۷۰-۷۵

نوشتن و سیاست / مصاحبه‌ای با هَرولد پینتر از میری‌یا آراگی و رامون سیمو، دانشگاه بارسلونا، دانشکده‌ زبانشناسی، ۶ دسامبر ۱۹۹۶

ترجمه و تلخیص: مهدی غبرایی : 

میری‌یا آراگی: نوشتن برایتان چه معنایی  دارد؟

هرولد پینتر: از زمان کودکی همیشه زبان مرا به هیجان می‌آورد. از یازده-‌دوازده‌سالگی شروع به نوشتن کردم. از دوران کودکی به کلمات عشق می‌ورزیدم و این هیجان در تمام عمر با من ماند. هنوز هم مثل همیشه از کلمات روی صفحه کاغذ و از تکه کاغذ سفیدی که کلمات می‌توانند پرش کنند، به هیجان می‌آیم. هر تکه کاغذ سفید دنیای ناشناخته‌ای است که می‌توانی در آن شیرجه بزنی. این کاری است بس پرچالش.

م. آ: در ۱۹۶۱ در گفت‌وگویی با ریچرد فیندلیتر۴، که بعداً با عنوان «نوشتن برای خودم» منتشر شد، گفتید: «من از آدم‌ها شروع می‌کنم، که از موقعیتی خاص می‌آیند. بی‌برو‌برگرد از هیچ ایده انتزاعی نمی‌نویسم.» آیا این روند خلاقانه ظرف سالیان به همین نحو باقی مانده است؟

هـ. پ: بله، هرگز از ایده انتزاعی ننوشته‌ام. چنین نیست که شخصیت‌های خاص مثل تصاویر مشخص وخاص باشند، چه از لحاظ بصری و چه کلامی.

م. آ: حتی در نمایشنامه‌های سیاسی اخیرتان به همین روش می‌نویسید؟

هـ. پ: بله، حتی در نمایشنامه‌های آشکارا سیاسی اخیرم. اگر می‌خواهید نمایشنامه‌ای درباره اوضاع جاری بنویسید، باید انگیزه‌ای داشته باشید، و انگیزه باید از تصویر خاصی فراهم آید. به عنوان مثال راه توشه۵، که گمانم در سالابکت۶ اجرای باشکوهی از آن ارائه دادند، در ذهنم با مردی شروع شد که پشت میزی چشم‌به‌راه کسی، یعنی قربانیش، نشسته است. تصویر مردی که پشت میز نشسته نکته مشخصی بود که نمایشنامه از آن شروع شد. ایده نبود که نمایشنامه را شروع کرد. تصویر همین مرد بود که راهش انداخت.

رامون سیمو: وقتی از روند خلاقانه‌تان بحث می‌کردید، از طرح‌ریزی یا ساختارهای از پیش‌پنداشته حرفی نزدید. با این‌حال نمایشنامه‌هاتان از دقتی بی‌نهایت برخوردار است. می‌توانید تفسیر کنید چگونه این دو جنبه در آثارتان به همزیستی می‌رسند؟

هـ. پ: ساختار صوری در جریان کار بر نمایشنامه فراهم می‌آید. من هنوز درمی‌یابم که ناگزیرم اَشکال بسیار دقیقی بسازم، این قسمتی از طرز زیست من است. میلش در من است و سپس این میل را سامان می‌دهم و آن را منسجم می‌سازم. این انسجام، کاملاً آشکارا، مربوط می‌شود به اینکه چگونه به زبان و ساختار نمایشنامه شکل بدهید. من در انجام‌دادن این امر دقت فراوانی به خرج می‌دهم. به این ترتیب این دو بر هم منطبق می‌شوند، یکی بخشی از دیگری است. من جانوری وسط نمایشنامه‌ دارم که نویسنده باید مهارش کند. اما راستش، این جانور را دوست دارم. اگر پای این جانور در بین نبود، اصلاً هیچ چیز وجود نمی‌داشت.

نظر‌ دهی مسدود شده است.