all-g-16

فهرست گُدار: چرا اسپیلبرگ و آشویتس در صدر فهرست‌اند دانکن ویلر

صالح نجفی

در پایان سال ۱۹۹۴، انجمن منتقدان فیلم نیویورک (NYFCC)، هفتمین‌بار در تاریخ ۶۰سالۀ فعالیت خود جایزه‌ای ویژه اهدا کرد و این‌بار به ژان لوک گدار به پاس نوشته‌هایش در مقام منتقدی که با ساخت فیلم‌های عالی، از نخستین فیلم بلندش ازنفس‌افتاده تا تاریخ‌(های) سینما، به جهانیان ثابت کرد سینما هنر است: منتقد-فیلمسازی که به گفتۀ نویسندگان انجمن «نمونۀ کامل شور صدا و تصویر» بود.۱ همچنان که در این قبیل برنامه‌ها مرسوم است، تعریف و تمجیدهای پرآب‌وتاب در ضیافت شامی که به مناسبت اهدای جایزه در ۲۲ ژانویۀ ۱۹۹۵ برگزار شد نثار او کردند اما برخلاف رسم رایج کسی که قرار بود جایزه را دریافت کند در آن مجلس بزم حضور نیافت و به‌شیوۀ همیشگی‌اش از در مخالف‌خوانی درآمد و از طریق دستگاه فاکس فهرستی از نُه دلیل خود ارائه کرد که چرا آن جایزه را نمی‌پذیرد. اولین دلیل که در صدر این فهرست آمده بود ناتوانی گدار بود از «بازداشتن آقای اسپیلبرگ از بازسازی آشویتس». من در مقالۀ حاضر برخی عواملی را بررسی خواهم کرد که باعث شدند گدار با اوقات‌تلخی به تصویری اعتراض کند که اسپیلبرگ از اردوگاه‌های کار اجباری ارائه کرده بود، در فیلمی که هم در گیشه بسیار موفق بود و هم قاب دل بسیاری از نقدنویسان سینمایی را ربوده بود.
از این لحاظ، کافی نیست به انگاره‌ای استناد کنیم که دربارۀ آن بسیار داد سخن داده‌اند: این انگاره که گدار همان بچۀ عاصی (enfant terrible) همیشگی است که البته دیگر آن‌قدرها جوان نیست، همان ریش‌سفید جریان ضدسینما یا پادسینمایی که اصولاً با فیلم‌های جریان هالیوود که میدان‌دار سینمای جهان‌اند سر دشمنی دارد. این انگاره سوال ما را از قلم می‌اندازد: چرا مخالفت گدار با فهرست شیندلر (۱۹۹۳) در صدر فهرست دلایل او جای گرفت؟ تصمیم او را دراین‌باره نمی‌توان به‌پای هوسی زودگذر نوشت. انتقاد تند و گزنده از اسپیلبرگ در آخرین فیلم‌ها و مصاحبه‌های گدار به‌هیچ‌وجه فروکش نکرده و ملایم نشده است. برای ارزیابی دقیق‌تر انزجار او از این فیلم، می‌توان (تا جایی که من اطلاع دارم) تنها اظهار نظر جدی او را دربارۀ اسپیلبرگ قبل از فهرست شیندلر با اظهار نظرهای تازه‌تر او مقایسه کرد

نظر‌ دهی مسدود شده است.