۷۲-۱۶۱

شب زندگان مرده: بازیگران شهر

آیین فروتن:

«ما همه صرفاً بازیگرانی هستیم که می‌کوشیم تصویر عمومی‌مان را کنترل و اداره کرده، و برمبنای آنچه دیگران ممکن است از ما ببینند رفتار کنیم.»

«نمود خود در زندگی روزمره»، اروینگ گافمن

«جهان سراسر صحنه است؛ و همه‌ی مردان و زنان فقط بازیگران آن‌اند.»

«هرطور شما دوست دارید»، ویلیام شکسپیر

 

همه‌چیز از یک شب آغاز می‌شود و در یک شب اتفاق می‌افتد؛ با نمایی از هلالِ یک ماه کاغذی بر پهنه‌ای سیاه و سپس، نمایی از تابلو و سردرِ یک تماشاخانه که نامِ «قمر» را برخود دارد. بر همین تابلوی تماشاخانه‌ی قمر اما تصویری کوچک و جزئی توجهمان را جلب می‌کند: یک هلالِ ماه نقاشی‌شده، مانندِ صورتکی کارتونی، با چشمان بسته و خفته؛ تا آنکه به درون تئاتر عامه‌پسند و لاله‌زاری وارد می‌شویم. نمایشِ «انتقام دیو» با شرکت هنرمند محبوب اصغر قوزی بر صحنه در حال اجراست. حرکتی از فضای خارجی به داخلی، از کوچه پس‌کوچه‌ای در شهر به صحنه‌ی نمایش، و از اجتماع به تئاتر. با پایانِ نمایش، حرکت و انتقال همچنان ادامه می‌یابد به پشت‌صحنه و خارج از نمایش، آنجا که اصغر قوزی جداافتاده از نقش و هیبتِ غول‌آسای دیو، با پیکری نیمه‌تکیده، گوژپشت، از نفس‌افتاده و ناخوش‌احوال در برابر آینه نشسته و به تصویر بی‌رمق و نیمه‌جان خود می‌نگرد. پایانِ نمایش به معنای پایانِ پیش‌درآمدِ فیلم نیز هست، و «شب قوزیِ» فرخ غفاری -این نخستین فیلم سینمای نوین ایران- عملاً با به اتمام‌رسیدن تئاتر لاله‌زاری و نمایش عامه‌پسند آغاز می‌شود.

نظر‌ دهی مسدود شده است.