۷۰-۱۳۱

مدیریتِ بحران در سینمای دهۀ ۱۳۶۰

عباس بهارلو : 

سینمای قبل از انقلاب؛ ظرفیت‌ها و ضعف‌ها

تولید انبوه فیلم، که از نیمه دهه ۱۳۴۰ در سینمای ایران آغاز شده بود، از سال ۱۳۴۷ به بعد به برگشتگاه (یا نقطه عطف) خود رسید. ۷۱ فیلم در سال ۱۳۴۷، ۵۲ فیلم در سال ۱۳۴۸، ۶۰ فیلم در سال ۱۳۴۹، ۸۳ فیلم در سال ۱۳۵۰ و ۹۱ فیلم در سال ۱۳۵۱ ساخته شد و به نمایش عمومی درآمد، تا جایی‌که پُرآوازه‌ترین منتقدان سینما به این نتیجه رسیدند که «فیلمفارسی اگر مردم نمی‌خواستندش نمی‌ماند»، و پاره‌ای از آن‌ها را به اتخاذ نوعی روش اتحاد و مبارزه با سینمای ایران واداشت؛ یعنی طرد کردنِ فیلم‌هایی که بر مدار مرسوم و فرسوده «فیلمفارسی» (که من مایلم آن‌را فیلم متعارف بنامم) جریان داشت، و تقویت فیلم‌سازان جوانی که راه‌های نیازموده و نپیموده را دنبال می‌کردند و استعداد نوآوری داشتند، و با امکانات «فیلمفارسی» به مقابله با «فیلمفارسی» می‌رفتند و نوآوری‌ها‌شان از دریچه پسند عامه بینندگان بود.

درواقع در آن سال‌ها سینمای ایران با «بحرانِ رشد» مواجه بود، و آثار این بحران هم در کمیت و هم در کیفیت فیلم‌ها محسوس بود. یکی از نتایج تبعی این بحرانِ رشد حضور گسترده و بی‌رویه سرمایه‌گذاران و نزول‌خوارانی بود که از تهیه‌کنندگی سینما فقط سرمایه‌اش را داشتند و بیش از هر چیز به ساخت فیلم‌های ارزان و نازل و کسب سود بیشتر می‌اندیشیدند. حضور این سرمایه‌گذاران موجب ورشکستگی تهیه‌کننده‌های خُرده‌پایی شد که در برابر رقبای پُرقدرت‌تر توان ایستادگی نداشتند. در دهه ۱۳۴۰ فیلم‌هایی که تهیه‌کنندگان‌شان با توان مالیِ ضعیف امکان تکمیل فیلم خود را نمی‌یافتند کم نبودند. این فیلم‌ها سرانجام یا با حمایت مالی تهیه‌کنندگان قدرتمند یا همان سرمایه‌گذاران و نزول‌خواران راهی بازار سینما می‌شدند، یا اصولاً امکان نمایش پیدا نمی‌کردند، که در هر صورت به معنای از دور خارج‌شدن تهیه‌کنندگان خُرده‌پا و گاهی مستقل بود.

«اتحادیه صنایع فیلم ملی ایران»، که از ۶۹ تهیه‌کننده -در واقع ۱۵ تهیه‌کننده صاحب سرمایه و متنفذ- تشکیل می‌شد، عموماً فیلم‌هایی را به کارگردان‌های مطیع و منقادِ خود سفارش می‌داد که بیش از هر کس به مذاق دستگاه ممیزی و جماعت سینماروهای «تخمه‌شکن» خوش بیاید. بنابراین تهیه‌کنندگان خُرده‌پا و فیلم‌سازان غیرمتعارف باید درصدد ساختن فیلم‌هایی بر‌می‌آمدند که با سرمایه مشترک -به صورت تعاونی- و با هزینه‌ای محدود به‌مرحله تولید می‌رسیدند. در دوره موسوم به «موج نو» (از اواخر دهۀ ۱۳۴۰ به بعد) فیلم‌های «گاو» (داریوش مهرجویی)، «آرامش در حضور دیگران» (ناصر تقوایی)، «خداحافظ رفیق» (امیر نادری)، «سه قاپ» (زکریا هاشمی)، «رگبار» (بهرام بیضایی) و مانند این‌ها یا به صورت تعاونی و با پایین‌ترین میزان دستمزد (برای بازیگران و کارگردان) ساخته شدند، یا اگر مشارکت و هم‌دلی صمیمانه دست‌اندرکاران آن‌ها نبود شاید پاره‌ای از این فیلم‌ها در نخستین مرحله کار متوقف می‌ماندند.

در چنین وضعی بسیاری از سینماگران متعارف، همان کسانی که متعلق به سُنت سینمای غیرمتعارف، یا واضع آن، بودند نتوانستند در برابر حرکت شگرف سینماگران تازه‌نفس و نوآور بی‌اعتنا بمانند. به عبارت دیگر، تحول ناشی از حضور خلاقانه سینماگرانی که خصلت مشترک آن‌ها طبع‌آزمایی و آزمایش‌گری بود به میزان نظر‌گیری باعث تغییر در نظام فیلم‌سازی شد، به طوری که پاره‌ای از تهیه‌کننده‌های قدرتمند و متنفذ مانند مهدی میثاقیه، عباس شباویز، علی عباسی و مهدی مصیبی به سرمایه‌گذاری در زمینه تولید فیلم‌های غیرمتعارف پرداختند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.