۷۷-۲۳۴

مساحی، روایت و بازنمایی ادبی

امیرحسین خورشیدفر، فرشته اسدزاده:

 بازنمایی کلمه و مفهوم پرکاربرد و آشنایی است. از اتفاق مفهوم مناقشه‌برانگیزی نیست، معنایی که کلمه بازنمایی به ذهن هریک از ما متبادر می‌کند احتمالاً در بیشتر موارد یکسان است یا اشتراکات فراوانی دارد. در اینجا، می‌کوشم نخست پاره‌ها و کردوکار دستگاه بازنمایی را در عمومی‌ترین حالت توصیف کنم. مثل آنکه ماکت ساده‌ای بر اساس دستگاهی پیچیده ساخته شود تا کارکردهای گوهری دستگاه را پدیدار کند. اگر ماکت، مدل دقیقی از دستگاه بازنمایی باشد می‌توانیم اقتضائاتی را مشاهده کنیم که درنتیجه بروز بازنمایی در نظام‌های زیبایی‌شناسی و بیان؛ هنر و ادبیات- دست کم در اندازه‌ای که موضوع بحث ماست پیش می‌آید؛ و درنهایت عملیاتی را که به باور من، گونه‌ای دستکاری یا اختلال تعمدی در این دستگاه است، بهتر دریافت کنیم: چه این اختلال، عملیاتی است که گنجاندن آن در چارچوب متعارف و معمولِ منفعت و کارکرد، دشوار است.

تبار و ریشه بازنمایی به افلاطون بازمی‌گردد. در کتاب سوم جمهور، سقراط، شخصیت رساله‌های افلاطون، مستمعین خود را از مضرات شعر زنهار می‌دهد. افلاطون شعر را کمابیش در معنایی به کار می‌برد که امروز از ادبیات مستفاد می‌شود. در نظام فکری افلاطون، جهان پیرامون ما بازتاب یا سایه‌ای از حقیقت است. هنر و ادبیات، دو راه بنیادی برای پدید‌آوردن نمونه‌های جعلی از بازتاب حقیقت هستند؛ بنابراین هر اثر ادبی، یک گام از حقیقت که طبعاً خیر است دور می‌شود. بی‌آنکه بخواهیم دعاویِ له یا علیه نظر افلاطون را فهرست کنیم، می‌توانیم پاره‌های دستگاه بازنمایی یا محاکات (Mimesis) را چنان که او پیکربندی می‌کند، برهم سوار کنیم. بازنمایی متشکل است از اصل، فرآیند جانشینی و بازتاب؛ بنابراین بازنمایی وقتی رخ می‌دهد که چیزی برای بازنمایی موجود یا متصور باشد. آن چیز به‌واسطه چیز دیگری بازنمایی می‌شود. به تاسی از زبان‌شناسان می‌توانیم بازنمایی را نوعی کارکرد جانشینی (Paradigmatic) بخوانیم….

نظر‌ دهی مسدود شده است.