48-44

نشانه‌شناسي در آثار پازوليني: سينما، پلان-¬سکانس واقعيت

مهرداد پارسا

فيلم‌ها، آثار مکتوب، شعرها و درواقع هر آنچه در جهان کژآيين و سينمايي پازوليني به چشم مي­آيد به ­معنايي ترکيبي است از امر والا و امر سطحي، امر راست­کيشانه و کنش­هاي منحرف، امر اخلاقي و امر جنايتکارانه. پازوليني به واسطه‌ي نقب زدن به انسجام انزواطلبانه­ي هر دو سوي اين دوگانه‌ها و ايجاد کنشي سيال و البته تا حدي ديالکتيکي ميان آنها با فروتني بسيار تو گويي به بيننده اجازه نمي‌دهد با تماشاي فيلم‌هايش از احساس دوگانه‌ي تماشاي اثري مبتذل و خيال‌پردازانه و در عين حال حس يک سينماي سياسي و ذاتاً انتقادي رها شود. از سوي ديگر، با توجه به نحوه‌ي زيست و ماجراي مرگ پازوليني و برداشت خود او از مرگ در مقام پايان‌بخش روايت سينمايي آدمي، شايد همخواني اين دوگانه‌ها و پيوند عميق مضامين سينمايي و زندگي يک مولف در هيچ کجا به اندازه‌ي آثار او چنين مشهود و تاثيرگذار نباشد. به اين اعتبار به اعتقاد بسياري پازوليني مهم‌ترين روشنفکر و کارگردان دگرانديش ايتالياي پس از جنگ به حساب مي‌آيد که عمده تاملات او در حوزه‌ي نظريه‌ي فيلم در دهه‌ي 60 و در مقالات مهمي همچون «سينماي شعر» و «زبان مکتوب واقعيت» عرضه مي‌شود. اما آنچه در نظريه فيلم او اهميت دارد، نظريه‌ي نشانه‌شناسي تصوير سينمايي اوست که عمدتاً با نقد و ارزيابي ديدگاه کساني چون متز آغاز مي‌شود

نظر‌ دهی مسدود شده است.