۷۳-۸۹

نگاه اولیس: تصویر، احساس و معنا / مصاحبه وایولت لوکا با آنیس واردا

ترجمه: فتانه جعفری

چند روز پیش اعلام کردند که آنیس واردا نخل طلای افتخاری جشنواره کن ۲۰۱۵ را دریافت خواهد کرد. مراسم تاثیرگذاری برای تقدیر از واردا به نظر می‌رسد -او چهارمین کارگردانی ا‌ست که این جایزه را می‌گیرد-، هر چند به تجربه من، واردای ۸۶ساله تمایل زیادی ندارد تا چیزی را به کسی اثبات کند، و هنوز اصرار دارد هر کاری را در حد استانداردهای سخت خودش انجام دهد. با نهایت احترام اشاره می‌کنم که من با واردا هنگام نمایش آثارش در مرکز فیلم لینکلن و بعد از اتمام نمایش فیلم‌های کوتاهش گفت‌وگو کردم. درحالی‌که به سوی مکان آرامی برای مصاحبه می‌رفتیم، درباره اولیس (۱۹۸۳) گپ زدیم -که به نظرم کاملاً غیررسمی بود- اما وقتی واردا مرا در حالی دید که دستگاه ضبطم را بیرون می‌آوردم، ناگهان متعجب به چشمانم زل زد و گفت‌: «تو تا حالا ضبط نمی‌کردی؟ بیا شروع کنیم!» آنچه در ادامه می‌آید، نتیجۀ گفت‌وگوی پرنشاط ماست…

 

(واردا ادامه می‌دهد) هر فیلمی تاریخ، زیبایی، نازیبایی و معنای خودش را دارد. با گذشت زمان، معنا می‌تواند برای تماشاگران تغییر کند، چون مفهوم تاریخ و درک انسانی تکامل پیدا می‌کند. اینکه درباره فیلم ۳۵ میلی‌متری، دیجیتال، یا ویدئو صحبت می‌کنید اهمیتی ندارد. فیلم همان چیزی ا‌ست که قبلاً بوده، ولی افرادی که فیلم را ساخته‌اند تغییر کرده‌اند. من تغییر می‌کنم. من امروز دربارۀ کوبا، کشاورزان، یا زنان همان فیلم قبلی را نخواهم ساخت. به هر فیلم یک تاریخ تقویمی وصل شده است. ما همواره می‌کوشیم تا بر زمان غلبه کنیم و معنایی بسازیم که از سال ۶۱ ، ۶۲ یا سال ساختن فیلم فراتر باشد. با وجود این، حتی کلئو از ۵ تا ۷ (۱۹۶۲)، که با تاریخچه‌ای زمانمند درباره ترس از بیماری و مرگ سروکار دارد، در خود نشانه‌هایی از زمان تقویمی فیلم دارد- به طور نمونه قسمت‌هایی از اخبار رادیویی آن دوران را در فیلم گنجانده‌ایم. یا در استاد کونگ فو! (۱۹۸۸)، به کشف بیماری ایدز در سال ۱۹۸۷ اشاره می‌شود. به نظرم ما سعی می‌کنیم از محدودیت‌های تاریخ و زمان فرار کنیم، هر چند در نهایت ترجیح می‌دهم در جایی از فیلم تاریخ تقویمی‌اش را مشخص کنم و این تصور را به وجود نیاورم که فیلم بی‌زمان و بی‌مکان است….

نظر‌ دهی مسدود شده است.