۶۲-۱۶۵-

طرحی متواضعانه جاناتان سویفت

مجید نظری
در علاج چاره‌ی کار اطفال فقرای ایرلند از طفیلی ابوین و مملکت‌بودن، و تبدیل به احسن ایشان حسب نفع عامه.
تحریر به سال ۱۷۲۹
مایه‌ی ضجرت پیادگان در حضر این شهر کلان و سوارگان در سفر این ملک، آن است که در شوارع و طرق و در کالسکه‌ها، متکدیان اناثی می‌بینند که همراه با سه چهار یا شش بچه به دنبالشان، جملگی ژنده‌پوش، بر سر هر کوی التماس صدقه دارند. این مادران جای آنکه برای معیشت حلال خود کار کنند، ناگزیرند کل وقت خود را به تکدی معاش برای اطفال بیچاره‌ی خود صرف کنند. اطفالی که چنانچه رشید شوند یا دزدی را به خواست کار ترجیح می‌دهند یا کشور متبوع عزیز خود را به قصد جنگیدن برای مدعیان تاج‌وتخت در اسپانیا ترک می‌کنند یا خود را به باربادویی‌ها می‌فروشند.
فکر می‌کنم مورد اجماع کل احزاب است که خیل کثیر این اطفال در ارتش‌ها یا در پشت جبهه‌ها یا آویزان به مادرانشان و اغلب اوقات آویزان پدرانشان در شرایط حساس کنونی قلمرو پادشاهی، نگرانی مضاعفی است و بنابراین هر کسی که بتواند روشی منصفانه و کم‌هزینه و آسان برای عضوی مفید فایده ساختن و تبدیل به احسن این اطفال برای کشور بیابد این حق را به گردن مردم دارد که تندیس او را در هیئت نجات‌بخش ملت علم کنند.
اما منظور من هرگز منحصر به بچه‌های گدایان حرفه‌ای نیست بلکه گستره بس فراخ‌تری را دربرمی‌گیرد و شامل کل کودکان این روزگار می‌شود، کودکانی که زاده والدینی هستند که وسع حمایت از آنها را ندارند و از ما در خیابان‌ها صدقه سوال می‌کنند. سال‌هاست که در این امر خطیر اندیشه‌ها کرده‌ام، حتی‌المقدور برخی از طرح‌های سایر طراحان را سنجیدم، همواره ایشان را در محاسبات خویش سخت بر‌خطا یافته‌ام. در واقع بچه به محض پس‌افتادن از شکم مادر با شیر او و با قوت‌های دیگر برای یک سال تامین می‌شود؛ خانه پر، خرجش نه بیشتر از دو شیلینگ است که مادر بلاتردید از شغل قانونی گدایی کسب می‌کند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.