۷۲-۵۱
ترجمه‌: سعیده طاهری- بابک کریمی: از زمان انتشار «زوال سینما»، جستار سوزان سانتاگ در سال ۱۹۹۶، سینه‌فیلیا به‌عنوان موضوع بحث و مناظره و بررسی از نو مطرح شد۱ و از همان زمان این پرسش آزاردهنده که «آیا سینه‌فیلیا مرده و اگر نه، علائم حیاتی جدید آن کدام‌اند؟» با این بحث‌ها درهم‌تنیده شد. تردیدی نیست که سینه‌فیلیا از آغاز دوران طلایی‌اش -که تجسم آن ‌را می‌توان در عادات دلسپردگان پرشور سینه‌کلوب‌ها و سینماتک‌ها در دهه‌های پنجاه و شصت پاریس دید- دگرگونی‌های بی‌شماری را از سر گذرانده است. بسیاری از مفسران، سینه‌فیلیابیشتر بخوانید
۷۲-۵۶
تلخیص و ترجمه: بشیر سیاح : ممکن است عجیب باشد که آرزو کنیم آنچه  می‌نویسیم در طول زمان بی‌ربط به نظر برسد، اما این دقیقاً همان چیزی است که آرزو دارم برای صحبت‌های پیش رو اتفاق افتد. مشکلی اساسی با جشنواره‌های فیلم در دنیای انگلیسی-امریکایی چندان به تمایلشان به نمایش فیلم‌های بد مربوط نمی‌شود، گرچه خود این مسئله هم معضلی است. به کمبود فیلم‌هایی که به‌طور کلی با مخاطبان، منتقدان و انجمن‌های فیلم ارتباط برقرار کنند هم مربوط نمی‌شود. گرچه این ‌هم می‌تواند مسئله‌ای آزاردهنده باشد. حتی وابستگی به اکران‌هایبیشتر بخوانید
۷۲-۶۳
تلخیص و ترجمه: بصیر علاقه‌بند: سینه‌فیلیا و جشنواره‌های سینمایی دیری است جشنواره‌های سینمایی را در مقام پناهگاهی برای سینه‌فیلیای کلاسیک نگریسته و طراحی می‌کنند. این رخدادها با ایده‌هایی همچون پخش تصاویر سینمایی پیش از اکران عمومی، تعقیب انواع خاصی از سینما و تاکید بر تجربه‌ی فرصتی قیمتی و زودگذر در قالب چیزی به‌نام جشنواره‌ی سینمایی، البته همراه با شرایطی که به صورت سنتی در مواجهه‌ی سینه‌فیلی با سینما در نظر گرفته می‌شود، گره خورده‌اند. نهایتاً، چنان‌که مالته هاگنر و ماریکه دِوالک توضیح می‌دهند، «قطعاً یکی از کلاسیک‌ترین اشکال سینه‌فیلی معاصربیشتر بخوانید
۷۱-۲۴
مهدی ملک : چرخ‌زنان و پرّان در دَوَرانی گسترنده قوش ندای قوش‌چی را نمی‌تواند شنید. همه چیز فرو می‌پاشد، کانون را پایداری نیست، جهان را آشوب محض فرا گرفته، سیلاب تیره‌ی خون رها شده است و همه جا آیین معصومیت غرق می‌شود (ویلیام باتلر ییتس). «جان سیمون» در مقاله تحسین‌برانگیزش درباره «اریک رومر» احتمالاً کلی‌ترین تقسیم‌بندی تاریخ سینما را درباره سینمای هالیوود و سینمای هنری اروپا ارائه می‌کند. سیمون می‌نویسد اگر سینمای هالیوود برای سرگرمی است در مقابل سینمای هنری اساساً «چیزی برای گفتن» است. پس از سیمون تلاش نویسندگانبیشتر بخوانید
۷۱-۵۱
ترجمه‌:  بصیر علاقه‌بند :   مقدمه اقتصاد سیاسی نوین و جهانی‌سازی نه‌تنها ساختار طبقات بلکه بازنمایی هویت آنها را تغییر داده است. در این میان نقش‌های اجتماعی جدید بازتولید شده‌اند و از سوی تولیدات فرهنگی از جمله رسانه‌ها و خاصه سینما مورد انتقاد قرار می‌گیرند. در گذشته ساختار طبقاتی و متعلقات هویتی آن تحت‌تاثیر فرآیند مدرنیزاسیون قرار داشت؛ همچنین در وضعیت فعلی که فضای فرهنگی جدید را شبکه‌های ارتباطی و رفتارهای مصرفی جهان‌گستر شکل می‌دهند مدرنیزاسیون در حال دگرگونی ساختار طبقاتی و متعلقات هویتی آن است. مطالعه‌ی  حاضر با لحاظ‌کردنبیشتر بخوانید
۷۱-۵۷
کایا اوز کاراچالار – ترجمه‌: بشیر سیّاح: ملی‌گرایی همواره جزئی حیاتی از ایدئولوژی غالب در جمهوری ترکیه بوده. هرچند ریشه‌های ملی‌گرایی به اواخر دوره‌ی عثمانی و انقلاب ترکان جوان بازمی‌گردد،۲ اما تا انقلاب جمهوریخواهان به تکامل دست نیافت. یکی از اصلی‌ترین اهداف بنیانگذاران جمهوری ایجاد احساس ملی‌گرایی ترکی بود و این هدف به شکلی نیرومند به‌مثابه یک وظیفه‌ی عمومی دنبال می‌شد.۳ همچنین در سال ۱۹۳۷، ملی‌گرایی در قانون اساسی هم ارج نهاده شد و بسان یکی از شش «اصل جمهوری ترکی» درآمد (همراه با جمهوریخواهی، پوپولیسم، سوسیالیسم دولتی، سکولاریسم و اصلاح‌طلبی).بیشتر بخوانید
۷۱-۶۱
نیکُلا مونسو – ترجمه: محمدرضا شیخی:   تا سال‌های میانی دهه‌ی نود مسئله‌ی کردها در سینمای ترکیه همچنان تابو به‌شمار می‌رفت یا نهایتاً اشاره‌هایی گذرا به آن می‌شد. از آن زمان به بعد، به تدریج شمار قابل توجهی از فیلم‌ها اغلب با رویکردی جسورانه و مبارزه‌جویانه به این مسئله پرداختند، به این صورت که پروبلماتیکی را حول موضوع هویت ملی و بازتعریف آن در بستری عمیقاً در حال تحول بسط دادند.   برای اینکه بتوانیم در تولیدات سینماییِ ترکیه به نخستین تصاویر از منطقه‌ی آشوب‌زده و شورشیِ آناتولی در جنوب شرقیبیشتر بخوانید
۷۱-۶۶
گردآوری و ترجمه‌: سعیده طاهری و بابک کریمی :   مقدمه‌ی مترجمان: آنچه در ادامه خواهید خواند ترجمه‌ی سه گفت‌وگو با رها اردم،۱ از بدعت‌گذارترین فیلمسازان سینمای نوین ترکیه، است. او طی دهه‌ی هشتاد در فرانسه، مطالعات سینما و هنر پلاستیک خوانده؛ دوره‌ای که تاثیر عمیقی در نگاه هنری و سینمایی‌اش برجای گذاشته و نفوذ آن‌ را می‌توان در فیلم‌هایش، چه به لحاظ روایی و چه زیبایی‌شناختی، دید. نخستین فیلم اردم، آه ماه۲ (۱۹۸۸)، با مایه‌هایی از رئالیسمی جادویی، خیال و رویا، روایت‌ دخترکی است که با روح مادر خودبیشتر بخوانید