۶۳--۹۲

سینمای سیاسی، از زیباشناسی سیاست تا سیاست‌زدگی ایدئولوژیک

محسن خیمه‌دوز

۱- چیستی سینمای سیاسی

همان‌طور که ژانر وسترن پدیده‌ای‌ست که فقط در سینما می‌توان آن را دید و فقط در سینما می‌توان آن را ساخت، ژانر سیاسی هم «جهان ممکنی»‌ست که با تمام شباهت‌هایش به سیاستِ برون‌سینمایی، فقط در سینما قابل ساخت و قابل دیدن است. جهان ممکنی که در جهانِ خارج از سینما، هویتِ رئال ندارد هرچند به لحاظِ نشانه‌شناختی با جهانِ رئال همسانی نشان می‌دهد اما قابل فهم با مناسباتِ رئالِ برون‌فیلمی نیست. به عبارت دیگر، «جهان ممکنِ» سیاست در فیلمِ سیاسی، با «جهان رئال» سیاست در واقعیت، تمایز آنتولوژیک (هستی‌شناختی) دارد. دو جهانِ ممکن، با نامی واحد (سیاست)، اما با ماهیتی جداگانه و متمایز.
جهانِ ممکنِ سیاست در گسترۀ سینما اما چگونه شکل می‌گیرد وقتی جهانی‌ست مستقل از سیاستِ برون‌فیلمی؟
یک پاسخ به این پرسش این است که این دو جهانِ کاملاً متمایز به لحاظ آنتولوژیک، از یک وحدتِ نشانه‌شناختی هم برخوردارند. نوعی وحدت نشانه‌شناختی، آنچنان که بتواند «مسئله سیاسی» را معنا کند و به تصویر بکشد (به فرم زیباشناختی تبدیل کند).
عدم دقت به این رابطۀ «وحدت و تمایز»، سینمای سیاسی را، هم در «مقامِ ساخت»، هم در «مقام نقد» و هم در «مقام فهم»، یا ایدئولوژیک می‌سازد یا شبه‌سیاسی.
اگر فقط به «تمایز» جهانِ ممکنِ سیاست در سینما، با جهانِ برون‌فیلمیِ سیاست در واقعیت، توجه شود، سینمای سیاسی فاقدِ «مسئله سیاسی» می‌شود، و بدون برخورداری از یک مسئله اصیل سیاسی. به همین دلیل استفاده از نشانه‌های سیاست در فیلم، سینمای سیاسی را به پدیده‌ای «شبه‌سیاسی» تبدیل می‌کند.
و اگر فقط به «وحدت» جهانِ ممکنِ سیاست در سینما، با جهانِ برون‌فیلمیِ سیاست در واقعیت، توجه شود، سینمای سیاسی به نمایندۀ یک ایدئولوژی برون‌فیلمی تبدیل می‌شود که اولین قربانی آن «زیباشناسی روایت در مسئله سیاسی»‌ست. همین آسیبِ بزرگ، سینمای سیاست‌زده یا ایدئولوژیک را به «شبه‌فیلم» تبدیل می‌کند. شبه‌فیلمی که ممکن است فروش زیاد داشته باشد، معروف و ماندگار هم بشود، اما چون فاقدِ زیباشناسیِ روایت است، هرگز ارزش هنری نداشته و «شایستۀ نامِ اثرِ هنری» نیست.

نظر‌ دهی مسدود شده است.