۶۳--۱۵۵

فارسی را در چندسالگی آموختم؟

روبرت صافاریان
طرح یک مسئله: ویژگی‌های فارسیِ نویسندگان غیرفارسی‌زبان ایران
تازگی‌ها این پرسش برایم جدی‌تر شده که در چندسالگی زبان فارسی را یاد گرفته‌ام و اینکه زبان ارمنی که پیش از آموختن زبان فارسی تنها زبانی بوده که به وسیله آن با اطرافیانم مراوده داشته‌ام، چه تاثیری روی توانایی‌های زبانی کنونی‌ام، مشخصاً روی زبان فارسی نوشتاری‌ امروزم، داشته است.
مسلماً از سن بسیار پایین در معرض زبان فارسی‌ای که از رادیو پخش می‌شده بوده‌ام. پدر‌بزرگم شنونده پروپاقرص رادیو و به خصوص برنامه کارآگاه جانی دالر بود و من دست‌کم عنوان برنامه و سوال آخر آن «جانی دالر از کجا فهمید…» را خوب به خاطر دارم. این قبل از رفتن به مدرسه بوده است. و همین طور حتماً حرف‌زدن پدر و مادر با دکاندار و همسایه فارسی‌زبان را شنیده‌ام. اما این هم هست که بیشتر دکاندارها و همسایه‌هایمان ارمنی بودند. و تازه در همه این موارد فارسی را فقط شنیده‌ام، اینکه کی شروع کرده‌ام به فارسی حرف‌زدن یادم نیست. خاطره‌ای دارم از شش، هفت‌سالگی که تنهایی به خرید رفته‌ام، چیزی به فارسی می‌گویم و بقال و مشتری‌ها همه می‌خندند. یحتمل کلمه نابجایی به کار برده‌ام یا کلمه‌ای را نادرست تلفظ کرده‌ام.
رویارویی جدی با زبان فارسی مطمئناً در مدرسه بوده است. بیشتر معلم‌هایمان فارسی‌زبان بودند و ما ناچار بودیم با آنها فارسی صحبت کنیم. کتاب‌ها به زبان فارسی بودند. و علاوه بر این، از کلاس چهارم ابتدایی شروع به خواندن «کیهان بچه‌ها» کردم. در این زمان هنوز تلویزیون نداشتیم. اما بچه‌های مدرسه همه ارمنی بودند. بچه‌های محل هم بیشترشان. تنها همسایه‌ غیرارمنی‌مان را که باهاشان رفت‌وآمد داشتیم و بچه‌هایشان فریده و فرشاد را به یاد دارم که هم‌سن‌وسال ما و همبازی‌مان بودند و شاید اینها اولین انسان‌هایی بودند که باهاشان فارسی حرف می‌زدیم. تا آنجا که یادم می‌آید در برقراری ارتباط با آنها مشکلی نداشتیم. در این زمان، کلاس سوم و چهارم دبستان دیگر فارسی را آموخته بودم. حتی به فارسی انشا می‌نوشتم و مطالبی هم به فارسی برای مجله «اطلاعات دختران و پسران» فرستادم که برای من جایگزین «کیهان بچه‌ها» شده بود. در مدرسه همکلاسی‌هامان همه ارمنی بودند و طبیعتاً با هم ارمنی حرف می‌زدیم. اما زبانِ خواندنمان فارسی بود. اگر اهل نوشتن هم بودیم، به فارسی می‌نوشتیم. ارمنی جز برای معدودی مثل من که به دلیل علاقه به زبان و ادبیات، به آن هم می‌خواندیم و می‌نوشتیم‌، به زبان شفاهی بدل شد. بیشتر بچه‌ها حتی نامه‌نگاری‌هایشان به فارسی بود و بعضی‌ها به فارسی فاخر انشاهای خوبی می‌نوشتند.
غرض از شرح این تجربه اما طرح این پرسش بود که این گونه رابطه با زبان فارسی، این آموختن دیرهنگام و این واقعیت که در مناسبات داخل خانه، هنوز هم زبان ارمنی زبان نخست است، چه تاثیری روی زبان امروز ما -زبان امروز من و کسانی که به فارسی می‌نویسند- گذاشته است؟ اهمیت این پرسش در آن است که با اندک تاملی معلوم می‌شود که پرسش تنها به ارمنی‌ها مربوط نمی‌شود، چرا که اکثریت مردم ایران دوزبانه یا چندزبانه‌اند و عجیب است که تاکنون این پرسش طرح نشده و کسی در پی پاسخگویی به آن برنیامده است. اما اجازه بدهید فعلاً بر اساس همین نمونه آشنا بحثمان را ادامه بدهیم.

نظر‌ دهی مسدود شده است.