44-44
امين نور در سال 1922، درميان هيجان تماشاي چرخ ابل گانس، فرنان لژه سعي بر ارائه تعريفي از امکانات نامحدود سينما کرد. قابليت هنر جديد نه «تقليد از فعل و انفعالات طبيعت» و «طريقه نادرست» شباهت‌‌اش به تئاتر, بلكه توانايي يگانه‌اش در «نماياندن تصاوير» بود. احساس مي‌کنم آنچه سينماي پيش از 1906 بيش از همه عيان مي‌سازد, دقيقاً همين ويژگي مطيع ساختنِ ديد و عمل نمايشگري و ارائه است. تاثير آن بر آوانگاردهاي دهه‌هاي نخست اين قرن نياز به واکاوي دوباره دارد. نوشته‌هاي مدرنيست‌هاي اوليه (فوتوريست‌ها، دادائيست‌ها و سوررئاليست‌ها) بربیشتر بخوانید
46-46
امين نور دنياي تبهكاران (جوزف فون اشترنبرگ, 1927) به واسطه‌ي بزرگداشت قهرمان گنگسترش (جرج بنكرافت) در مقام الهامي نيچه‌اي در جهاني حقير, از فيلم‌هاي گنگستري پس از خود تمايز مي‌يابد. اگر که صورت زخمي چند موتيف و صحنه خود را از اين فيلم مي‌‌گيرد، بيشتر بدين خاطر است که فيلم هاكس پاسخ دندان‌شکني به آن است. در واقع قبل از آنکه هاليوود با سه اثر فرامولفي‌ خود –سزار کوچک، صورت زخمي و دشمن ملت– گنگسترها را بکوبد، هم نظر جامعه عليه آنان بود. شايد اثر پرجرات و پرتناوب ولمن بهبیشتر بخوانید
42-45
حسن حسيني در تاريخ نقد فيلم كمتر پديده‌اي به اندازه‌ي «فيلم نوآر» (فيلم‌هايي توليدشده در آمريكا كه با نامي فرانسوي شناخته مي‌شوند), محل مناقشه و اختلاف نظر منتقدان و نظريه‌پردازان بوده است. تعاريف به كلي متفاوتي كه آنان از فيلم نوآر به دست داده‌اند, اين پديده را به فيل مولاناي نقد فيلم بدل ساخته, فيلم نوآر از نگاه «ريمون بورد» و «اتي ين شومتون», منتقدان فرانسوي كه نخستين كتاب در اين باره را انتشار دادند, يك «سري» يا «مجموعه» فيلم, از ديد «چارلز هايَم» و «جوئل گرينبرگ» كه براي باربیشتر بخوانید
47-45
امين نور در 1946 منتقدان فرانسوي که به مدت پنج سال از فيلم‌هاي هاليوود محروم بودند ناگهان با غلبه‌ي لحني تيره و تار در آثار سينمايي مواجه شدند که در فيلم‌هاي جنايي به اوج خود مي‌رسيد. انگليسي‌ها به آن «تريلرهاي بدبين و خشن همت-چندلري» مي‌گفتند، در حالي که لحني بدبين و غمبار در حال رسوخ به همه ژانرها بود؛ از سفر طولاني به خانه تا جدال در آفتاب. اين لحن اغلب به عنوان نشانه‌ي انحطاط هاليوود مورد انتنقاد واقع مي‌شد, در حالي كه در عرصه‌ي هنر كلاسيك هم شمار آثاربیشتر بخوانید
noor
امين نور كافي‌ است يكي از مجلات هواداران فيلم‌هاي ترسناك امريكايي -همچون «سينه‌ فانتستيك», «فنگوريا» يا «اوتر» را باز كنيد تا سياهه‌اي از سفارشات پستي شركت‌هاي ويدئويي را بيابيد كه نياز هواداران را به آنچه جفري اسكونز «فراسينما» و «زيبايي‌شناسي آشغال-فيلم» خوانده است, سيراب مي‌كند. اين شركت‌هاي سفارش‌گير نه تنها نمايانگر بخش رو به رشدي از بازار ويدئو هستند, بلكه فهرست اقلام‌شان خيلي از فرضيات مرسوم ما را در باب تضادهاي دوگانه ميان سينماي معتبر (فيلم‌هاي تجربي/آوانگارد و هنري اروپايي) و فرهنگ عامه زير سوال مي‌برد. آنها به طور مشخصبیشتر بخوانید
41-hosseini
حسن حسینی : چندي پيش بيستمين سالگرد نمايش موفقيت‌آميز داستان‌هاي عامه‌پسند در جشنواره‌ي كن (كه تصاحب نخل طلا را در پي داشت) طي مراسمي با حضور كارگردان فيلم، كوئنتين تارانتينو و ستاره‌اش، اوما تورمن (كه زماني بازيگر خوبي بود)، گرامي داشته شد. تارانتينو در طول دو دهه‌ي اخير به واسطه‌ي فيلم‌ها (و البته رفتار و اطوار) جنجالي‌اش همواره نامي خبرساز بوده است. بيست سال براي بررسي كارنامه‌ي يك فيلمساز زمان كمي نيست، ولي كار ما در نقد سينماي تارانتينو در اين سال‌ها به طور معمول از ستايش‌هاي پرشور و احساساتيبیشتر بخوانید
41-Noor
ترجمه: امين نور : به طور كلي در فرهنگ امريكايي «زرنگي كردن» امري پسنديده است چرا كه عمل به آن به مراتب آسان‌تر از رسيدن به هوشمندي واقعي‌ست و نسبت به آن نيز كمتر چالش‌برانگيز يا خطرناك است. زرنگي كردن كسي را آشفته‌خاطر نمي‌كند، برعكس مردم را خوشحال و شادمان نگه مي‌دارد، به آنها «تلنگر» مي‌زند و پر از سرگرمي‌هاي سبك است. طبيعي است كه امريكايي‌ها بايد هم شادمان باشند. آخر مگر «امريكا» سرزمين فرصت‌هاي برابر براي همه نيست؟ بنابراين اگر خوشحال نباشي مقصرش تنها خودت هستي و مشكل ازبیشتر بخوانید
39-hoseini
حسن حسيني : نقد فيلم در ايران قدمتي هم‌پاي فيلمسازي و (حتي بيش از آن) دارد. از زمان نمايش نخستين فيلم ايراني، آبي و رابي، مي‌توان شاهد انتشار مطالبي درباره‌ي فيلم‌هاي ايراني در مطبوعات بود.1 اما با وجود اين سابقه‌ي هشتاد ساله، عمده‌ي نقدهاي نوشته‌شده درباره‌ي فيلم‌هاي ايراني (به ويژه آثار عامه‌پسند و نه فيلم‌هاي مورد علاقه‌ي نخبگان) در حيطه‌ي نقد رسانه‌اي قرار مي‌گيرند و كمتر نمونه‌اي از نقد اين فيلم‌ها را مي‌توان يافت كه بتوان آن را در قالب نقد دانشگاهي جاي داد. در اين ميان اكثر منتقدان متمايلبیشتر بخوانید