۶۶-Rohani

میزگردی درباره‌ی مجموعه تلویزیونی دایی‌جان ناپلئون با حضور علیرضا زرین‌دست، محمدشهبا، محمدحسن شهسواری، امید روحانی دایی‌جان ناپلئون: آینه‌‌ای تمام‌قد در بازتاب تاریخ، اندیشه، فرهنگ، اخلاق و تمدن ایرانی

امید روحانی: امسال، گویا، مصادف است با چهلمین سال نمایش و ساخت مجموعه تلویزیونی «دایی‌جان ناپلئون» از رمان درخشان ایرج پزشکزاد و ساخته‌ی تحسین‌برانگیز ناصر تقوایی که در حافظه‌ی ما ایرانیان جا خوش کرده است و به عنوان نمونه‌ای مثال‌زدنی از یک سریال کمدی یا طنز تلویزیونی ماندگار شده است. هر بار که از منتقدان و اهل فن -سینما و تلویزیون و رسانه و ادبا و فضلا و…- نظرخواهی می‌شود به «دایی‌جان ناپلئون» به عنوان نمونه‌ای استثنایی و درخشان استناد می‌شود (و از سوی دیگر مثلاً به «هزاردستان» علی حاتمی). عجیب است که درباره‌ی این مجموعه‌ تحقیق پروپیمان یا بررسی دقیقی انجام نشده است.

آقای محمد شهبا، مورخ و تحلیلگر و مدرس و استاد سینما و محمدحسن شهسواری عزیز، نویسنده و همکار فیلمنامه‌نویس در چند فیلم سینمایی و همه اینها مصادف شد با چاپ جدید رمان آقای پزشکزاد و نسخه‌ی به نسبت تروتمیزتری که این اواخر از یکی از شبکه‌ها پخش شد و البته یادی از هنرمند عزیزمان ناصر تقوایی.
تا آنجا که می‌شد بحث‌ها را فشرده کردم اما سعی‌ام این بود که شکل محاوره‌ای و مناظره‌ای آن حفظ شود.

علیرضا زرین‌دست: من ابتدا از عدم حضور آقای تقوایی اظهار تاسف می‌کنم. واقعاً ایشان باید حضور می‌داشتند و نمی‌دانم که چرا حضور ندارند. البته این درست است که وقتی خود صاحب اثر حضور دارد، گفت‌وگو بیشتر تبدیل به تعارف می‌شود. مدام شروع می‌کنیم از همدیگر تعریف‌کردن که من خوبم و تو خوبی. شاید این نکته‌ای که شما می‌گویید، درست باشد. ولی به هر حال اهمیت دارد که ما از اینکه ایشان حضور ندارند و جایشان خالی است، یاد کنیم. دلیل اصلی ماندگاری مجموعه سریال «دایی‌جان ناپلئون» این است که در این مجموعه، شخصیت‌های مختلفی هستند و این شخصیت‌ها هر کدام از یک طبقه و طیفی هستند و این همان نکته‌ای است که تماشاگر را جذب می‌کند.
روحانی: در واقع این تصور را به شما داد که این آدم‌ها ما به ازای بیرونی دارند.اصطلاح آبروداری در این فرهنگ جایی همگانی دارد، همه چیز باید در جهت آبروداری باشد…

شهسواری: بله، پزشکزاد در محافل زیادی شرکت می‌کرده و یکسری از حکایت‌هایی که در رمان است چیزهایی بوده که مثلاً هفته پیش‌ آن را در جایی شنیده یا دیده بود. حتی خیلی از روشنفکران می‌گفتند رمان را بخوانیم ببینیم در این قسمت حال کی را می‌خواهد بگیرد. یعنی خیلی از چیزها مابه‌ازا داشته است. تا زمانی هم که کتاب تبدیل به سریال می‌شود، اینقدر همه‌گیر نمی‌شود. یعنی مثل همه جای دنیا که فیلم‌ها و سریال‌ها به همه‌گیر‌شدن کمک می‌کنند.
در ادامه‌ی بحث‌های قبلی باید بگویم چرا از یک جایی به بعد روشنفکران یا نویسندگان ما به کردار قهرمانانشان نمی‌پردازند. ما درباره جنبش‌های چریکی رمان نداریم. سال ۱۳۴۹ این کتاب منتشر می‌شود که سال سیاهکل است و ما رمانی در این باره نداریم. حالا می‌گوییم آن موقع نمی‌شده است. چرا این همه سال این اتفاق نیفتاده است؟

نظر‌ دهی مسدود شده است.