۷۳-۱۶

شیء مطلق فضای درون / دربارۀ سینمای آندری تارکوفسکی

اسلاوی ژیژک –  ترجمه: صالح نجفی:

لکان در سمینار اخلاق روان‌کاوی ادعا می‌کند هنر به‌موجب ذاتش همواره حول خلئی مرکزی سامان می‌یابد، خلأ شیء مطلق، مطلوب محال -واقعیِ میل‌- این حکم را شاید بتوان روایت تازه‌ای از تز قدیمی ریلکه قرائت کرد که می‌گفت، «زیبایی واپسین حجابی است که امر مخوف را می‌پوشاند». لکان در سمینار اخلاق (۱۹۶۰-۱۹۵۹) اشاراتی دارد به نحوۀ عمل این احاطه‌کردنِ خلأ مرکزی در هنرهای بصری و در معماری؛ در اینجا باید شرحی دهیم از اینکه چگونه در هنر سینما میدان چیزهای مرئی، یعنی میدان بازنمایی‌ها، متضمن ارجاع به یک خلأ مرکزی و ساختاری است، به محال‌بودنی که به آن خلأ متصل می‌شود‌- در نهایت، معنای واقعی مفهومِ «بخیه» در نظریۀ فیلم در همین‌جا نهفته است. در این مقاله قصد دارم کاری به‌مراتب ساده‌تر و غیرمنتظره‌تر بکنم: تجزیه‌وتحلیل اینکه مضمون شیء مطلق چگونه در فضای دایجتیک، یعنی در فضای درون روایت‌های سینمایی، ظاهر می‌شود‌- در یک کلام، می‌خواهم دربارۀ فیلم‌هایی صحبت کنم که روایتشان با یک شیء مطلق محال/ترومایی سروکار دارد، چیزی نظیر شیء بیگانه یا موجود فضایی در فیلم‌های ترسناک علمی-تخیلی.

شاید بهترین برهان این مدعا که منشأ این شیء مطلق همانا فضای درون است همان صحنۀ اول جنگ‌های ستاره‌ای باشد [جنگ‌های ستاره‌ای (۱۹۷۷) را نقطۀ عطف مهمی در تاریخ سینمای امریکا و آغاز دوره‌ای جدید در حیات هالیوود می‌دانند. جنگ‌های ستاره‌ای راوی حماسه‌ای فضایی است که کهکشان را درگیر جنگی داخلی تصویر می‌کند]…..

نظر‌ دهی مسدود شده است.