۷۶-۱۳۱

واروژ کریم‌مسیحی، شهرام مکری / سبکِ من، شناسنامه‌ی من / از ویژگی‌های سبکی کارگردانی در سینمای ایران می‌گویند

جواد طوسی:  اولین بار در حریم امن رفاقت با واژه «سبک»، ارتباط جدی داشتم. پاتوغم خانه‌ای جمع‌و‌جور در خیابان خورشید، نزدیک میدان ژاله بود که دوست دوران دبیرستانم جلیل با خانواده‌اش آنجا را دربست اجاره کرده بودند. در اتاقی که به جلیل اختصاص داشت، داستان و شعر و مقاله می‌خواندیم و از سیاست و آرمان و عدالتخواهی می‌گفتیم و روی صفحه گرام «تِپاز»شان، ترانه‌های ویگن و فرهاد و دلکش و بنان و آهنگ‌های فرانک سیناترا و تام جونز گوش می‌دادیم. یک بار که بحثمان در مورد سینما و فیلم‌های مورد علاقه‌مان گُل انداخته بود، جلیل یک‌دفعه با شور و حالی خاص گفت «از سبکِ کار مسعود کیمیایی خوشم می‌آد. یه آدمو عَلَم می‌کنه و در موقعیت‌های مختلف حسی و عاطفی و خانوادگی و اجتماعی نشونش می‌ده و با این جور بالا و پایین‌کردنش، گاه یک قهرمان می‌بینیم، گاه یک ضدقهرمان و گاه ترکیبی از هر دویشان». من هم که با او در مورد این فیلمساز و آثارش هم‌عقیده بودم، از جنسِ بازی و شخصیت‌هایش در یک موقعیت نمایشی و نگاه تراژیک و مرگ‌آگاهش و به ستیزاندیشیدنِ آدم‌هایش در قالبِ همین «سبک» می‌گفتم…..

نظر‌ دهی مسدود شده است.