۷۰-۱۴

نه خدایی نه اربابی: روبر برسون و سیاست رادیکال

براین پرایس – ترجمه: صالح نجفی:

 

در تابستان ۱۹۷۷، بسیاری از روزنامه‌های فرانسه با انواع گرایش‌ها مطالبی دربارۀ روبر برسون به‌چاپ رساندند و مدعی شدند که او جوانان را به خودکشی تحریک می‌کند. در اوایل ماه ژوئن همان سال، میشل دورنافو، وزیر فرهنگ و محیط زیست دولت والری ژیسکار دستن، تماشای فیلم شاید شیطان برسون را برای افراد زیر هجده‌سال قدغن کرد. دولت وقت فرانسه گمان می‌کرد فیلم برسون خودکشی را واکنشی منطقی به جامعۀ مصرف‌زده‌ای می‌داند که آثار آن به‌طور کامل در فیلم او بازنموده شده است. مطبوعات فرانسه در واکنش به تصمیم وزارت فرهنگ دو دسته شدند. تیتر درشت روزنامۀ Le Quotidien de Paris شکست برسون را به‌شکلی جشن گرفت که انگار برسون در کارزاری انتخاباتی شکست خورده: «ژیسکار، آری؛ برسون، نه!» تیتر درشت روزنامه‌های دیگر همدلانه‌تر بود: «دهان برسون را بستند». پس از انتقادهای فراوان، میشل دورنانو تصمیم گرفت فیلم را از توقیف درآورد و پروانۀ اکران عمومی فیلم را صادر کند. وقتی در ۱۷ ژوئن تغییر عقیدۀ دولت اعلام شد روزنامۀ اومانیته کاریکاتوری هجوآمیز چاپ کرد که در آن دورنانو پشت سر ژیسکار، رئیس‌جمهور وقت، ایستاده و خود ژیسکار پشت میز تحریرش نشسته بود، پیشانی‌اش چین‌خورده و قلم‌پَری در دست. دورنانو با دستپاچگی به رئیس‌جمهور می‌گوید تصمیم گرفته است دو فیلم سینمایی را توقیف کند: کارگران بیکار و فرصت‌های شغلی. ژیسکار می‌پرسد، «به‌خاطر هرزه‌نگاری؟» و دورنانو جواب می‌دهد: «نه، به‌خاطر تبلیغ خودکشی».

جواب ژیسکار اشاره به دو فیلمی دارد که قبلاً شاید شیطان را با آن‌ها در یک گروه قرار داده بودند و هر دو به‌جهت محتوای هرزه‌نگارانۀ ظاهری‌شان سانسور شده بودند: موندو اومو و اردوگاه دختران گم‌شده (۱۹۷۶). جواب دورنانو آن تکانۀ ضدانقلابی را که مبنای تلاش او برای سانسور شاید شیطان بود مرتفع می‌کند. در سال ۱۹۷۷، بیکاری در فرانسه بیداد می‌کرد و افزایش آمار بیکاری چهار سال بعد به پیروزی میتران در انتخابات ریاست جمهوری منجر شد. فیلمی جدی دربارۀ معضلات کار در جامعه فقط می‌توانست به نارضایتی‌ها و واکنش‌های نهیلیستیِ شمار فزاینده‌ای از جوانانِ محروم از حق رای دامن بزند. فیلم برسون تلاشی است برای فهم وضعیت اسفبار فرانسه در سال ۱۹۷۷ و همچنین نقش دولت فرانسه در ایجاد و تداوم مناسباتی در فضای کار فرانسه که مسبب این‌گونه نارضایی‌ها بود. راستش را بخواهید منطق کاریکاتور روزنامۀ اومانیته را می‌شد بیش از این بسط داد. آری، شاید شیطان تصویری از خودکشی ترسیم می‌کند اما در ترازی به مراتب وسیع‌تر: تخریب محیط زیست و ظهور مصرف‌زدگی در پهنۀ فرهنگ که آدم‌ها را همگی بدل به کالا و زباله می‌کند، موجوداتی قابل محاسبه و پیش‌بینی و اشیایی یک‌بار مصرف و دورریختنی. بلایی که سر محیط زیست می‌آید سر جوانان هم می‌آید. بله، دورنانو تردید نداشت که فیلم برسون توان تحریک و فتنه‌انگیزی دارد اما اصلاً پیش‌بینی نمی‌کرد که اگر تصمیمش را برای سانسور فیلم اعلام کند این‌همه اعتراض و مخالفت پدید آید.

نظر‌ دهی مسدود شده است.