۷۲-۱۵۰

واقعیت محض و خیال واقعی / با رسول صدرعاملی، محمدحسین مهدویان و نیما جاویدی، درباره منابع الهام فیلمساز

شاهین شجری‌کهن: سینمای ایران در چهار دهه گذشته فراز و فرودهای فراوانی را گذرانده و شکل ارتباط فیلمسازها با جامعه و محیط پیرامونشان در هر دوره به گونه‌ای بوده است. در ده سال اخیر با گسترش فضای مجازی و دسترسی آسان به فیلم‌ها و سریال‌ها و حتی برنامه‌های تلویزیونی و ویدئویی، منابع تفکر و ایده‌پردازی تغییر کرده و به همین نسبت فرم پردازش واقعیت نیز عوض شده است. فیلمساز امروز جامعه و فضای پیرامونش را از دریچه‌ای می‌بیند که بیست سال پیش اصلاً گشوده نشده بود. طبیعتاً این شکل رویارویی با جهان، روی حاصل کار فیلمساز و مفهوم نهایی فیلم هم تاثیر می‌گذارد.

در این نشست دوستانه، با سه فیلمسازی که هر یک به نوعی صاحب سبک و صدایی در سینمای ایران هستند هم‌صحبت شده‌ایم تا پاسخی برای این پرسش پیدا کنیم که فیلمساز چگونه جامعه را می‌کاود و وقایع اطرافش را تبدیل به داستان و رویداد دراماتیک می‌کند؟ رسول صدرعاملی با تجربه فیلمسازی در چند دوره مهم سینمای پس از انقلاب، و سابقه مستندسازی و خبرنگاری، به نوعی شاهد عینی این میزگرد بود. او که با درام اجتماعی اخیرش، سال دوم دانشکده من به روزهای موفق سه‌گانه تحسین‌شده‌اش «کفش‌های کتانی و ترانه و آیدا» بازگشته، از تاثیر گذر زمان بر ذهنیت فیلمساز گفته و اینکه چطور سینما با تغییر اوضاع اجتماعی بسترهای بنیادی‌اش را تغییر می‌دهد. محمدحسین مهدویان که چند فیلم متفاوت را در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی کارگردانی کرده و از ساختار مستندوار ایستاده در غبار به لحن دراماتیک لاتاری و ماجرای نیمروز ۲: رد خون رسیده، برداشتش از واقعیت عینی و نسبتش با تخیل سینمایی را توضیح داده و نیما جاویدی که پس از درام خوش‌ساخت ملبورن امسال با فیلم متفاوت و ستایش‌شده سرخ‌پوست یکی از برگ‌های برنده جشنواره فیلم فجر را رو کرده مباحث نظری حوزه واقع‌گرایی را با سازوکارهای ایده‌پردازی و تجسم در سینمای ایران تطبیق داده است. این بحث را با هر فیلمساز دیگری هم می‌توان پی گرفت و وجوه جدیدی از واقعیت را آشکار کرد، اما این سه فیلمساز به عنوان نمایندگانی از سه زاویه متفاوت، به پرسش‌ها پاسخ داده‌اند. هر سه فیلمساز در جشنواره فجر امسال فیلم‌هایی مهم و بحث‌برانگیز داشته‌اند و آخرین برداشت‌ها و تجربه‌هایشان را می‌توان همزمان بر پرده دید. گرچه در نهایت این فقط کوششی ناچیز است برای گشودن بحثی که شاید یکی از مهم‌ترین مسائل سینمای امروز ایران را بازتاب دهد، و باید در آینده از زوایای تازه و با راویانی دیگر تکمیل شود.

***

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *