198-44

صورت‌بندي مضموني نمايشنامه‌هاي «آخوندزاده» و «آقا تبريزي» به عنوان طليعه‌داران‌ِ درام ايراني ديالکتيکِ «تمثيل» و «راي‌العين»

امين عظيمي

از زمان‌ِ نگارش و انتشارِ نخستين متون نمايشي در جغرافياي فرهنگِ ايران تنها 157 سال مي‌گذرد.تا پيش از اين مقطعِ زماني هيچ گونه اثر مکتوبي که بتوان آن را به موازات سير تاريخي تولد درام غربي در ايران مورد استناد قرار داد وجود ندارد و حتي تعزيه‌نامه‌اي همچون «يادگار زريران» متعلق به دوره‌ي اشکاني و منظومه‌ي شبه ديالوجيکِ «درخت آسوريک» که نشانه هايي بيروني از گرايش به ديالوگ و بازنمايي نمايشي به جاي روايت دارند را نمي‌توان به عنوان نمايشنامه‌هاي اوليه در تاريخ ايران مدنظر قرار داد.1 آبشخور فکري انسان ايراني به عنوان ميراث دار آيين‌هاي ‌دايي چه پيش و چه پس از ورود اسلام به ايران -که زمينه را جهت ظهور و مشروعيت بخشي به «شاه-خدايان» به عنوان‌ِ نمايندگان خداوند بر روي زمين هموار مي‌نمود- سبب گرديد ذاتِ آفرينشگري ادبي/ هنري در اين سرزمين همواره تهي از هرگونه تفکرِ انتقادي و پرسشگري باشد. «شاه-خدا» در مقامِ حاکم مطلق و مالکِ جان و مالِ مردم تنها هنري را شايسته‌ي بقا مي‌داند که در جهتِ گراميداشت و انعکاس شکوه و جلالِ سلطنت او گام برمي‌دارد. (رهباني، 1379) به بيان ديگر هنر مطلوبِ چنين پادشاهي اي در بهترين شکلِ ممکن، هنر تزئيني است؛ کلام و مهارتي که حاشيه‌ي بيرقِ قدرت را منجوق‌دوزي مي‌کند و جز ستايش و مديحه سرايي در هيچ فکر ديگري نيست. اينچنين است که خاکِ اين سرزمين در گذشته‌ي تاريخي خود يکسره به بستري نامهربان و غيرپذيرا براي دانه‌ي پربارِ درام و هرگونه جريان‌ِ هنري پرسشگر از نهاد قدرت، مبدل مي‌گردد؛ يعني همان بستري که در شمايل polis (دولتشهر يوناني) و دموکراسي آتني در 500 ق.م، به گهواره‌ي تولد و بال گشودن‌ِ درام و تئاتر بدل شد و از تراژدي امکاني براي طرح پرسش هاي هستي شناسانه و وجود شناختي آفريد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.