۶۶-Nabavi
ناصر نبوی : ناشناس، بیرون پنجره، توی تاریکی، لابه‌لای چمن‌ها نشسته است، درست پای تک‌درخت لاغر و خمیده‌ی رو‌به‌روی کلبه که پشت به این جنگل بی‌انتها، یکه و تنها سر بر‌آورده است. نام تک‌درخت را نمی‌دانم؛ نه فقط نام، که هیچ ویژگیِ دیگرش را. پس باید عجیب باشد که مدتی است، نزدیکِ یک ماه، که فکرش از سرم دور نمی‌شود، از زمانی که شاخه‌هایش دوباره به بار نشسته‌اند. عاشق آن گلبرگ‌های تردِ بهاری‌ام، آن گل‌های کوچک بنفش که لابد وقتی لای دو انگشتت می‌گیری، مثل بال غبارگرفته‌ی شاپرکی مرده خش‌خشبیشتر بخوانید
۶۶-Okhovat2
احمد اخوت : همه چیز با این مرد، ویکتور شکلوفسکی [یا اشکلوفسکی]، Viktor Shklovsky، و انجمن اپویاز (Opoyaz)، جامعه مطالعه زبان شعر، شروع شد، جریان ادبی که با پیوستن نحله زبان‌شناسی مسکو به آن شکل‌گرایان روس (Russian Formalists) را تشکیل دادند و بر جریان‌های ادبی جهانی بعد از خود تاثیر بسیار گذاشتند. هر چند آنها در دهه سی میلادی در کشور شوراها به دست استالین سرکوب و ظاهراً خاموش شدند اما تاثیرشان همچنان پا برجاست و ادامه دارد. دانشنامه شعر و بوطیقای پرینستون مقاله جامعی درباره اپویاز و شکل‌گرایان روسبیشتر بخوانید
۶۶-Beiroti
منیرالدین بیروتی چرا در هرچیز نویی لذت هست؟ اصلاً این نو چیست که در آن و در تصاحب آن لذت هست؟ و دیگر اینکه چرا ما به چیزهای نو محتاجیم؟ اصلاً آیا محتاجیم؟ لذت ناشی از امری نو است که ما را به آن محتاج می‌کند یا نه، احتیاج به امری نو است که آن را برای ما لذتبخش جلوه می‌دهد؟ اصولاً هر چیزی که در ما حسی تازه از خودمان و درکی نو از امور دورو‌برمان ببخشد و ما را وادار به شناخت بعدی از ابعاد وجودی‌مان بکند کهبیشتر بخوانید
۶۶-Hadadi2
محمود حدادی : ویژگی شاعران روزگار نکبت‌زده ما احساس شرم خشم‌آلودی است که از سرودن شعر زیبا به آنها دست می‌دهد، آن هم با شدتی که این شاعران جوان را به گفتن شعر «زشت» برمی‌انگیزد، یا به اینکه جز فریاد از سینه برنیاورند، فریاد انسانی که در اخلاقی‌بودن جهان تردید دارد. ما حتی وقتی که در خلوت دل هم به سیمای خود نگاه می‌کنیم، جز چهره‌ای مسخ نمی‌بینیم. فرانتس بلای (۱۹۱۷) ظاهراً اول‌بار هگل است که در کتاب زیبایی‌شناسی خود نوشته ۱۸۳۸، در توضیح شکل‌گیری قالب‌‌ها و ژانرهای ادبی، تاریخبیشتر بخوانید
۶۶-Hosseinizad
محمود حسینی‌زاد :   از نوآوری در ادبیات پرسیده‌اید. تلاشم را می‌کنم تا با مثال‌هایی نظرم را بنویسم. به این روند در ایران هم کاری ندارم. در کل منظورم است. حالا هر اندازه‌اش به شرایط ما می‌خورد یا نمی‌خورد، موضوع دیگری است.   اگر امروز این امکان را داریم تا با هواپیماهای مدرن و سریع‌السیر در کمترین مدت از این سر دنیا به آن سرش برویم، به این دلیل است که در سال ۱۷۸۳ اولین بالن در پاریس به هوا رفت و در سال ۱۹۰۱ به وسیله وایسکوپف آلمانی یابیشتر بخوانید
logo-2
محمد حسینی :   فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر سخن نو آر که نو را ملاحتی است دگر (فرخی) با این همه، نوآوری به گمان من چیزی جز پی‌گرفتن سنت نیست. «سنت» و «پی‌گرفتن» را هم درست در معنای دقیق و فرهنگنامه‌ای آن در نظر دارم، که یکی راه و روش است و دیگری گرفتن و رفتن. «سنت» روش و طریق است؛ روش و طریقی که با ملاک‌های معین و با وصف‌های مشخص تعریف و تدوین شده است. هر نوع خروج ناآگاهانه از آن هم «بدعت» نامیده می‌شود؛بیشتر بخوانید
logo-2
سهیل سمی در ظاهر ماهیت نوآوری در ادبیات روشن است. هر از چندی نویسنده‌ای خلاق در نوشتن کارش ترفندی نو به کار می‌بندد و این کار نو به اسم او ثبت می‌شود. اگر بخت نویسنده بلند باشد این نوآوری بر دیگران نیز تاثیر می‌گذارد و طیفی از آثاری نو شکل می‌گیرد. اما به گمانم این فقط ظاهر کار است. از آشکارترین بخش‌های جلوه‌یابی این نوآوری‌ها ژانرهای ادبی‌ست. بررسی ژانرها به خوبی نمایشگر سیر نوآوری‌های ادبیات هست. اما مهم‌تر از این مسئله آن است که ریشه و منبع این نوآوری‌ها کجاست.بیشتر بخوانید
۶۶-Sadeghian
توماس پاول – ترجمه: سعید صادقیان : به دو روش می‌توان تاریخ را بررسی کرد: «غایت‌شناسی» (téléologie) برای تاریخ مسیری کاملاً معین در نظر می‌گیرد و پایانی به آن نسبت می‌دهد که یا از پیش معلوم است یا در افق می‌درخشد؛ در مقابل، «توصیف» در پی درکِ چیزی است که واقعاً حادث شده است. فیلسوفان، غایت‌شناسی را ترجیح می‌دهند زیرا به آنها امکانِ گمانه‌زنی و پافشاری بر این مطلب را می‌دهد که پایان تاریخ از سوی طبیعت تعیین شده است و به لطف پیشرفت نوعِ بشر اتفاق خواهد افتاد، همان‌طور کهبیشتر بخوانید