204-44

نمايشنامه‌نويسان از فوت و فن‌هاي خلق مضمون در آثارشان مي‌گويند اعترافات يک ذهن‌ِ خلاق

براي بسياري از نويسندگان پيدا کردن ايده‌ي اوليه و گسترش آن مبتني بر اصول و شيوه‌هاي منحصر به فردي است که در طول سال‌ها کار و تجربه‌اندوزي به دست آورده‌اند. درام‌نويسان نيز از اين امر مستثني نيستند و هريک ضمن‌ِ  نگاه متفاوتي که به ظرفيت‌هاي تئاتر دارند مي‌کوشند مضامين مورد علاقه‌ي خويش را در ديالوگ‌ها و کنش‌هاي جاري در آثارشان بازتاب دهند. بر اين مبنا از سه تن از درام‌نويسان کشورمان خواستيم تا به سوالاتي مشترک در مورد چگونگي خلق آثارشان پاسخ دهند. ضمن آنکه تفاوت‌ِ نگاه‌هاي هريک گاه غافلگيرکننده بود اما در مجموع تمامي ‌آنها نسبت‌ِ مضمون و ساختار را در آثارشان پيوسته و غيرقابلِ تفکيک مي‌دانستند. اما پرسش‌هاي ما از اين قرار بود:

1- برمبناي چه فرآيندي ايده‌ي اوليه‌ي نمايشنامه‌هايتان را به دست مي‌آوريد؟

2- در نمايشنامه‌هاي شما اين مضمون است که ساختار را مي‌سازد يا فرآيند معکوسي وجود دارد؟ به چنين تفکيکي قائل هستيد؟

3- چه تفاوتي در ارتباط با کارکردِ مضمون در «تئاتر و ادبيات نمايشي» با ديگر هنرها قائل هستيد؟

4- مضمون نمايشنامه‌هاي شما بيشتر برآمده از کدام دسته است؟ «آيين»، «مذهب»، «مسائل اجتماعي» و «انگاره‌ي زيبايي‌شناسانه‌ي ذهني».

5- کدام نمايشنامه يا نمايشنامه‌نويس ايراني را در خلق مضامين اثرگذار موفق مي‌دانيد؟ چرا؟

نظر‌ دهی مسدود شده است.