۶۶-۳۹

فهرست شیندلر و محدودیت‌های اخلاقی بازنمایی ِهولوکاست

 آنا ریچاردسون /  ترجمه: مهدی ملک :

یکی از مشهورترین گفتارها پیرامون موضوع بازنمایی هولوکاست این جمله از تئودور آدورنو است که «شعر نوشتن پس از آشوویتس توحش است» (۱۹۸۲، ص ۳۴). مسلم است که این حکم آدورنو صرفاً به سرودن شعر خلاصه نمی‌شود و بیشتر به برقراری تنشی میان اخلاق و زیبایی‌شناسی اشاره دارد. تنشی که ذاتی عمل آفرینش هنری بوده و در دلِ آن ارزش‌های فرهنگی جامعه‌ای که هولوکاست را پدید آورده بازتولید می‌شود. آدورنو بعدها این گفته را به این شکل شرح می‌دهد که «رنج‌کشیدن […] هنر را از داشتن هستی‌ای منسجم و لاینقطع منع می‌کند» (۱۹۹۷، ص ۲۵۲). پس چگونه می‌توان در پی بازنمایی چیزی بی‌حد و مرز مانند هولوکاست بود هنگامی که در نظریه کسی نمی‌تواند آن را بدون معتبرشمردن فرهنگی که آن را به وجود آورده انجام دهد؟ مفهوم مشهور هولوکاست به مثابه چیزی «غیر‌قابل بیان» نیز هم‌بسته این حکم آدورنو است. از سوی دیگر بسیاری از منتقدان موضوع اکیداً «غیرقابل بیان‌بودن» هولوکاست را چندان معتبر نمی‌دانند. حتی در سطح ثبت و ضبطی تاریخی که به صورت روش‌شناختی‌ای به واقعیتی سفت و سخت چسبیده است نیز این دیدگاه عادت دارد شهادت بازماندگان را با برچسب بسیار «خیالی» رد کند:

«مسئولیت کلامی فاکت‌ها به تنهایی کافی است تا این ادعا را که هولوکاست مطلقاً غیرقابل بیان است رد کند. با اینکه بازنمایی کلامی تنها به فاکت‌ها وابسته نیست اما این ادعای مطلق که هولوکاست غیرقابل بیان است چندان محق نیست» (ترسیز، ۲۰۰۱، ص ۴۰).

برچسب‌ها:,

نظر‌ دهی مسدود شده است.