۶۷-۱۰۷

جزیره سرگردانی / موانع و سرعت‌گیرهای فیلمنامه‌نویسی در سینمای ایران

شاهین شجرى‌کهن :

 

«فیلم‌های ایرانی مشکل فیلمنامه دارند…» این رایج‌ترین کلیشه سینمای ایران است با قدمتی نزدیک به هشتاد سال. جمله‌ای که مثل یک اصل پذیرفته‌شده و طبیعی، چندین دهه است که دهن به دهن می‌چرخد و کسی هم خودش را برای تغییر این گزاره به زحمت نمی‌اندازد. جالب است که هم منتقدان با این جمله پیوندی دیرین دارند و هم کسانی که خود مسئول تثبیت و همه‌گیرشدن این گزاره‌اند. حتی کسانی که کارنامه حرفه‌ای‌شان انباشته از فیلمنامه‌های ضعیف و سطحی‌ست نیز در مواجهه با این موضوع سری به حسرت تکان می‌دهند و با درد و دریغ می‌گویند: «فیلم‌های ایرانی مشکل فیلمنامه دارند…»

اما چرا سینمای ایران در تمام سطوح و ابعادش، از فیلم کوتاه تجربی گرفته تا فیلم بلند تجاری، چنین آشکار از ضعف فیلمنامه آسیب می‌بیند؟ قاعدتاً جواب حاضر و آماده اغلب فیلمنامه‌نویس‌ها این است که ممیزی شدید و محدودیت در پرداختن به سوژه‌ها و موضوعات جذاب باعث شده فیلمنامه‌های ایرانی عموماً دست‌انداز داشته باشند و نویسنده نتواند آزادانه به خیال و فکر و ذوق دراماتیکش پر‌و‌بال بدهد. این حرف غلط نیست. طبیعتاً ممیزی سنگین و سلیقه‌ای در طول چهار دهه اخیر سنگی بوده که به پای فیلمنامه ایرانی بسته شده و مسیر پیشرفت در این عرصه را مسدود کرده است. اما آیا این تنها دلیل یا حتی دلیل اصلی ضعف فیلمنامه در سینمای ایران است؟ واقعیت این است که سینمای ایران در دو دهه اخیر از لحاظ استانداردهای تکنیکی و شاخصه‌های تولید و اجرا، جهشی چشمگیر داشته و به همین دلیل شکاف بین شاخصه‌های فنی و شاخصه‌های تالیفی بسیار عمیق شده است. سال‌هاست که دیگر هیچ فیلمی اشکال فنی و اجرایی قابل‌توجهی ندارد، تقریباً تمام آثار تولیدشده در طول سال، استانداردهای کیفی و سینمایی قابل‌قبولی دارند و خبری از گاف‌های بزرگ و اشکالات تکنیکی نیست. فیلمبرداری اغلب فیلم‌های دو دهه اخیر در بالاترین سطح بوده، عناصر بصری با دقت و مهارت چیده شده‌اند، قاب‌ها حرفه‌ای‌اند و مولفه‌های فنی مانند تدوین و صدابرداری و ساخت موسیقی و به‌خصوص بازیگری به‌ندرت از سطح استاندارد سینمای روز جهان پایین‌تر بوده است.

نظر‌ دهی مسدود شده است.