۷۱-۲۲۷

مسخ چهره هنرمند / یادداشتی بر آقارضا وصله‌کار

ابراهیم دمشناس :

داستان بلند آقارضا وصله‌کار سرگذشت چند نوازنده محلی را بازمی‌گوید که در جریان سفر شهبانو به دیار آنها، از سوی اداره فرهنگ و هنر دعوت و سفارش می‌شوند تا در حضور ایشان و همراهان به اجرای برنامه و هنرنمایی زنده بپردازند. جذب و ورود آنها به دستگاه معنا دلالت‌ساز هنر مجلسی- رسمی حاکمیت روابط جدیدی بین آنها می‌تند. ترتیبات و سلسله‌مراتبی که زمینه‌ساز آشکارایی تنش‌ها و بحران‌های محلی آن هنرمندان بی‌نام و نشان می‌شود. التفات شهبانو به زلفی ضربی نوازنده کمانچه، همین طور دختری از هیات همراه که تلاش می‌کند هنرمند را به پایتخت برکشد (ص ۲۰) طبقاتی‌کردن و طبقه‌بندی هنر آنها، فقط سی کسای خاصی کمانچه می‌نواخت …، … ن ن نه که هر کجا و سی خاطردل هر کس و ناکسی (همان‌جا) و اختصاص هنر میری به عوام و حمامی که ابزار کسب معاش می‌شود، سبب‌ساز شکاف در مجلس محلی آنها می‌شود (صص ۲۲ و ۲۳). داستان را از خلال سه گفتار می‌خوانیم که در قالب و طی بازجویی حوادث از یکی از هنرمندان، آقارضا وصله‌کار، به ما ارائه می‌شود. در عین روایت ماوقع، او ضمن تمثیلی مسخ خودش در مقام هنرمند را از بلبل به کلاغ، بازمی‌گوید (ص ۶۶). تمثیلی که در گذر از هنرمند، نشانگر تحولات تاریخ هنر معاصر است، هرچند تاریخی محلی. داستانی که می‌خوانیم، گفتار بریده‌بریده آقا رضا وصله‌کار است که در خطاب به بازجوی ناشناس ارائه می‌شود. بریدگی پارگی سخن او یادآور عوارضی‌ست که از همان آغاز مدرنیسم از ادبیات زندان جدایی‌ناپذیر بوده است: ورق‌پاره‌های زندان از بزرگ علوی. وجود نقطه‌چین‌های ویرگول در میانه خطوط پارگی متن را نشان می‌دهد اما کتاب نقطه‌چین‌ها را خطوط برش نشان می‌کند. گفتار و کنش گفتار بازجویانه او حذف شده؛ حذفی که دال بر بازنوشت اظهارات هنرمند و تصرف منشی بازداشتگاه در جلسه و صورت‌جلسه‌ست تا روایت را چون اعترافی بخوانند. در اینجا با مینیاتوری از مجلس روبه‌روییم چارچوبی از روایت سنتی که مطلوب ساختار سیاسی کشور بوده است؛ کسی که می‌شنود، مستمع یا روایت‌شنو؛ کسی که می‌گوید، مجلس‌گو؛ کسی که می‌نویسد، مجلس‌نویس یا منشی که سخن مجلس گو را به امر روایت شنو می‌نویسد. در داستان مکرر به مناسبت میان مجلس و دربار (شهبانو) اشاره می‌شود (صص ۱۹ ،۲۱، ۲۲، ۲۳، ۵۱). حذف گفتار بازجو پیامد بغرنجی برای روایت مجلس دارد. در تمام داستان با تراکم آشنایی‌زدایانه‌ای از نشانگان سجاوندی برخلاف عرف ادبی زبانی رودررو هستیم که نشان می‌دهد بخشی از گفتار هنرمند نیز حذف شده است. او به این تصرف آگاه است و به آن اعتراض می‌کند (صص ۳۳، ۴۲).

نظر‌ دهی مسدود شده است.