185-49

شبحي بر فراز خاورميانه

رضا عامري-رحيم فروغي-عليرضا سيف الديني

اکنون شبحي بر فراز خاورميانه در حال پرواز است. شبحي برخاسته از درون ژرف‌ترين مغاک‌ها. گويي ديرپا‌ترين و ديرينه‌‌ترين اسطوره‌ها از پس از هزاره‌هاي طولاني از خواب بيدار شده‌اند، چون غول بيرون‌پريده از چراغ جادو و تنوره‌کشان در برابر ديدگان ما قد بر‌افراشته‌اند. وقتي داعش مجسمه‌هاي موزه موصل يا تدمر (پالميرا) را ويران کرد، هم‌زمان دقيقه‌اي از پايان آنها را نشان‌دار کرد و از سويي ديگر با زدودن آنها از روي خاک، گوييا به دقيقه‌اي پيش از پديداري آنها اشاره کرد. دقيقه‌اي پيش از تولد. دقيقه‌اي در نبودن، آني از نبودن، پيش از آنکه باشند. نيروهاي آخر‌الزماني که در خاورميانه تنوره‌کشان از هر گوشه و کنار بيرون جسته‌اند، هم‌زمان نيروهايي پيشا‌تاريخي نيز هستند. گوييا سر حلقه به هم پيوسته است و آخر‌الزمان در پيشا‌تاريخ ادغام شده است. اگر داعشيان و طالب‌ها، اگر ماجراجويان خاورميانه به معيار عقل سليم ما نشانه‌هايي هزار و يک شبي در خود ندارند، سواي آنکه پري يا عفريت باشند، بي‌گمان دزدان دريايي بحر احمر چيزي سند‌باد‌گونه در خود دارند. در مقاله‌اي که در همين شماره خواهيد خواند، علي سطوتي‌قلعه مي‌پرسد که چگونه است مي‌توان از رمان و ادبيات امريکاي لاتين ياد کرد اما هنوز چيزي چونان ادبيات خاورميانه، رمان خاورميانه با سازو‌کار و داد‌و‌ستدي منطقه‌اي به وجود نيامده است. اگر ادبيات امريکاي لاتين با جادو و رئاليسم جادويي‌اش گره خورده است -حالا اگر منتقدان امريکاي لاتيني ادبيات امريکاي لاتين چون روبرتو بولانيو را به کناري بگذاريم- آيا بايد نسبت رمان در حال ظهور خاورميانه را نيز با جادو باز پيدا کرد و باز جست‌؟ به نظر من، رمان خاورميانه در دقيقه‌اي آشکار مي‌شود که سر حلقه به هم مي‌پيوندد. اتصال آخر‌الزمان و پيشا‌تاريخ و نيروهاي اسطوره‌هاي آزاده‌شده از زير غبار قرن‌ها. از اين ديدگاه است که بايد رمان آزاده‌خانم نوشته رضا براهني را بر روي صفحه رمان خاورميانه خواند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.