۷۲-۱۵۰
شاهین شجری‌کهن: سینمای ایران در چهار دهه گذشته فراز و فرودهای فراوانی را گذرانده و شکل ارتباط فیلمسازها با جامعه و محیط پیرامونشان در هر دوره به گونه‌ای بوده است. در ده سال اخیر با گسترش فضای مجازی و دسترسی آسان به فیلم‌ها و سریال‌ها و حتی برنامه‌های تلویزیونی و ویدئویی، منابع تفکر و ایده‌پردازی تغییر کرده و به همین نسبت فرم پردازش واقعیت نیز عوض شده است. فیلمساز امروز جامعه و فضای پیرامونش را از دریچه‌ای می‌بیند که بیست سال پیش اصلاً گشوده نشده بود. طبیعتاً این شکل رویاروییبیشتر بخوانید
۷۲-۱۶۰
مهران چهرازی: کلوزآپ می‌خواهد فرصتی باشد برای پرداختن به فیلم‌ها، فیلمسازان، موضوعات، تم‌ها، و چیزهایی که در تصاویر و صداها آشکار و پنهان‌اند و مجموع این جزئیاتِ بی‌حد بر مرکز ثقلی بچرخد که نسبت‌هایی جدی با فضای زیست معاصر ما داشته باشد. اولویت با سینمای ایران است و یکی از اهداف، بررسی و بازخوانی آثاری که پیش‌کشیدنشان مسئله‌ای مهم یا مهجور و به حاشیه‌رفته یا به نظر اشباع‌شده را برجسته‌تر کند. در عین حال و با امید به تداوم، سینمای جهان نیز مستثنی نخواهد بود اما در ایده‌ی نسبت بابیشتر بخوانید
۷۲-۱۶۱
آیین فروتن: «ما همه صرفاً بازیگرانی هستیم که می‌کوشیم تصویر عمومی‌مان را کنترل و اداره کرده، و برمبنای آنچه دیگران ممکن است از ما ببینند رفتار کنیم.» «نمود خود در زندگی روزمره»، اروینگ گافمن «جهان سراسر صحنه است؛ و همه‌ی مردان و زنان فقط بازیگران آن‌اند.» «هرطور شما دوست دارید»، ویلیام شکسپیر   همه‌چیز از یک شب آغاز می‌شود و در یک شب اتفاق می‌افتد؛ با نمایی از هلالِ یک ماه کاغذی بر پهنه‌ای سیاه و سپس، نمایی از تابلو و سردرِ یک تماشاخانه که نامِ «قمر» را برخود دارد.بیشتر بخوانید
۷۲-۱۶۴
نوید پورمحمدرضا مکان: استودیوی گلستان، زمان: نیمه‌های شب حین نوشتن قصه‌ی شکار. شهر در خواب است که مَرد، ناتوان از ادامه‌ی قصه، از اتاق بیرون می‌زند و سیگار به‌دست راهی پشت‌بام می‌شود: پشت‌بام استودیوی گلستان. تعریف می‌کند: «همین‌طور قدم‌زنان در ظلمت شب پیش رفتم. آهسته، آهسته، رفتم… رفتم به دوردورها، به گذشته‌های خیلی دور… شبِ سیاهی بود. در آن سیاهی شب، چشمانم سیاهی را شکافت و مرا بُرد نزدیکِ خرابه‌های قبرستان کهنه‌ی پشتِ امامزاده حسن. چشمم افتاد به یک خرابه؛ خرابه‌ای که نورِ زردِ کمرنگی از ترک‌های دیوار گِلی آن،بیشتر بخوانید
۷۲-۱۶۷
رضا غیاث: در مهم‌ترین فیلم‌های داریوش مهرجویی همواره با شخصیتی طرفیم که در مواجهه با عاملی بیرونی دچار واژگونی درون شده و از این رهگذر بر جهان اطراف خود اثر می‌نهد. فرآیندی که هر اندازه در فیلم‌های قبل از انقلاب مهرجویی دستاوردی مدرن و انتقادی به همراه داشته، برعکس در  فیلم‌های مهم بعد از انقلاب او، به ارتجاع و واپس‌‌نگری انجامیده است. مش‌حسنِ «گاو»، نقیِ «پستچی»، «آقای هالو»، علیِ «دایره مینا»، حمیدِ «هامون» و محمودِ «درخت گلابی»، همگی متحول می‌شوند، با این تفاوت که پایان کار چهار شخصیت اول نوعیبیشتر بخوانید
۷۲-۱۷۰
حسام نصیری:   وقتی با جشنواره فیلم فجر به عنوان یک کلیت فرهنگی مواجه می‌شویم قطعاً مانند هر پدیده دیگری در حوزه فرهنگ، نیازمند انتخاب زاویه‌دید و پارادایمی مشخص برای دستیابی به رهیافتی معرفت‌شناسانه خواهیم شد. طبعاً با اتخاذ هر پارادایم و تاکید بر هر گفتمان و هر نظرگاه ما جنبه‌هایی از این کلیت را پررنگ می‌کنیم و جنبه‌های دیگری نیز خواه‌ناخواه حذف خواهند شد. پیدا‌کردن نظرگاهی که بتوان از طریق آن تمامی ابعاد و جوانب تماتیک و فرمال یک جشنواره سینمایی را فراچنگ آورد ناممکن است و با اینبیشتر بخوانید
۷۲-۱۷۲
آزاده جعفری: عنوان گزارش کوتاهم از جشنواره فیلم فجر سال پیش را گذاشته بودم سال بی‌فروغ که به نظرم کل سال ۹۷ و فیلم‌هایش را در دو کلمه جمع‌بندی می‌کرد، چون به غیر از  شعله‌ور حمید نعمت‌الله تقریباً هیچ فیلمی وجود نداشت که مشتاق باشی دوباره تماشایش کنی و درباره‌اش بنویسی. بنابراین سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر را با ناامیدی و بی‌حوصلگی شروع کردم اما انگار شانس با من یار بود، چون در روزهای اول فیلم‌های قابل تحمل و بعضاً قابل توجهی دیدم، فیلم‌هایی که نه تنها آزاردهنده وبیشتر بخوانید
۷۲-۱۷۶
مرسده مقیمی: مهناز افشار با بازی در نقش‌های متفاوت یکی از غافلگیری‌های جشنواره امسال بود، بازیگری که انتخاب‌هایش همگی در یک مسیر نیست و همین سبب شده نتوان حدس زد که بناست او را در فیلمی عامه‌پسند ببینیم یا قرار است یکباره مثل رویای (رویا اسم کاراکترش در آن فیلم است) «برف روی کاج‌ها» غافلگیرمان کند. پیش از آغاز جشنواره زمزمه‌های غافلگیری تازه‌ای از او به گوش می‌رسید. او در سه فیلم با سه جهان کاملاً متفاوت به جشنواره سی و هفتم آمد. در «ناگهان درخت» معشوقی در خیال وبیشتر بخوانید