66-45
سعيده طاهري, بابک کريمي پس از اتمام «سه‌گانه‌ي انسان‌هاي تنها», «آزادي» (La libertad) (۲۰۰۱)، «مرده» (Los muertos) (۲۰۰۴) و «ليورپول» (Liverpool)  (۲۰۰۸)، سخن از اين بود که ليسندرو الونسو مي‌بايد کاري متفاوت انجام دهد. «خائوخا» پاسخي به اين انتظارات بود: فيلمي با بازي ستاره‌اي بين‌المللي (ويگو مورتنسن) و تصويرگر شخصيت‌هايي که حرف‌هاشان را در قالب جملاتي کامل ادا مي‌‌کنند و از اين رهگذر، فيلمنامه‌اي را به رخ مي‌کشند که الونسو با همکاري شاعر و رمان‌نويس پرآوازه‌ي آرژانتيني، فابين کاساس, به رشته‌ي تحرير درآورده است. با اين‌همه، مي‌توان اين تغيير مسيربیشتر بخوانید
68-45
فريد اسماعيل‌پور «بهشت» بازگشت رويايي و شورانگيز آلن کاواليه‌ي تجربه‌گرا و کهنه‌کار پس از سه سال بر پرده‌ي سينما بود. دلبري که جان و قلم سينه‌فيل‌ها و منتقدان فرانسوي را تسخير کرد و مي‌تواند يکي از بهترين فيلم‌هاي کارنامه‌ي کاواليه و سينماي فرانسه باشد. فيلمي شخصي که با ظرافت و نکته‌بيني خاص و هميشگي فيلمسازي هشتادوسه ساله روايت مي‌شود. فيلمسازي که پيچ‌وخم و تنوع تجربه‌هاي (گاه به ظاهر متضاد) مسير سينمايي‌اش در ميان سينماگران فرانسوي کم‌مانند است؛ تحصيل در ايدک (فِميسِ فعلي)، دستياري لويي مال کبير، کارگرداني فيلم‌هاي تجاري وبیشتر بخوانید
70-45
علي کرباسي فيليپ لوئيس فريدمان، قهرمان تلخ‌کام و مغرورِ سومين فيلم بلند الکس راس پري، نويسنده‌ي بااستعدادي است. قابليت نويسندگي او جاي بحث ندارد، چون به رغم توجه دقيق‌ فيلم به سبک و ساختار ادبي، «گوش بده فيليپ» فيلمي درباره‌ي خلق اثر هنري نيست. فيلم تنها با نبرد سهمگين اثرپذيري، شکاف‌ها و تندآب‌هاي الهام، فرآيند شکل‌دهي جمله‌‌ها به قطعاتي آهنگين، سر و سامان‌دادن دقيق به شخصيت‌ها، روايت، ريتم، صحنه و بن‌مايه طرف نيست، بلکه به زياده خواستن آنها يا با استفاده‌ي خيلي زياد و خيلي خوب از اين استعداد همبیشتر بخوانید
72-45
مهدي جمشيدي شبي که جايزه‌ي بزرگ هيات داوران به فيلمِ دومِ آليس روهرواکر اعطا شد، همه‌ي آنهايي که اين خبر را شنيدند شگفت‌زده شدند؛ جايي که جين کمپيون رئيس هيأت داوران همه‌چيز را در کمال صحت و سلامت اجرا کرد و جوايز را به‌طور متناسب تقسيم کرد («ليبراسيون» اين اقدام را جايزه‌اي با چاشني انتخابِ شخصي توصيف کرد). برخي گمانه‌زني‌ها حاکي از اين است که [جايزه‌ي روهرواکر] ملغمه‌اي سياسي است که گسترش طبيعي شکايت‌هاي اوليه‌ي کمپيون را به همراه داشت؛ بر آنچه مرسوم‌ کردن مسائل جنسي در صنعت [سينما] وبیشتر بخوانید
74-45
علي کرباسي همان نويسنده‌ي نوستالژيکِ فيلم‌هاي پيشينِ وِس اندرسن، در «هتل بزرگ بوداپست»، با ظاهري آشکارتر حاضر است. برخلاف «زندگي آبي‌ با استيو زيسو» (۲۰۰۱) و «خانواده‌ي باشکوه تننبام» (۲۰۰۴) که فقط ظاهري شبيه کتاب داشتند و فصل به فصل جلو مي‌رفتند، اين‌بار نويسنده به شکلي مشخص حضور دارد. داستان با بناي يادبود او آغاز مي‌شود، به عقب برمي‌گردد و خود را در قالب واقعي نشان مي‌دهد و حتي به عقب‌تر از آن برمي‌گردد و‌ خودِ او براي‌مان داستاني را که برايش اتفاق افتاده, شرح مي‌دهد. فيلم به‌عنوان اقتباسي ازبیشتر بخوانید
71-45
مهسا پاکدل گاهی اوقات، پس از دیدن یک فیلم تنها کلماتی که به ذهن متبادر می‌شوند, این است: «این امکان ندارد!». آخرین‌بار پس از دیدن «هولی موتورزِ» لئو کاراکس این احساس را داشتم و حالا با دیدن «کن‌کن کوچولو». امکان ندارد فیلمسازی جدی همچون برونو دومُن بتواند خنده‌دارترین فیلم این سال‌ها را کارگردانی کند! امکان ندارد سینماگری بتواند با تغییرِ تمام‌عیارِ سبکِ کاری‌اش، مجموعه آثار خود را کامل کند، طوری که انگار فقط کافی است همین گام جنبی را برداشت تا بتوان به سطحی بالاتر دست یافت. به ناگاه آدمیبیشتر بخوانید
logo-2
فيوژن يا همجوشي نام بخشي است که از اين پس گاه‌گداري سر و‌ کله‌اش در سينما و ادبيات پيدا مي‌شود. اين بخش نوعي آنتولوژي يا گزيده‌شناسي سينمايي خواهد بود که بناست در آن بر اساس پيوند هنر هفتم و هنرهاي ديگر (ادبيات، موسيقي، نقاشي و…) براي آثار متعددي پرونده‌سازي شود. آنچه فرآيند فيوژن را پيش مي‌برد تنها تمايلات خوره سينما‌محورانه خواهد بود و بس. انيميشن يا پويانمايي علاوه بر اينکه کارکرد سرگرمي‌سازي دارد يک صورت بيانگر هنري شاخص است‌. هر فيلم انيميشن بسته به اينکه در کدام کشور‌، قلمرو يابیشتر بخوانید
KASHIGAR
ماني كاشيگر سينماي باهوش1 به دوره‌اي اطلاق مي‌شود که پس از پايان دهه‌ي 80 ميلادي آغاز مي‌شود و کم و بيش تا امروز ادامه يافته است. در دهه‌ي 80 عمده‌ي فيلم‌ها و سريال‌هاي تجاري هاليوود بر اساس دو ويژگي ساخته مي‌شدند: ابرقهرمانان شکست‌ناپذيري که بر نيروي اهريمن مطلق پيروز مي‌شدند يا عوامل ماوراءطبيعي را که شهرها‌ي آرام امريکا را تهديد مي‌کرد به زانو درمي‌آوردند. ويژگي دوم، توليد انبوه و تکرار يک ماجرا در قالب‌هاي نو بر اساس همين تضاد خير و شر مانوي بود. سري فيلم‌هاي جنگ‌هاي ستارگان، آرنولد شوارتزنگربیشتر بخوانید