۱۸۳--۵۹-
ناصر نبوی درباره‌ی شاعر: فلورا آلخاندرا پیسارنیک در ۲۹ آوریل ۱۹۳۶ در حوالی بوئنوس آیرس از والدینی لهستانی و یهودی به دنیا آمد. در دانشگاه بوئنوس آیرس فلسفه و روزنامه‌نگاری خواند و در کارگاه یک نقاش سوررئالیست آرژانتینی به نام خوان باتل – پلاناس نقاشی آموخت. در نوزده سالگی نخستین کتاب شعرش را منتشر کرد. از ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴ در پاریس اقامت گزید قفس بیرون خورشید هست. یک خورشید بیش نیست اما آدم‌ها نگاهش می‌کنند و سپس آواز می‌خوانند. ترس در پژواک مردگانم ترس هست هنوز تو ترس را می‌شناسی؟بیشتر بخوانید
۵۵_۱۵۸
شاپور بهیان در آغاز قرن بیستم، نویسندگان مدرنیستی چون جیمز جویس، ویرجینیا وولف، مارسل پروست، کاترین منسفیلد، ویلیام فاکنر کوشیدند لحظه‌هایی از زندگی را ثبت و مجسم کنند که رمان و داستان مرسوم آنها را نادیده گرفته بود. آنها می‌خواستند واقعیت گذرنده و ناپایدار را شکار کنند و از  این لحاظ، پیرنگ‌های تروتمیز و جفت‌وجور و پایان‌های قطعی، خرسندشان نمی‌کرد و حتی به گمان ویرجینیا وولف داستان مرسوم، واقعیت تجربه زندگی را مخدوش می‌کرد. او نویسندگانی چون اچ. جی. ولز، آرنولد بنت، جان گالزورثی را «ماتریالیست» می‌نامید؛ زیرا به نظربیشتر بخوانید
5
شهاب نادري‌مقدم خورخه لوئيس بورخس سفري به ژاپن داشت و تحت تاثير ‌هايکوهاي ژاپن شعر‌هايي نوشت که مربوط به سال 1981 است.   1 امروز درختان بادام خوشحالم نمي‌کنند خاطرات تو هستند 2 در بيابان سپيده‌دمان رخ داده است يکي با‌خبر است 3 شمشير بي‌مصرف خواب نبردهايش را مي‌بيند روياي من اما چيز ديگري است 4 مرد مرده است ريش نمي‌داند ناخن‌ها اما ايمان دارند 5 اين دستي است که يک بار موي تو را لمس کرد 6 ماه پايين مي‌آيد سايه‌هايي طولاني مي‌شوند يکي تنهاست 7 آيا امپراتور روشناييبیشتر بخوانید
unnamed
لادن نيكنام تماشاي «روياهاي دم صبح» ساخته‌ي «مهرداد اسكويي» ساده نيست. دشوارتر است از آنچه مي‌شود تصور كرد. حتي اگر از قبل خودت را آماده كني و بنشيني پاي فيلم و مدام به خودت نهيب زني كه حواست را جمع كن ببين فيلمبردار چطور عمل كرده و نماها چطور كنار هم چيده شده‌اند و ضرباهنگ فيلم حساب‌شده است و هزار نكته‌ي ديگر كه منتقدان حوزه‌ي سينما بايد از آن بنويسند… باز حالت دگرگون مي‌شود. اما «روياهاي دم صبح» از جاي ديگري حركت مي‌كند و مي‌آيد تو را درگير مي‌كند. ازبیشتر بخوانید
MAS_3984
لادن نيكنام در مسير كار حرفه‌اي و خلاقه‌ي شعر، گاهي شاعر در تمام‌ِ وقت‌ها با دغدغه‌اي يكسان و رو به رشد و تعالي مواجه است. او تلاش مي‌كند كه حقيقت‌ِ ذهني هر روزه‌اش را هر بار در فرمي تازه و نو اجرا كند. از اين منظر وقتي به مجموعه كارهاي چاپ‌شده از «ياور مهدي‌پور» نگاه مي‌كنيم‌، مي‌بينيم او توانسته است ميان‌‌ِ يك من‌ِ شاعر و توي مورد خطاب خود، پلي از جنس مكان و زمان بزند. حال وقتي مي‌گويم مكان يا زمان مقصود چيست؟ شاعر توانسته از مكان‌ِ پنهان پشتبیشتر بخوانید
پيمان خسروتهراني وسواس بيمارگونه بعضي از مردم در مورد اسپويلرها, اخيراً کاسه صبرم را لبريز کرده است.چنين چيزي تنها در ميان سينمارو‌ها (رايج) نيست، خيلي از طرفداران ادبيات داستاني نيز به آن مبتلايند. در سري که به يکي از چت‌روم‌هاي تامس پينچون زدم,که از قضا با خواندن اخير پيش از انتشار «روز ستيز» مصادف شده بود، فهميدم که, ساير (هواداران) دوآتشه‌ي پينچون به طور خستگي‌ناپذيري, يکديگر را در مورد اينکه نقد کوتاه رمان را که پيشتر مجله تايم منتشر کرده بود بخوانند يا نه، نصيحت مي‌کردند، که عملاً (نويسنده) دربیشتر بخوانید
سلام، در شماره‌ي جديدتان که نيم‌ويژه‌نامه‌ي وس اندرسون را کار کرده‌ايد در تمام مقالات تاليفي و ترجمه‌اي اسم فيلم “the royal tenenbaum’s” يا همان «خانواده‌ي رويال تننبام» را به اشتباه «تننبام‌هاي سلطنتي» نوشته‌ايد. من نمي‌دانم منشا و عامل اين اشتباه از کجا بوده اما مي‌دانم که شما اولين و احتمالاً آخرين اشخاصي نيستيد که اسم اين فيلم را اشتباه مي‌نويسيد. اگر حتي يک بار اين فيلم را ديده باشيد ـ همانطور که در مقالات تاليفي و ترجمه‌ي خودتان هم گفته شده ـ اسم شخصيت اصلي و مرکزي فيلم که پدربیشتر بخوانید