همایون خسروی‌دهکردی: طیف وسیع سینماگران فعال فرانسوی از لوک بسون پرمخاطب و ژاک اودیار تا میشل گوندری و الیویه آسایاس و ژان پی‌یر ژنه، ژان ژاک آنو، لطیف کشیش و امثال گاسپار نوئه‌ی مجنون و لئو کاراکس عجیب و کم‌کار و کلر دنی و… ما را به فکر وامی‌دارد. سینمای فرانسه که گویی بندرگاه اروپا برای مبادله هنر و هنرمند با کل قاره امریکا بود، در فاصله بین دو جنگ جهانی مسیر سرراست ولی پروپیمانی را طی کرد. این مسیر اگر نگوییم در سرتاسر دنیا ولی حداقل در اروپا وبیشتر بخوانید
ترجمه: صالح نجفی: شرایط مطلوب برای بروز یک لحظه شادی، یک لحظه سعادت یا یک لحظه نشاط در فیلم‌های فرانسوا تروفو کدام‌اند؟ شادی حالتی واضح و زودگذر است؛ سعادت حالتی پایدارتر و غالباً پنهانی‌تر است، و حال‌آنکه نشاط در بین این سه حالت از دو حالت دیگر گذراتر و نیز سطحی‌تر است. و همان‌‌طور که می‌توان توقع داشت، این حالت‌ها در کارهای تروفو هیچ‌‌گاه اموری تماماً روانی نیستند، چیزهایی نیستند که، به تعبیری، در «اندرون» شخصیت جای دارند و صرفاً به زندگی شخصی او مربوط می‌شوند….بیشتر بخوانید
ترجمه و تلخیص: بهروز سلطانزاده: گفت‌وگویی که می‌خوانید آخرین مصاحبه با فرانسوا تروفو است که برت کاردولو (Bert Cardulo)  با او انجام داده و در نیویورکر به چاپ رسیده است. بعدها مناقشاتی بر سر جعلی‌بودن این مصاحبه درگرفت و نیویورکر در پاسخ در سال ۲۰۰۸ دوباره این گفت‌وگو را با ادله‌ای محکم در مورد واقعی‌بودن آن منتشر کرد. *** * از زندگی‌تان قبل از اینکه کارگردان شوید، بگویید. من در دوران جنگ فیلم‌های زیادی دیدم که مرا عاشق سینما کرد. دائم برای دیدن فیلم از مدرسه فرار می‌کردم؛ حتی صبح‌هابیشتر بخوانید
رامین اعلایی: توضیح: متنی که در زیر خواهید خواند ترکیبی است از دو مقاله‌ی مفصل درباره‌ی فرانسوا تروفو، زندگی و آثار او. «فرانسوا تروفو» نوشته‌ی خوآن کارلوس گونزالس و «فرانسوا تروفو؛ پادشاه موج نو» نوشته‌ی جفری مک‌نب. او سینما بود مقدمه: فرانسوا تروفو به همان اندازه که فیلمساز محبوبی بود، نزد عده‌ای منتقدی نفرت‌انگیز شناخته می‌شد. محبوب برای کثیری از سینه‌فیل‌ها از اقصی نقاط جهان و منفور نزد پیر و پاتال‌ها. در بین حواریون بازن، تروفو خصمانه‌ترین نثر را داشت. تروفو هتاک بود، برخلاف ریوت، رومر و پی‌یر کاست کهبیشتر بخوانید
امیرحسین سیادت: «پرشور بود و دردناک». این گزاره را که هلن، شخصیتِ نمایشِ «ناپدید‌شده»، روی صحنه از مردِ محبوبش می‌شنود، می‌توان توصیفِ پیشگویانه‌ی دو بازیگر از رابطه‌شان نیز در نظر گرفت. تقریباً جمله‌ای در نمایش نیست که نشود در نسبت با حس و حالِ آن دو معنا کرد. در حالی که ماریون، ناهمسو با اقتضائاتِ رمانتیکِ متن، اصرار دارد حینِ بازی از برنار فاصله بگیرد، هلن زبانِ خاموش او شده است: «من حق ندارم کسی را دوست داشته باشم و کسی هم نباید دوستم داشته باشد.» دیگر عوامل و ناظرانِبیشتر بخوانید
آیین فروتن: «غیاب، این والاترین شکلِ حضور» چهره‌ی مرد هنرمند در جوانی (جیمز جویس) با نگاهی اجمالی به تاریخ سینمای فرانسه، می‌توان دریافت که تا چه اندازه مسئله‌ی اقتباس‌های ادبی، ساختِ فیلم‌های مبتنی بر ادوار تاریخی یا بعضاً آثار زندگینامه‌ای همواره طیف گسترده و متنوعی از فیلمسازان را دلمشغول و معطوف به خود داشته است. از «سقوطِ خاندان آشرِ» (١٩٢٨) ژان اپشتاین، تا بعدتر آثاری که منتقدان «کایه دو سینما» از آن با ‌عنوان «سینمای کیفیت» یا «سینمای بابابزرگ‌ها» یاد می‌کردند، یا بعدتر در نزد پیشگامانِ مدرن سینمای فرانسه مانندبیشتر بخوانید
ترجمه: برنا حدیقی:   در نخستین صحنه‌های «چهارصد ضربه» (۱۹۵۹) ساخته‌ی فرانسوا تروفو، مدیری مضطرب در تلاش است تا کلاسی از پسرهای سرکش را به کنترل خود درآورد؛ تلاشی که با شکست همراه است. مدیر که از صدای صوت و جیغ، دیوارنوشته‌های روی دیوار و تصاویری از زن‌ها که از میزی به میز دیگر دست به دست می‌شوند به ستوه آمده با خشم بر سر دانش‌آموزانش فریاد می‌زند: «فرانسه ده سال بعد به چه حالی در خواهد آمد؟» این جمله، یکی از جملات پیش‌گویانه‌ی درخشان در تاریخ سینماست….بیشتر بخوانید
ترجمه: رضا مولایی گدار، تروفو، واردا و تمامی کارگردانان بزرگ موج نو سینمای فرانسه از طیف گسترده‌ای از انواع موسیقی برای پالایش و انتقال بهتر مفاهیم زیبایی‌شناسانه ساخته‌های خود استفاده کرده‌اند. در این میان نقش موسیقی کلاسیک که ریشه اروپایی نیز دارد در فیلم‌های دهه‌های پنجاه و شصت چیست؟ موسیقی کلاسیک و سینما مانند زوجی پیر، گاه دور از هم و گاه به طور غیرقابل‌باوری نزدیک به هم و صمیمی و جداناپذیر از یکدیگر هستند… در برخی از فیلم‌ها کارگردانان نقشی کلیدی و مرکزی را در فیلمنامه به شاهکارهای موسیقیبیشتر بخوانید