۶۲-۸۷-

قافیه در باد گم می‌شود

جواد طوسی: بعضی مباحث به لحاظ ماهیت وجودی‌شان راه را برای تفسیرپذیری باز می‌گذارند و نمی‌توان در موردشان به یک پاسخ قطعی و یقینی رسید. به همین خاطر پس از ساعت‌ها صحبت‌کردن می‌بینی که انگار فقط طرح موضوع کرده‌ای. همین «شاعرانگی» و ذهن و تخیل شاعرانه، در مفهوم اولیه خود دریچه‌های گوناگونی را می‌گشاید. حال اگر بخواهیم برای تجلی آن در سینما بسترسازی کنیم، نمی‌توان به یک تعریف کلی و واحد بسنده کرد.
احمدرضا معتمدی: بله، بهتر است در بدو امر بفهمیم ذات شعر چیست، بعد وارد مقوله سینمای شاعرانه شویم.
محمدرضا اصلانی: واقعیت این است که بحث اولمان درباره کلمه شاعرانه است. اصلاً یا چیزی شعر هست یا نیست. شاعرانه یعنی مثل شعر بودن و این خودش نفی مسئله است و دیگر شعر نیست. در حقیقت، بسیاری از شکل‌هایی که شاعرانه هستند، شبه‌شعرند، ولی شعر نیستند.
صفی یزدانیان: من در مورد سینما همیشه این سوال برایم مطرح می‌شود که آیا شاعرانگی یک جایزه است که ما به فیلم می‌دهیم، یا یک خصلت است؟ یعنی اگر در شعر جای کلمه و ذات کلمه را می‌آوریم و از کارکرد خودش می‌بریم در متن دیگری که کارکرد کاملاً پیچیده‌تری داشته باشد، در مورد سینما، چه می‌خواهیم بگوییم؟ به چه سینمایی شاعرانه می‌گوییم؟ اصلاً خوب است که فیلم شاعرانه باشد یا بد است؟ بد که حتماً نیست، اما آیا این یک خصلت قابل اثبات است،

نظر‌ دهی مسدود شده است.