47-104

وقتي که زمان متوقف مي‌شود خوانشي روانکاوانه از فيلم «در دنياي تو ساعت چند است؟»

حسين پاينده

فيلم «در دنياي تو ساعت چند است؟» داستاني ساده دارد، اما معنا در آن با سازوکارهاي روانکاوانه‌اي القا مي‌شود که ساختار روايي‌اش را پيچيده مي‌کنند. وقايع فيلم حول بازگشت زني به نام گيله‌گل به شهر رشت و خانه‌ي پدري‌اش شکل مي‌گيرند. گيله‌گل مدت بيست سال را در فرانسه زندگي کرده و اکنون، سال‌ها پس از مرگ پدر و پنج سال پس از مرگ مادري که او حتي در مراسم خاکسپاري‌اش نتوانست شرکت کند، با حسي از نوستالژي به زادگاهش سفر کرده است. در اين سفر او به ديدار اشخاص و مکان‌هايي مي‌رود که در اين مدت طولاني فقط تصاويري کم‌رنگ از آن‌ها در ذهنش باقي مانده بود و ديدن دوباره‌شان باعث مرور خاطرات دوره‌ي نوجواني و اوايل جواني‌اش مي‌شود. بخش عمده‌ي اين روايت به شيوه‌ي فيلم‌هاي رئاليستي به صورت خطي متوالي در زمان به پيش مي‌رود و صرفاً با تداعي‌هاي گهگاهي گيله‌گل با گذشته مربوط مي‌شود

نظر‌ دهی مسدود شده است.