۶۸-۱۶۳

فراموشکاری / موریس بلانشو

ترجمه: پویا رفویی:

فراموشکاری: ناحضور، ناغیاب. به سراغ فراموشی رفتن، هماهنگی با چیزی است که پنهان می‌کند. فراموشی، در کنار هر رخداد فراموش‌شده‌ای، توأمان رخداد فراموشی است. فراموشکاری یک واژه روارویی با این امکان است که چه بسا تمام کلام فراموش شود، در جوار با تمام کلام باقی‌ماندن، چنان است که انگار کلام فراموش شده باشد، و نیز در جوار با فراموشی‌بودن خود چنان کلام است. فراموشی سبب می‌شود تا کلام در تمامیت خود گرداگرد کلمه‌ای فراموش‌شده مجموع شود.

در فراموشی چیزی هست که مانع از ورود ما می‌شود، و راه میانبری هم هست که از فراموشی می‌آید. میان میانبر کلام و میانبر فراموشی رابطه‌ای هست. این است که، ولو شده با گفتن اینکه چیزی فراموش شده، کلام فراموشی را مردود نمی‌کند ولی محض خاطر خودش به سخن درمی‌آید….

نظر‌ دهی مسدود شده است.