212-45

«فرهاد مهندس‌پور»، «رضا سرور» و «اصغر دشتي» از چالش‌هاي امروزِ تئاترِ ايران مي‌گويند: تئاترِ پارانويايي: فاقد نظريه، ضد اجتماع و گرفتار در خود

امين عظيمي

تئاترِ امروزِ ايران يکي از بغرنج‌ترين لحظاتش را پشت سر مي‌گذارد. آشفتگي مديريتي، کمبودِ امکانات زيربنايي و اجرايي، نزولِ کيفيتِ زيبايي‌شناسانه و مفهومي ‌آثار در کنارِ بي‌شکلي هول‌آورِ مخاطباني که صندلي‌هاي تماشاخانه‌ها را اشغال کرده‌اند و…، چالش‌هاي تازه‌اي براي تئاتر ما به حساب نمي‌آيد و در طول سال‌هاي گذشته بارها درباره‌ي مخاطرات آنها سخن گفته‌ايم. اما تداومِ نگران‌کننده‌ي اين آسيب‌ها، بي‌آنکه روزنه‌ي اميدي پيشِ رو باشد، سبب شده هر گفت‌و‌گويي در زمينه‌ي صورت‌بندي وضعيتِ حاکم و ترسيمِ چيستي و چرايي اين جريان، خود دچارِ نوعي پريشاني و عدمِ انسجام دروني شود. امري که موجب شد گفت‌وگوي جمعي حاضر جهت دستيابي به نتيجه‌اي روشن با موانعِ متعدد روبه‌رو باشد و نيروي آن بيشتر صرفِ  طرحِ مشکلات و آسيب‌هاي  بنيادين شود. با اين حال نظرگاه چهره‌هايي همچون «فرهاد مهندس‌پور» که خود يکي از کارگردانان صاحب نام دهه‌‌هاي 70 و 80 تئاتر ايران است و سال‌هاست ترجيح مي‌دهد از سکوي تدريس و دانشگاه اوضاع را رصد کند در کنارِ «رضا سرور»، يکي از زبده‌ترين منتقدان و مترجمان تئاتر ايران که بخشِ عمده‌اي از سخنانش به عنوان‌ِ يک «منتقد تئاتر»، معطوف به آسيب‌شناسي دروني جريان «نقدِ تئاتر» در ايران بود و همچنين «اصغر دشتي» از کارگردانان شناخته‌شده‌ي عرصه‌ي تئاتر تجربي که دستي در حوزه‌ي تدريس و پژوهش نيز دارد، در اين نشست بسيار روشنگرانه بود و مي‌تواند مدخلي بر  گفت‌وگوهاي آتي نشريه‌ي «سينما و ادبيات» در سالِ نو پيشِ رو  و گامي‌ مهم در صورت‌بندي چالش‌هاي اصلي تئاتر  اکنون ما به حساب آيد. 

نظر‌ دهی مسدود شده است.