ALL-16

ملاحظۀ رنج دیگران نگاهی به فیلم پرسونا

صالح نجفی

دربارۀ فیلم پرسونا می‌توان سه گزارۀ اغراق‌آمیز طرح کرد و از این طریق، به‌جای تلاش بی‌ثمر برای تفسیر فیلم، بر هستۀ مقاوم در برابر تفسیر آن انگشت گذاشت. یکی اینکه پرسونا از فلسفی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینماست. در دورۀ مدرن، وقتی از کارهای هنری صحبت می‌شود، هر کار بیش و پیش از هرچیز تاملی دربارۀ خود آن مدیوم است. مثل نقاشی‌هایی که موضوع اصلی‌شان خود نقاشی و صفحۀ بازنمایی است و امکان ادامه‌دادن به نقاشی، و همین‌طور دربارۀ ادبیات و سایر هنرها. سینمای مدرنیستی هم، بعد از اورسن ولز، وارد فازی می‌شود که در آن فیلم‌های بزرگ همه تاملاتی‌اند دربارۀ خود سینما. و در مورد فیلم پرسونا می‌توان این ادعا را کمی قطعی‌تر مطرح کرد، چراکه اینگمار برگمان پیش از رسیدن به فیلمنامۀ پرسونا بنا داشت اسم این فیلم را سینماتوگراف بگذارد، مثل فیلمی که بکت با عنوان فیلم ساخت. کار برگمان ساختن فیلمی دربارۀ سینما بود و هرآنچه می‌شود در مورد امکان ادامه‌دادن به فیلم‌ساختن در یک برهۀ تاریخی خاص گفت.
گزارۀ اغراق‌آمیز دوم، اشارۀ کوتاه اسلاوی ژیژک به فیلم پرسوناست در کتاب کژنگریستن. به گفتۀ او این فیلم حاوی یکی از اروتیک‌ترین صحنه‌های تاریخ سینماست، در سکانس مشهوری که خواهرآلما (بی‌بی اندرسون) خاطرات گناه‎‌آلودش را برای الیزابت فوگلر (لیو اولمان) تعریف می‌کند. او از فلش‌بک‌هایی می‌گوید که هیچ‌یک در فیلم دیده نمی‌شوند و نفس ندیدن این صحنه‌ها، که قاعدتاً اگر کوچک‌ترین بخشی از آنها فیلمبرداری می‌شد در ترازهای مختلف با یک فیلم پورنوگرافیک مواجه بودیم، پرسونا را به معنای دقیق کلمه فیلمی اروتیک می‌کند.
سومین ادعای اغراق‌آمیز، اینکه احتمالاً در دل فیلم پرسونا یکی از ظریف‌ترین و سیاسی‌ترین ارجاع‌ها به هولوکاست نهفته است. آن‌هم با توجه به اینکه فیلم در این مورد، فقط گریزی کوتاه به یک عکس آیکونیک تاریخ قرن بیستم می‌زند. این سه گزاره مقدمۀ ورود به بحث و طرح یک سوال عمده‌اند که فکرکردن به آن و تلاش برای پاسخ‌دادنش، ارتباطی ندارد به آنچه به‌طور معمول از نقد فیلم یا تفسیر فیلم‌های سینمایی انتظار داریم. اگر با همان روایت کلاسیک از تفسیر فیلم سراغ پرسونا برویم و دنبال خط روایی‌اش باشیم، به عناصری می‌رسیم که تعمداً بیرون می‌مانند و دقیق‌تر، در برابر ادغام‌شدن در روایت فیلم مقاومت می‌کنند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.