182-53

«امر غایب » در ادبیات داستانی با حضور محمود حسینی زاد، حسین پاینده، علی قانع/ روایتی از یک غیاب نافرجام

لادن نیکنام  محمود حسینی‌زاد، حسین پاینده، علی قانع

لادن نیکنام: برای انجام میزگرد با موضوع «غیاب» بارها در این شماره ما با یک نوع سفر ناممکن مواجه شدیم. به سراغ تعداد زیادی از نویسنده‌ها‌ رفتیم تا از وجودشان در میزگرد استفاده کنیم. اما راه از آنچه پیش‌بینی می‌کردیم دشوارتر بود و لحظه به لحظه ناامیدتر می‌شدیم. و همینطور نمی‌دانستیم باید چه کنیم‌…

محمود حسینی‌زاد: من کل صحبت‌هایم را همین‌جا مطرح می‌کنم، البته اصلاً به جنبه تئوریک موضوع کاری ندارم که کار جناب پاینده است. از تجربه‌های خودم می‌گویم و از کنکاشی که با این مسئله غیاب و غیبت داشتم و در خیلی از داستان‌هایم عملی کردم. در مورد کارهای خودم که غیاب در خیلی از آنها شاخصه اصلی است صحبت می‌کنم. زمانی که خانم نیکنام به من موضوع را گفتند، من گفتم چند داستان در این مورد دارم و آگاهانه با موضوع غیاب در داستان‌هایم برخورد کرده‌ام.

پاینده:‌ بسیار عالی. این بحث در واقع نشان می‌دهد که این موضوع غیبت در ادبیات بسیار معناآفرین است. به خصوص مثال‌هایی که شما عنوان کردید، هم از آثار خودتان و هم در آثار غیرایرانی مبیّن همین نکته است. حالا می‌خواهم از جناب آقای قانع بپرسم که ایشان غیبت را در ادبیات به چه صورت می‌بینند

علی قانع: شما گفتید حضور و غیاب متضاد هم نیستند بلکه با آن دیگری معنی می‌یابند. مانند زشتی و زیبایی و خیر و شر، آیا اینها لازم و ملزوم هم هستند؟ ‌آیا فرشته و شیطان را هم با همان نگاه می‌توانیم لازم و ملزوم هم بدانیم و آیا می‌توانند همدیگر را تعدیل کنند؟ من جمله معروفی از کازانتزاکیس خواندم در یکی از رمان‌هایش که می‌گفت فرشتگان همان شیاطین تطهیر‌شده هستند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.