all-gray-62-67
سعیده طاهری- بابک کریمی «دهه‌ی سینما» عنوان مقاله‌ی انگشت‌نمای سوزان سانتاگ است که در سال ۱۹۹۶ در نشریه‌ی «نیویورک تایمز» منتشر شد. سانتاگ در این نوشته توضیح می‌دهد که دغدغه‌‌اش بیش از نزول کیفیت فیلم‌ها، نزول کیفیت مخاطبان آنهاست: «شاید آنچه پایان پذیرفته نه سینما، بلکه سینه‌فیلیاست؛ عنوانی برای شکل بسیار خاصی از شیفتگی که سینما الهام‌بخش آن است.» وقتی گفته می‌شود چیزی مرده یا در حال مرگ است، بیش‌ازپیش مشتاق می‌شویم درباره‌اش بشنویم. دهه‌ی پیش شش کتاب به زبان انگلیسی و تعداد زیادی نشریه و مجله‌ با موضوع سینه‌فیلیابیشتر بخوانید
all-gray-62-74
محمدرضا شیخی اواسط دهه‌ی هشتاد؛ زنگ‌ تفریح در مدارس شهرستان؛ دانش‌آموزان می‌توانستند درباره‌ی فیلم‌هایی که شب قبل در ساعت ۳۵/۲۰ دقیقه از یکی از سه شبکه‌ی تلویزیونی دولتی دیده بودند، حرف بزنند، بی‌آنکه برایشان فرقی داشته باشد این فیلم‌ها «تعادل»۱ و «کلاه طلایی»۲ هستند یا «رمبو» و «آقایان موطلایی‌ها را ترجیح می‌دهند». البته که متوجه تفاوت دوره‌ی ساخت این فیلم‌ها می‌شدند، اما در برنامه‌های تلویزیونیِ والدینشان، آنها را بی‌آنکه فرقی بینشان گذاشته شود، پخش می‌کردند؛ دنیای مشترکی بود که بین همه به اشتراک گذاشته می‌شد. در ژوئن ۱۹۸۵ و بهبیشتر بخوانید
all-gray-62-78
علی کرباسی ۱ این مسئله مرا به‌سوی سینما به‌عنوان منزلگاه زمان و تاریخ، تاریخ اسرارآمیز سینه‌فیلیا و رابطه‌ی منحصربه‌فرد سینما با زمان می‌برد. این معشوق در نقطه‌ی حساسی از سرگذشتش در نقطه تلاقی تکنولوژی، زمانه و دیگر چیزهاست که زمانمندی‌‌های متعدد آن‌ را سرو‌سامان می‌دهد. تاریخ نه فقط (مثل «تاریخ سینما») در درون سینما جریان دارد، بلکه زمان را در واقعیت و خیال به شکل لحظات و امتداد آنها متجسم می‌کند. ضرورت و هدف مفید سینه‌فیلیای امروز دارد سینما را به «درسی» درباره‌ی زمان تبدیل کند، درسی در به تصویر‌‌درآوردنبیشتر بخوانید
all-gray-62-80
آیین فروتن نخستین نشانه‌ی اینکه چیزی در نسبت با تعبیر «کالت» اشتباه است، باید سال‌ها پیش آشکار می‌شد: وقتی دنی پِری بر آن شد تا جلد سوم از مجموعه کتاب موفقش «فیلم‌های کالت» را در سال ١٩٨٨ منتشر کند.۱ آنچه ابتدا به‌عنوان ایده‌ای خوب و برانگیزاننده آغاز شد، رفته‌رفته تحمیلی جلوه کرد: اکنون که تا اینجا صد فیلم نخست معلوم شده‌اند، چند فیلم کالت اصیل دیگر ممکن است واقعاً در بین باشند؟ این طبقه‌بندی پیشاپیش واجد انعطاف و گستردگی‌ای بود که هر چیز تقریباً مستقل یا غریبی را دربر می‌گرفت.بیشتر بخوانید
all-gray-62-84
بشیر سیاح مشتاقیم بدانیم مبارزه‌ی امروزی سینه‌فیل‌ها بر سر چه چیزی است. نخست اینکه، به چه افرادی سینه‌فیل گفته می‌شود؟ و چه ویژگی‌هایی دارند؟ من احساس می‌کنم که در زندگی‌ام، میان محافل سینه‌فیلی می‌گردم، و از این رو خودم هم یک سینه‌فیلم. تحت این نام و نشان پیش می‌روم. برای من این امر ارتباطی با آسیب‌شناسی یا حتی دغدغه‌های فکری ندارد، بلکه در عوض، مطالعه‌ی دقیق سینماست (اما نه لزوماً دانشگاهی یا سیستماتیک) به‌عنوان یک شبکه‌ی جامع، یک جهان، نیروی حیات و کلید فهم نقل‌قول‌ها و اشاره‌ها. بله، البته، امابیشتر بخوانید
logo-2
عباس بهارلو کریس مارکر گفته است: «حقیقت شاید مقصد اصلی نباشد، اما چه بسا جاده‌ای است که باید آن را پیمود.» آن‌چه مارکر می‌گوید تعبیر دیگری از این حرف است که فیلم حاصل جمع رویدادهایی است که روی نگاتیف یا بر نوار مغناطیسی ثبت می‌شود، یا هر کدام از عوامل سازندۀ فیلم یک سند کوچک و مجزا هستند که به یک‌دیگر می‌پیوندند و مجموعۀ آن‌ها یک کلیت به‌هم‌پیوسته را بازنمایی می‌کند. بر این اساس می‌توان این سؤال را مطرح کرد که آیا مداخلۀ فیلم‌ساز و به ‌تبع آن چشم انسانبیشتر بخوانید
logo-2
علی کرباسی نماد سینه‌فیلیای امروز چیست؟ چه چیز آن‌را متمایز و متفاوت می‌کند؟ پیش از آنکه نظر بدهم، حتی پیش از آنکه حرفی بزنم، اجازه بدهید موقعیتی را که در آن قرار دارم به اختصار ترسیم کنم. به نظرم، من عضو غیرمعمول این گروه نویسندگان هستم. دانشگاهی هستم، ولی نه در زمینه‌ی فیلم/رسانه یا حتی علوم انسانی. سینه‌فیل هستم، ولی ارتباطم با سینما به نوعی کار جانبی من است و برای همین در زمینه‌ی سینما غیرحرفه‌ای به حساب می‌آیم، کلمه‌ای که با استفاده از آن خواستم تعهد شدید نهادینه دربیشتر بخوانید
۶۱-۵۲-
بشیر سیاح به دنبال تغییراتی که از سال ۱۹۶۸ متوجه سینه‌فیلیا بوده (همچنین از سال ۱۹۷۸ و شاید منطبق‌تر به مورد این مبحث، از سال ۱۹۹۸)، سینه‌فیلیا نه‌تنها در تولید سینمای واقعی بلکه در مفاهیم بنانهادن یک فیلم دچار دگرگونی شده. آنچه اکنون می‌تواند سینه‌فیلیای کلاسیک نامیده شود، به تصویری آرمانی از آنچه مقصود از فیلمسازی است گره خورده، به این مفهوم که مثلاً هنگام تماشای آثار میزوگوچی، اشترنبرگ، سِرک، یا ماریو باوا، سینه‌فیلیا خود را در موقعیت خیالی شخصی می‌گذارد که در حال بنا‌نهادن و پیوند‌دادن تصاویر است وبیشتر بخوانید