۷۰-۱۱۳

هالیوود و سینه‌فیل‌های اروپا

توماس السسر – ترجمه‌: روبرت صافاریان :

 

ارتقای سیستماتیک فیلم‌های هالیوودی به مرتبه‌ی هنر بزرگ مسلماً از فصل‌های هیجان‌انگیز «تاریخ» تاثیر فرهنگ عامه‌پسند امریکایی بر اروپاست. راویان اخبار چنین روایت کرده‌اند که این اقدام قهرمانانه به دست گروهی از روشنفکران باانگیزه‌ی پاریسی، تقریباً دست تنها، به تحقق پیوست؛ روشنفکرانی که فکرهایشان را روی هم گذاشتند و یک تریبون روابط عمومی درخشان دایر کردند که بعدها به «کایه‌دوسینما» و «موج نو» سینمای فرانسه مشهور شد.۱

این افسانه با واقعیات بی‌ارتباط نیست، اما در این حد که روایت بسیار ساده‌ای از یک پدیده‌ی اجتماعی بسیار پیچیده را در افواه جا انداخته است. این روزها که نقد فیلم بار دیگر بیش از پیش به سمت نظریه‌پردازی رفته است، وجوه بحث‌انگیزتر این داستان کنار گذاشته می‌شوند.۲ با این همه دو پیامد ماجرا ارزش این را دارند که دقیق‌تر بررسی شوند. یکی بازخورد شهرت هالیوود در اروپا در ایالات متحده است، و ارزشی که اکنون امریکایی‌ها برای داشته‌های فرهنگی بومی خود در این زمینه قائل‌اند. مثلاً می‌توان دید که بعد از یک واکنش عصبی، که طی آن خبرهایی که از فرانسه می‌آمد در نیویورک و لس‌آنجلس با تحقیر و ناباوری تلقی می‌شد، سینمای هالیوود، و به خصوص فیلم‌های دهه‌های ۱۹۳۰، ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، به عنوان سهم اصیل ایالات متحده در هنر و زیبایی‌شناسی سده‌ی بیستم به رسمیت شناخته شده و غالباً با لحنی نوستالژیک بزرگ داشته می‌شوند.۳ این واقعیت که یک نهاد سینمایی امریکایی وجود دارد،۴ و در بسیاری از دانشگاه‌ها دوره‌هایی درباره‌ی سینمای امریکا تدریس می‌شود، همان اندازه از تغییری در رویکرد نسبت به سینمای هالیوود حکایت می‌کنند، که آثار عتیقه‌ای و پاستیش پیتر باگدانوویچ (مثل آخرین نمایش فیلم، تازه چه خبر دکتر جون؟ و ماه کاغذی) و اینکه بسیاری از سینماهای نیویورک وقتی برنامه‌های نمایش فیلم‌های قدیمی خود را تنظیم می‌کنند، جایی هم به «سینمای کارگردان‌ها» اختصاص می‌دهند، در حالی که تا همین چهار، پنج سال پیش، فقط ستاره‌ها بودند که عامل جذابیت به حساب می‌آمدند.

پرسش دیگر در پی یک تفکر کلی‌تر مطرح می‌شود: پدیده‌ی «عشقِ هالیوود»، درباره‌ی علاقه‌ی روشنفکران و دانشگاهیان به فرهنگ عامه‌پسند و به طور خاص فرهنگ امریکایی، چه دارد به ما بگوید؟ شک اندکی وجود دارد که جایگاه این عشق بیشتر اروپا و بیش از همه و به طور خاص فرانسه بوده است. بعدها منتقدان ایتالیایی، اسپانیایی و حتی لهستانی از پاریس پیروی کردند، اما به عنوان نمونه‌ای از علاقه‌ی فرهنگ سطح بالا به فرهنگ سطح پایین، این پدیده تنها زمانی معنادار است که توجه خود را بر فرانسه متمرکز کنیم.

نظر‌ دهی مسدود شده است.