۶۳--۱۰۴
احمد اخوت پیشگفتار مترجم: یودورا ولتی (Eudora Welty)، ۲۰۰۱-۱۹۰۹، از نویسندگان رنسانس جنوب، داستان صدا از کجا می‌آید؟ را در سال ۱۹۶۰ نوشت و این اثر در شماره ششم جولای ۱۹۶۳ نیویورکر منتشر شد. اینجا با یک صدا (از موضوع‌‌های مورد علاقه ولتی) سروکار داریم، آوای قاتلِ بدونِ اسم (نکته‌ای مهم) رولاند سامرز (یکی از فعالان جنبش مدنی سیاهان در جنوب امریکا) که به صورت یک تک‌گویی و به شیوه جریان سیال ذهن ماجرای این ترور را (که تقریباً یک ساعت به طول می‌انجامد) برایمان تعریف می‌کند. این داستان رابیشتر بخوانید
۶۳--۱۰۸
شهریار وقفی‌پور بنا به بصیرت لنین، امپریالیسم قرن نوزدهم میلادی هنگامی رخ می‌نماید که کاپیتالیست‌های بزرگ اروپا در یافتنِ فرصت‌ها و مجال مناسب سرمایه‌گذاری برای ثروت وافرشان در اروپا با دشواری مواجه شدند. آنان به آفریقا و شرق رو کردند و با حمایتِ هیمنه‌ی مسلحانه‌ی دولت و ایدئولوژیِ برتری نژادی موفق به بسط و توسعه شدند. توسعه رقابت را پرورد و رقابت جنگ را به دنبال آورد. بی‌تردید جنگ تنها مرگ به بار می‌آورد و مرگ چیزی بار نمی‌آورد مگر گل‌ها و سبزی‌هایی که تنها به دردِ اقتصادهای زراعی منسوخبیشتر بخوانید
۶۳--۱۳۵
فرخنده آقایی شروع داستان فردا: «چرا خوابم نمی‌برد؟ شاید برای اینه که مهتاب روی صورتم افتاده. باید بی‌خود غلت نزنم، عصبانی شدم. باید همه‌ چی را فراموش کنم، حتی خودم را تا خوابم ببره. اما پیش از فراموشی چه هستم؟ وقتی که همه چی را فراموش کردم چه نیستم؟ من درست نمی‌دونم کی هستم. نمی‌دونم… همه‌اش “من… من!‌” این “من” صاحب‌مرده! دیشب سرم را که روی متکا گذاشتم، دیگه چیزی نفهمیدم. همه‌چی را فراموش کردم. شاید برای اینه که فردا میرم اصفهان…. چرا نمی‌تونم یک‌جا بند بشم؟ رضا ساروقی کهبیشتر بخوانید
۶۳--۱۳۷-
شاپور بهیان والری لاربو [مترجم اولیس به فرانسه] در یک سخنرانی از انتشار اولیس خبر داد و برای حضار از دو نیت اصلی کتاب سخن گفت که جویس از آنها با او بسیار سخن گفته بود. او به ویژه تذکر داد که عنوان رمان، خودْ یک کلید است و خواننده‌ای که ادیسه را در ذهن دارد، خطوط داستان اولیس را بهتر درک خواهد کرد و گفت که در این اثر، جوهر آشفته زندگی مدرن، به قالبی حماسی درآمده است. اما مفسران دیگر دریافتند که قفلِ همه معانی پنهان مورد نظربیشتر بخوانید
۶۱-۱۲۷-
جمال میرصادقی روبین که سرگرم نوشتن شرح حالی از زندگی نویسنده بود، درمی‌یابد که او علاقه بسیاری به قصه‌های بلند قدیمی داشته است، به خصوص به قصه‌ای که جادوگری شخصیت اصلی آن است و در چین زندگی می‌کند و مظهر شر و بدی است و قدرتی فوق انسانی دارد و پادشاه چین و مه‌پری دختر او را بازیچه تمایلات خود می‌کند. جادوگر از سرنوشت خود آگاه است و می‌داند که زندگی‌اش به دست خورشید شاه، شاهزاده‌ای از سرزمین دیگری به پایان می‌رسد. این موضوع نویسنده را به خود جلب کردهبیشتر بخوانید
: احمد اخوت مقدمه مترجم: احتکار (یا hoarding)، از ریشه حکر یعنی انبار‌کردن، به معنای «انبار‌کردن و نگاه‌داشتن غله یا چیزهای دیگر به قصد گران‌فروختن است». این البته تعریف احتکار در معنای عام و معمول آن است چرا که احتکار فقط نگه‌داشتن غله نیست و شامل چیزهای دیگر هم می‌شود. در داستانی که می‌خوانید، مردی که یکم سپتامبر ۱۹۷۳ را جمع می‌کرد، (The man who collected the first of September 1973) با مردی آشنا می‌شویم به اسم تک (ptk) که خبر جمع می‌کند. آن هم اخبار یک روز خاص، اولبیشتر بخوانید
۶۱-۱۳۱-
بابک تبرایی اومبرتو اکو از معدود حکیمان روزگار ماست؛ یک استاد جامع‌الاطرافِ نشانه‌شناسی که هم فیلسوف است و منتقد اجتماعی، و هم رمان‌نویس و منتقد سینما. استاد در طنز هم البته سررشته دارند. در اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ و اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰، اکو مقالات کوتاهی به نام diario minimo (به تعبیری: روز‌کم‌نوشت‌ها) برای یک نشریه‌ی ایتالیایی می‌نوشت که بعدها در قالب کتابی به نام چگونه با ماهی سالمون برویم سفر، به انگلیسی، گردآوری و منتشر شد. این مقاله‌ها، تاملاتی‌اند هوشمندانه و به‌طنز در باب جفنگیاتِ زندگی مدرن، از سینما و ادبیاتبیشتر بخوانید
۱۸۳--۵۹-
ناصر نبوی درباره‌ی شاعر: فلورا آلخاندرا پیسارنیک در ۲۹ آوریل ۱۹۳۶ در حوالی بوئنوس آیرس از والدینی لهستانی و یهودی به دنیا آمد. در دانشگاه بوئنوس آیرس فلسفه و روزنامه‌نگاری خواند و در کارگاه یک نقاش سوررئالیست آرژانتینی به نام خوان باتل – پلاناس نقاشی آموخت. در نوزده سالگی نخستین کتاب شعرش را منتشر کرد. از ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴ در پاریس اقامت گزید قفس بیرون خورشید هست. یک خورشید بیش نیست اما آدم‌ها نگاهش می‌کنند و سپس آواز می‌خوانند. ترس در پژواک مردگانم ترس هست هنوز تو ترس را می‌شناسی؟بیشتر بخوانید