۷۴-۱۹۰

هیچ ‌متنی یک‌ متن نیست / سیاست ‌تصویر از منظر کلمنت گرینبرگ، آردن رید و لیندا ناکلین

پیام چمانی :

احتمالاً نخستین بار فیلسوفان پیشاسقراطی یونان بوده‌اند که متن مکتوب را آمیزه‌ای از حواس شنوایی و بینایی در نظر گرفتند و به دنبال آن صراحتاً حواس بویایی و لامسه را از دخالت در کنش خواندن عزل کردند. کالوکاگاتیا تعبیری بود که یونانیان برای این درآمیختگی حس بینایی و شنوایی به کار می‌بردند. سافو در یکی از اشعار خود با همین نام، کالوکاگاتیا را چنین تعریف می‌کند: «آن که زیبا باشد صرفاً تا مادامی که پیش چشم ما باشد، زیباست، اما آن که خیر باشد هم‌اینک و همواره خیر است.» از این رو متن ادبی حامل آشوبی سرمدی فرض می‌شد که از عدم تعادل میان زیبایی حسی و فهم عقلانی ناشی می‌شد. در اینجا مراد از زیبایی حسی، جنبه‌های تصویری است و به همین منوال فهم عقلانی با شأن شنیداری متن ادبی قرین می‌شود. قوه باصره حسی است که با زیبایی پیوندی وهمناک و پرآشوب برقرار می‌کرد و از طرف دیگر قوه سامعه با جنبه‌هایی منظم و قاعده‌مند مثل موسیقی و ریاضیات پهلو به پهلو می‌شد. از قضا یکی از روزنه‌های نشت امر سیاسی، شکاف میان این دو ادراک متفاوت از متن نوشتاری بود. تفاوت بوطیقا و ریطوریقا از منظر ارسطو، بر مبنایی عمیقاً سیاسی مورد مداقه قرار گرفت. بوطیقا حاصل غلبه امر آوایی بر امر بصری است. حال آنکه در ریطوریقا، امر بصری رجحان دارد. تراژدی -نمونه‌ای از بوطیقا- عبارت از غلبه و استیلای قواعد آوایی و کلامی بر جنبه‌های بصری بود. در قطب مقابل، فن بلاغت و خطابه -‌نمونه‌ای ریطوریقایی- ماحصل اولویت قائل‌شدن بر بعد بصری بود. مخلص کلام اینکه متن مکتوب در تکاپو و تضاد دائمی میان صدا و تصویر سیلان می‌کند. در عین حال تعادل‌یافتن این دو ساحت حسی جز با مداخله قدرت امکان‌پذیر نیست.

نظر‌ دهی مسدود شده است.