۶۸-۱۶۷

لب فروبستن شهرزاد و انتظار سلطان

ابوتراب خسروی :

ما در زبان فارسی مثلی داریم  با این مضمون که از این ستون به آن ستون فرج است. معمولاً این مثل زمانی گفته می‌شود که ما دچار دردسری ظاهراً لاینحل هستیم. به‌طور کلی گشایش هر مهلکه در آینده است. باید زمانی بگذرد و شخص درگیر با بحران با عوامل آن بحران دست‌و‌پنجه نرم کند تا کاشف راه‌حلی شود. و این منوط به گذشت زمان است. همیشه زمان وجهی از بحران مهلکه است. به‌طور طبیعی اغلب ما در انتظار وضعیتی هستیم تا پیش بیاید و ناجی ما شود و قطعاً آن وضعیت در آینده مستقر است. این آینده ممکن است چند دقیقه، ساعت، روز در آینده باشد یا  چند ماه و سال دیگر. به هر روی ناگزیر منتظر می‌مانیم تا زمان بگذرد و وضعیتی که انتظارش را می‌کشیدیم فرابرسد و قضیه حل‌وفصل شود. مثلاً دوره تحصیل یا سفر به آخر برسد یا دوره درمانی‌مان سپری شود تا به وضعیت جدید ولی نامشخص برسیم‌. همچنان که از زمانی که نطفه‌مان در هستی  بسته‌شده منتظر مانده‌ایم تا زمان به دنیا آمدنمان فرابرسد. همچنان منتظر می‌مانیم  تا به وضعیتی مجهول در آینده برسیم. ما تابع وضعیتی هستیم که به‌طور طبیعی داریم، الفاظ زبانمان به نحوی متشکل می‌‌شود، انگار در استفهام زبانمان وجوه مبهم اتفاق مجهولی را جست‌وجو می‌کنیم که در آینده اتفاق خواهد افتاد. ما همچنان در انتظار تولد فرزندی می‌مانیم که بی‌آنکه ماهیتش را بدانیم، برایمان مهم است. همیشه از وجوه اتفاقی که در آینده واقع خواهد شد می‌پرسیم. زیرا آینده پر از آدم‌هایی است که برای اولین‌بار با آنها روبه‌رو می‌شویم یا درگیر  وقایع ریز و درشتی می‌‌شویم که بی‌آنکه ماهیت آن وقایع را بدانیم، اتفاق خواهد افتاد، و مقدرات ما را تغییر خواهد داد؛ حضور و وجود پیشگوها و معبرها (تعبیرگر خواب‌ها) در عرصه گذشته و حال خبر از این می‌دهد که ما در تعلیقی ابدی به سر می‌بریم. زنجیره‌ای از وقایع یکی پس از دیگری اتفاق می‌افتد، زنجیره‌ای از وقایع بر اساس روابط علی معلولی اتفاق می‌افتد، هر واقعه پیش‌نیاز واقعه‌ای دیگر است، در واقع نطفه هر واقعه در واقعه قبلی ایجاد می‌‌شود. ما به‌طور طبیعی در انتظاری همیشگی به سر می‌بریم و وقایع پایان‌ناپذیرند، در واقع شاید مرگ را بتوان پایان وقایع ارزیابی کرد که یحتمل شروع وقایع دیگری خواهد بود. آینده و همه وقایع مبهمی که اتفاق می‌افتد، بدل به اضطرابی می‌‌شود که قرار از ما می‌گیرد، اضطراب آن سوی سکه تعلیقی است که ما با آن به سر می‌بریم. به‌طور طبیعی ما هر لحظه  انتظار  خبری را می‌کشیم، خبری که حتماً برایمان مهم است و وضعیتمان را تغییر می‌دهد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.