۶۶-Norichapi

فراخوانیِ نابهنگام / بازنماییِ امرِعمومی در هنر؛ شادی و اندوه درگفت‌و‌گو با فرشید آذرنگ

فرشید آذرنگ عکاس است و همچنین در دانشگاه و کارگاه‌های مختلف آموزشی عکاسی تدریس می‌کند. چندین کتاب تالیف و ترجمه کرده از جمله «کتاب فراموشی»، «اتاق روشن»، «درباره‌ی عکاسی» و «نگاهی به عکس‌ها». از آثارش نمایشگاه‌های متعددی در ایران و چند جای مختلف جهان برگزار شده است.

با وی درباره‌ی روند ثبت تجربه‌های عمومی در هنر و به خصوص در عکاسی صحبت کردیم. اینکه چطور می‌توان در برخورد هنرمند در آثارش و موضوع کارش نشانه‌های آشکار و پنهان زمینه‌های عمومی را جست‌و‌جو کرد. و اینکه بین بازنمایی شادی و اندوه در آثار هنرمندان چه قرابتی با آنچه به عنوان شادی و اندوه عمومی در نظر داریم، وجود دارد. آنچه به صورت مشخص جهان خلق‌شده در اثر خوانده می‌شود. رابطه‌ی موضوع کار عکاس با جهان‌بینی شخصی او و اینکه اصلاً تا چه میزان می‌توان در چنین مواردی پای جهان شخصی را وسط کشید.

***

* از زمان پیدایش عکاسی و از همان زمانی که تمام هنرمندان تلاش می‌کردند تا عکاسی را به عنوان هنر ثبت کنند، این هنر سعی در ثبت‌کردن تجربه‌های عمومی بشر داشته است. برای شروع بحث اگر بخواهید در یک نگاه کلی و با توجه به دوره‌های تاریخیِ مختلفی که اتفاق افتاده است ببینید، فکر می‌کنید چه تغییراتی در روند ثبت این تجربه‌ها در عکاسی رخ داده است؟

 

در شکل کلی، عکاسی در دوره‌ای ظهور می‌کند و شکل می‌گیرد که همه‌ی هنرها در معنای مدرنش تازه به سمت و ثبت تجربه‌ها و امر شخصی و درونی یا همان فردیت می‌روند و عکاسی تقریباً در مسیری مخالف حرکت می‌کند، یعنی ذاتاً به لحاظ فیزیکی و آن چیزی که بالفعل به لحاظ تاریخی در اختیارش بود به سمت امر بیرونی یا به این معنا امر عمومی رفت مثل انسان، طبیعت، شهر. درواقع «امکانات» خاصش آن را به ثبت چیزهای عمومی «محدود» می‌کرد.

پس از آن عکاسی به سوی رهیافت‌های شخصی‌تر قدم برداشت تا هم امکاناتش را گسترش دهد هم دیسکورس خود یا همان «تاریخش» به معنی وسیع کلمه را شکل و بسط بدهد. به همین خاطر به سمت هنرهای دیگری رو کرد که مهم‌ترین‌هایش نقاشی و ادبیات بودند. ولی شاید برخلاف باقی هنرها همزمان رویکردهای دوگانه‌ای به امر شخصی و امر عمومی داشته و دارد که در سطح نخست در کارکردها و به اصطلاح ژانرها و حوزه‌های مختلف خود را عیان می‌کند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.