۷۴-۶۹
ترجمه‌: علی کرباسی:   باید قبول کرد که فیلم‌های هنری را نمی‌شود جایی جز جشنواره‌ی کن هو کرد. در بقیه‌ی دنیا هنردوستانِ تعلیم‌دیده چالش‌هایی را که فیلمساز برای بیننده طراحی کرده‌ درک می‌کنند… یا بینندگان فیلم را نادیده رها می‌کنند. مطمئناً در جشنواره‌ی کن هم کسانی هستند که فیلم را از نیمه رها کنند، ولی عده‌ی بیشتری وظیفه خود می‌دانند که فیلم را با سماجت تحمل کنند، بنشینند و رنج بکشند تا در نهایت بتوانند فریاد اعتراض خود را بلند کنند… انگار سالن دبوسی صحن نبرد گلادیاتورها باشد که تشویقبیشتر بخوانید
۷۴-۵۴
محمد فرهادنیا: در سال‌های آغازین دهه‌ی شصت، جامعه‌ی ژاپن بر اثر صنعتی‌شدن کامل، شهرنشینی و تکنوکراسی، به شکلی تصاعدی دستخوش تغییر شد و همین امر موجبات نابودی ارزش‌های سنتی ژاپن را فراهم آورد، بی‌آنکه چیز دیگری را جایگزین آن کند. در این سال‌ها ساختار خانواده‌ی ژاپنی رو به زوال نهاده و به یک سلسله آیین‌های تهی بدل شده بود. کارتل‌های عظیم صنعتی، جامعه را به لحاظ زیست‌محیطی و مولفه‌های روانی، به نابودی کشانده بودند؛ شهر‌های ژاپن به معدن آلودگی، تراکم جمعیت و جنایات بی‌رحمانه بدل شده و دولت ژاپن دربیشتر بخوانید
۷۴-۳۲
ترجمه: مهدی ملک : مسئله ارتباط سریر خون کوروساوا با مکبث شکسپیر بارها به بحث گذاشته شده است. در حالی که عده‌ای اعتقاد دارند فیلم کوروساوا موفق‌ترین اقتباس سینمایی از مکبث است عده‌ای دیگر باور دارند که موفقیت فیلم بیشتر به این بازمی‌گردد که فیلم اقتباسی از خود مکبث نیست و فیلمساز فیلم خود را بر پایه اصول دیگری ساخته است. در حالی که اهمیت استفاده کوروساوا از تئاتر نو (Noh)، آنچنان که یوشیموتو درباره آن بحث می‌کند، اغلب مورد توجه قرار گرفته است با این حال آنچه اهمیت داردبیشتر بخوانید
۷۴-۵۷
ترجمه‌: محمدرضا شیخی: *درباره‌ی مسیری که قبل از ساخت اولین فیلم بلندتان، ژاپن، پیمودید توضیح می‌دهید؟ من هم آدمی هستم مثل همه‌ی آدم‌ها. رشته‌ی دانشگاهی‌ام حقوق بود و برای پایان‌نامه‌ام روی فعالیت‌های دیوان کیفری بین‌المللی کار کردم و بعد هم در انگلیس به صورت تخصصی به پژوهش درباره‌ی مناقشات مسلحانه پرداختم. در بخش روابط دیپلماتیک مکزیک هم روی فعالیت‌های مقدماتی دیوان جنایی بین‌المللی کار کردم، منتها همیشه دغدغه‌ی فیلمسازی داشتم. قبلاً مدتی برای کمیسیون اروپا در بلژیک کار کرده بودم و برای آموزش فیلمسازی دوباره برگشتم به این کشور وبیشتر بخوانید
۷۴-۹۸
ترجمه‌: روبرت صافاریان:  تئوری به اصطلاح «نورافکنی» تاریخ سینما را که به کار می‌بندیم، توجهمان از یک «عصر طلایی» به «عصر طلایی» دیگری معطوف می‌شود، گشتی در اروپا می‌زنیم، بعد از یک سوی اقیانوس اطلس به سوی دیگری می‌رویم و به جای اولمان برمی‌گردیم، در پی الهه‌ی الهام سینمایی که گاه در یک سینمای ملی و سپس در سینمای ملی دیگری رحل اقامت می‌کند. این رویکرد نظری برای نوشتن تاریخ سینماهای سرسری کاملاً مفید است، اما معمولاً این پرسش را پیش می‌کشد که این یا آن سینمای ملی را کهبیشتر بخوانید
۷۴-۹۱
ترجمه: نوید پورمحمدرضا:   ۱– تز: کارگردان به عنوان مولف حالا دیگر یک دهه از انتشار خوانش دوبخشی و امریکاییِ اندرو ساریس از خط‌مشی مولفان۲ در مجله‌ی فیلم کالچر می‌گذرد. در آن زمان، کار او به شکلی جدی و تحریک‌آمیز انحصارگریِ تقریباً مطلق «دیالکتیک اجتماعی» در نقد فیلم جدی انگلیسی‌زبان را به چالش ‌کشید. دیدن اینکه ساریس با فیلم‌ها به عنوان زاده‌ی دست هنرمندان برخورد می‌کرد تا فرآورده‌‌ی نیروهای اجتماعی ‌-‌کاپیتالیستی، کمونیستی، یا فاشیستی‌-‌ مطبوع بود، مضاف بر اینکه او با این کار، مطالعه‌ی موشکافانه‌ی فیلم‌های امریکایی را از شربیشتر بخوانید
۷۴-۳۸
رامین اعلایی: صادقانه بگویم که مطمئن نیستم کوششم در این مقاله در باب پتانسیل اسپینوزیسم کاربردی برای خوانش بدن‌های نمایش داده‌شده در سینمای آکیرا کوروساوا به واسطه‌ی فلسفه‌ی اسپینوزا به سرانجامی خواهد رسید یا نه. زیرا غالباً کار کوروساوا را با کار نویسندگانی چون داستایفسکی و شکسپیر مرتبط می‌دانند. اما با این حال اطمینان دارم که این متن می‌تواند شامل ایده‌هایی درخشان باشد که حاصل یک ادراک شهودی هستند. در چهار سال گذشته و با مرور چندی از مهم‌ترین فیلم‌های کوروساوا متوجه شدم که ما غالباً در این فیلم‌ها بابیشتر بخوانید
۷۴-۸۱
ترجمه و تلخیص: مهدی جمشیدی: ژان پل سارتر و سیمون دوبوار در سال ۱۹۷۹ از ادوارد سعید دعوت کردند تا به فرانسه بیاید و در کنفرانس صلح خاورمیانه شرکت کند. این کنفرانس در پیِ توافقنامه‌ی کمپ‌دیوید برای پایان‌دادن به جنگ میان مصر و اسرائیل برگزار می‌شد و به این خاطر از مولف کتابِ «شرق‌شناسی» و حامی دوآتشه‌ی مردم فلسطین دعوت شده بود تا دیگر متفکران برجسته را در این خصوص یاری کند. سعید در دوره‌ای که برای مجله‌ی «بررسی کتاب لندن» (London Review of Books) قلم می‌زد در ضمن روایتبیشتر بخوانید