۷۴-۱۸۴

منطق حذف

هیروگلیف این شماره مدخلی است بر «حذف» (ellipsis) در عرصه‌ی نقد و ادبیات خلاقه. حذف، یکی از تمهیدات ادبی مدرن در برابر نوآوری بلاغی کلاسیک -تشبیه و استعاره- است. در حذف، بیش از هر چیز غرض آن است تا فاصله‌ی بین شیء یا مضمون با جهان واقع‌شده در آن برجسته شود و چینش احساس و ادراکی مخاطب از زمان و فضا را دگرگون سازد. حذف، به منزله‌ی ماحصل تمایزها و شکاف‌هایی است که بین زبان مکتوب و زبان تصویر از قرن نوزدهم به بعد سربر می‌کند. شایان توجه است که حذف به جای القای معنایی خاص یا برانگیختن احساس‌ها، بُعد فضا-‌زمان را با برجسته‌سازی «یک چیز» و توامان غیاب «چیزهای بسیار» برجسته می‌کند. در مطلب نخست، این طرز تلقی را با رجوع به فیلمکپی برابر اصل و ارزش انتقادی آن در نظر تنی چند از پژوهشگران غیرایرانی آثار کیارستمی مطرح می‌کنیم. در مطلب دوم، سیر تاریخی فاصله‌گذاری متن مکتوب از آثار بصری در هنر مدرنیستی مطمح نظر قرار گرفته است. چه اتفاقی افتاد که نویسندگانی مثل بودلر، زولا و فلوبر زبان ادبی را از توصیف نقاشانه پالودند و توأمان برمبنای کدام بافت نظری و هنری، نقاشانی مثل مانه بُعد مکانی تابلوهای خود را از هر تکیه‌گاه ارجاعی، روایی و تاریخی منفصل کردند. سومین بخش، «میراث آریستوفان»، بازخوانی متفاوتی است از لحظه‌ی دیدار سقراط و آریستوفان در رساله‌ی مهمانی. بحث بر سر این است که آریستوفان با تمهیداتی غیر‌زبانی خود از طریق سکسکه و عطسه پاسخی دراماتیک به انتقادات سقراط داده است. مطلب پایانی، مطلبی است از فیلیپ راث که حول واترگیت و رسوایی ریچارد نیکسون، در نهایت ایجاز و اختصار رمان قصر کافکا را همزمان بازخوانی و بازنویسی کرده است.

نظر‌ دهی مسدود شده است.