشین‌شده به سکونت در وقت‌های مرده عادت کرده‌اند و برخی هم باید از چیزی مدام خلاص شوند. در هر سه فیلم، حوزه‌ی خصوصیِ آسیب‌دیده‌ی شخصیت‌ها با حوزه‌ی عمومی‌ای که عمیقاً موثر در حیاتشان بوده در مواجهه و تقابلی ناگزیر است. و این دو حوزه به هم نشت می‌کنند. آنچه پیداست مثل امروز، خطر فروپاشی حوزه‌ی خصوصی و درونی در مقابل فضای بیرون و تشکیل‌دهندگانش است که با تاریخِ سرکوب و به گوشه‌کشاندن‌ها پیش می‌آیند.

فرخ غفاری، زکریا هاشمی و تیم مهرجویی/ساعدی، شخصیت‌هایشان را بیشتر در همان بیرون و میدان‌های عمومی قرار می‌دهند و این مواجهه، آشکارگی و افشای سیاست و اجتماع را بیشتر رقم می‌زند. غیر از اینها، رئالیسم هر سه فیلم به رغم تفاوت‌هایشان، همچنان معاصر و تازه‌اند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.