۷۴-۱۰۷

صفی یزدانیان، بهرام توکلی، بهنام بهزادی از تجربه‌های فرمی در سینمای ایران می‌گویند/ فرم، تمامیت اثر هنری است

جواد طوسی: فرم، شیوه بیانی، نوآوری، انسجام فرهنگی، رویکرد تجربی، تشکل فرهنگی و… چنین به نظر می‌رسد که واژگان و عناوینی از این دست، مخاطبان و افرادی را در دوران فترت حاکم بر سینمای ایران شامل می‌شود که چندان محلی از اعراب ندارند. این حیاتِ نابرابر «سینمای تجاری و عامه‌پسند» و «سینمای تجربی» که لحن و بیان متفاوتی را در روایت و تعمیم فرم در کلیت اثر مدنظر دارد، حکایت همیشگی سینمای ما، چه در دوران «موج نو» و چه در طول این سال‌هاست.

طبیعتاً سینما در چرخه تولید حرفه‌ای خود (با هر‌گونه تعریف صنعتی) زمانی می‌تواند در نقطه‌ای هویتمند و قابل دفاع قرار بگیرد و به یک مخاطب‌شناسی منطقی دست یابد که ابعاد فرهنگی و طبقه‌بندی اجتماعی همخوان با خالقان و مخاطبانی را که مطالبات نو و متفاوتی دارند نیز مطمح‌نظر قرار دهد و با فهم درست این تکثرگرایی، به تعادل و توازن در ساخت و تولید سالانه برسد. جامعه‌ی پرهیاهو و ناآرام ما طی این سا‌ل‌ها با نسل‌های جدیدی روبه‌روست که به تبع شرایط معاصر و گستردگی فضای رسانه‌ای و تغییر ناگزیر نگرش‌ها، سلایق، باورها، علایق و نقاط ارضاشونده در ساحت هنر و زیبایی‌شناسی تصویر، خاستگاه‌ها و دغدغه‌های دیگری جدا از بافت سنتی و کلاسیک سینمای ما دارند. در یک رفتارشناسی منصفانه و دموکراتیک و مبتنی بر عقلانیت، اقتضا می‌کند که به جای هرگونه برخورد سلبی و نامنعطف و متمایل‌شدن به حذف فرهنگی، فضا و بستری مناسب برای فیلمسازان و تجربه‌اندوزان نسل‌های جدید فراهم شود تا تنوع بصری و ساختاری و فرمی را بتوانیم در ویترین فرهنگی سینمای خود شاهد باشیم. البته توجه داشته باشیم که تشخص هنری در این زمینه نیاز به انسجام ذهنی و ارائه تعریف و اجرایی کارآمد از «فرم» دارد و قاعدتاً در چنین وضعیت جداافتاده‌ای، به هر سیاه‌مشقی نمی‌توان خوشامد گفت.

نظر‌ دهی مسدود شده است.