۷۳-۴۸
  سعیده طاهری، بابک کریمی: «فیلم‌ها و احساس‌ها» قصد دارد بستری باشد برای طرح و مباحثه حول آنچه در تاریخ سینما و مطالعات و نقد سینمایی درخور توجه است و به هر سبب در متون سینمایی فارسی مهجور یا قدرنادیده مانده. جریانی سینمایی، سینمای یک فیلمساز، یک تک‌فیلم، منتقد یا نظریه‌پردازی سینمایی، بررسی مسیر و رویکرد یک نشریه‌ی سینمایی و مسائلی همچون بازیگری، فیلمبرداری، فیلمنامه‌نویسی، صدابرداری و در کل، هر آنچه به هنر هفتم مرتبط باشد، می‌تواند در این بخش گنجانده شود. تحلیل بازیگری سینما، قسمت دوم: پس از بازخوردهاییبیشتر بخوانید
۷۳-۴۹
آندره بازَن – ترجمه‌: محمدرضا شیخی: پیشترها گفتیم که ستاره‌ی سینما صرفاً کمدین یا بازیگرِ به‌ویژه محبوب مخاطب عام نیست، بلکه قهرمانی است در دنیای افسانه یا تراژدی، آن صاحب «سرنوشت»ی است که فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، حتی نادانسته، چاره‌ای ندارند جز اینکه خودشان را با او وفق دهند. در غیر این صورت، طلسم میان بازیگر و مخاطب شکسته خواهد شد. تنوع داستان‌هایی که تعریف می‌شود و گویی هربار نیز ما را در غافلگیری خوشایندِ رویارویی با داستان‌هایی تازه سهیم می‌کند، نباید به اشتباهمان بیندازد. کاملاً به‌عکس، این هویت ژرف و ذاتیِبیشتر بخوانید
۷۳-۵۱
آندره بازَن – ترجمه‌: محمدرضا شیخی:   شاید این پرسش برایتان پیش آمده باشد که چرا افراد نابینا بیشتر دغدغه‌ی ذهنی سینماگران هستند تا کارگردانان تئاتر یا رمان‌نویسان. حتی زمانی هم که نویسنده‌ای مثل آندره ژید دست به ماجراجویی می‌زند و شخصیت داستانش را به کوری محکوم می‌کند، دقیقاً این اتفاق در سمفونی پاستورال می‌افتد، یعنی همان اثری که سینماگران در بین سایر آثار او برمی‌گزینند. علتش شاید این باشد که سینما، در حد اعلا، هنر نور است، هنری که فرد نابینا در آن تاثیرگذارتر از هر جای دیگری ظاهر می‌شود.بیشتر بخوانید
۷۳-۵۲
اندرو ساریس – ترجمه‌: علی کرباسی: بیش از ربع‌قرن است که در ستایش دستاوردهای بازیگری جیمز استوارت سخن می‌گویم و گذر زمان هم چیزی از آن نکاسته است. با این حال، دو اجرای کاریزماتیک‌ او، جرج بیلی در چه زندگی شگفت‌انگیزی فرانک کاپرا و جان «اسکاتی» فرگوسن در سرگیجه‌ی آلفرد هیچکاک، چنان به دفعات فراوان در دهه‌ی پیش دیده شده‌اند که آدم ممکن است فکر کند مردم از حضور تکراری او خسته شده‌اند. همان حکایتی که شیرینی زیاد دل انسان را می‌زند و و باقی ماجرا. در حقیقت در سال ۱۹۷۱بیشتر بخوانید
۷۳-۵۴
رمون بلور – ترجمه‌: محمدرضا شیخی:  آیا هنوز هم می‌توانیم، حتی با کم‌دقتی نسبی -البته اگر با نیت تسویه‌حساب‌های همیشه شتابزده همراه نباشد- و بی‌آنکه خود را به دست آزمون ساده و عملاً دست‌وپاگیر بازبینی نوارهای ویدئویی یا دی‌وی‌دی‌ها بسپاریم، بازهم درباره‌ی فیلم‌ها و واقعیات تصاویر بنویسیم؟ منظورم نوشتن به مدد خاطرات برجای‌مانده از احساسات و عواطفی است که دست‌کم فکر می‌کنیم در جریان نمایش فیلم به آنها توجهی نداشته‌ایم، اما سرانجام روزی روزگاری در قالب غلیان ایده‌های گوناگون سر برمی‌آورند- انگاره‌هایی که نمی‌دانیم چطور ارزیابی‌شان کنیم، چراکه آغاز و پایانبیشتر بخوانید
۷۳-۵۷
کنت جونز – ترجمه: بصیر علاقه‌بند: کارنامه‌ی ستارگان زن امروزی خصوصاً از حیث تدبیر و دوراندیشی شگفت‌آور است. ویترسپون، پارکر، بریمور و دیاز حقیقتاً نسل بااستعدادی هستند. به‌یاد داشته باشید آنها در قالب کسب‌وکاری فعالیت می‌کنند که به کشتن استعدادهایش، خاصه زنان مستعد، شهرت دارد، بنابراین، روا نیست برای کنترل ذره‌ذره‌ی زندگی حرفه‌ای و شخصی‌شان سرزنش شوند. هر پروژه یا هر حرکت آنها تحت نظر و بازبینی است و علی‌الظاهر همیشه دقیقاً افق نهایی و میزان سختی کار خود را از پیش می‌دانند. نقش الحق پرطمطراق ویترسپون در واک دِ لاینبیشتر بخوانید
۷۳-۶۰
ملیسا اندرسن – ترجمه‌: بشیر سیاح: هالیوودی که در آن پاییز سال ۱۹۶۳ به سمتش می‌رفتیم در برزخ قرار داشت. هالیوودِ کلاسیک تمام شده بود و هالیوود نو هنوز در کار نبود. آن موقع بود که دختران فرانسوی با قدرت سحرآمیزشان از راه رسیدند- ژان مورو، فرانسواز آردی، سیلوی وارتان، کاترین دنوو، و خواهر زیباروی بلندقامتش، فرانسواز دورلئاک… اندی وارهول و پت هکت، پاپیسم: وارهولِ دهه‌ی شصت به نقل از سوزان سانتاگ، «فیلم‌ها مردگان زیبا را احضار می‌کنند». در سال ۱۹۹۸ و در زمان اکران موزیکال دوشیزگان روشفورِ (۱۹۶۷) ژاک دمی،بیشتر بخوانید
۷۳-۶۴
فولکر هومل – ترجمه: سعیده طاهری، بابک کریمی :   لی کانگ–شنگ، بازیگر و کارگردان از هیچ طریقِ ممکن نمی‌شود لی کانگ-شنگ را با مارچلو ماسترویانی اشتباه گرفت. چهره‌هایشان هیچ شباهتی به‌هم ندارند و سبک بازیگری‌شان هم کاملاً متفاوت است، لباس‌های گنجه‌هایشان هم کوچک‌ترین سنخیتی باهم ندارند. به‌رغم این تفاوت‌ها، بازی‌هایشان در نقش‌هایی که تجسم تنهایی شهری، مالیخولیای موذی و ازخودبیگانگی جنسی‌اند، در طبقه‌ای منحصر به خودشان جای می‌گیرند. هر دو به‌عنوان خودِ دیگرِ استادان مدرن زمانه‌‌شان ایفای نقش کرده‌اند: آنتونیونی و فلینی در ایتالیای اوایل دهه‌ی شصت و تسای مینگ‌-لیانگبیشتر بخوانید