۵۹-۱۹۱-

محمد صنعتی، مشیت علایی، پارتا یاران، امیرحسین خورشیدفر کاشف قلمرو تازه‌ی هستی از تازه‌ترین اثر منتشرشده‌ی غزاله علیزاده می‌گویند

فرشته احمدی: غزاله علیزاده از جمله نویسندگانی است که پیش از تکمیل کار ادبی خود متاسفانه از این جهان رخت بربست. نویسنده‌ای که در دوره‌های مختلف زندگی ادبی‌اش عرصه‌هایی متفاوت را آزمود اما تفکر در مورد جهان و ساز‌و‌کار آن و توجه به پیچیدگی‌های روح انسان، بن‌مایه اصلی همه آثار او باقی ماند.
محمد صنعتی: در کتاب «ملک آسیاب» و در کارهای دیگرش هم فکر می‌کنم روی این طبقه اجتماعی تاکید دارد. با اینکه از نظر طبقه اجتماعی نویسندگانی مانند هدایت‌‌‌‌ شاید هم بالاتر بودند، ولی چندان تلاش نداشتند در نوشتار خود روی طبقه اجتماعی‌ خود این حساسیت را داشته باشند. البته هدایت گاه تحت تاثیر رفقای چپ این توجه طبقاتی را بر خلاف طبقه خود نشان می‌داد. بیشتر این حساسیت طبقاتی در نویسندگان با گرایش چپ دیده می‌شود.
مشیت علایی: من هم فکر می‌‌کنم بحث از طبقه نقطه شروع خوبی است. خب به نظر من این طور می‌آید که نگاه خانم علیزاده به طبقه‌ای که در این رمان محور رویدادهاست نگاه همدلانه‌ای است. همدلی راوی تا آنجاست که دغدغه‌ها و آرمان‌های نویسنده را هم بعضاً آشکار می‌کند. عناصر اتوبیوگرافیک در این داستان کم نیستند. اگر کسی بخواهد زندگینامه خانم علیزاده را بنویسد حتماً این رمان، و همین طور داستان بلند «تابستان آن سال» کمکش خواهد کرد، دست کم به عنوان منابع ثانوی.
یارتا یاران: «ملک آسیاب»‌‌، بعد از «خانه ادریسیها» نوشته شد. بنابر روایت نویسنده در یادداشتی چاپ‌نشده، بعد از «خانه ادریسیها» اولین داستانی که نوشته شد‌‌‌‌، «سوچ» (بر وزن پوچ) بود و «ملک آسیاب» بعد از آن. «ملک آسیاب» هیچ ربطی به «خانه ادریسیها» ندارد. «خانه ادریسیها» رمانی است با دو وجه بسیار اساسی: یکی آشکارکردن زوایای پنهان رابطه عاشقانه در اشکال گوناگون و دومی تسویه‌حسابی جانانه و همه‌جانبه با مفهومی به نام انقلاب در هر جایی و هر کشوری و هر تاریخی؛ چیزی که دست کم تا به امروز هیچ منتقدی به آن نپرداخته. «ملک آسیاب» بر خلاف مطالبی که گفته شد‌‌‌‌،
امیرحسین خورشیدفر: خیر، پنج سال قبل من قراردادی با یک ناشر منعقد کردم برای تالیف دو کتاب در مورد صادق هدایت و غزاله علیزاده. دو نویسنده که به تعبیری به ایشان شیفتگی دارم. تالیف آن دو کتاب به رغم فیش‌برداری اساسی به خاطر مسائلی در زندگی شخصی من به سرانجام نرسید. موضعی که در آن کتاب داشتم و امروز هم دارم سخن‌گفتن از جایگاه یک قصه‌نویس است و نه منتقد‌‌‌‌، دست کم در تعبیری که منتقد را لزوماً در چارچوب نظریه انتقادی بازمی‌شناسد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.