۷۲-۱۷۲
آزاده جعفری: عنوان گزارش کوتاهم از جشنواره فیلم فجر سال پیش را گذاشته بودم سال بی‌فروغ که به نظرم کل سال ۹۷ و فیلم‌هایش را در دو کلمه جمع‌بندی می‌کرد، چون به غیر از  شعله‌ور حمید نعمت‌الله تقریباً هیچ فیلمی وجود نداشت که مشتاق باشی دوباره تماشایش کنی و درباره‌اش بنویسی. بنابراین سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر را با ناامیدی و بی‌حوصلگی شروع کردم اما انگار شانس با من یار بود، چون در روزهای اول فیلم‌های قابل تحمل و بعضاً قابل توجهی دیدم، فیلم‌هایی که نه تنها آزاردهنده وبیشتر بخوانید
۷۲-۱۷۶
مرسده مقیمی: مهناز افشار با بازی در نقش‌های متفاوت یکی از غافلگیری‌های جشنواره امسال بود، بازیگری که انتخاب‌هایش همگی در یک مسیر نیست و همین سبب شده نتوان حدس زد که بناست او را در فیلمی عامه‌پسند ببینیم یا قرار است یکباره مثل رویای (رویا اسم کاراکترش در آن فیلم است) «برف روی کاج‌ها» غافلگیرمان کند. پیش از آغاز جشنواره زمزمه‌های غافلگیری تازه‌ای از او به گوش می‌رسید. او در سه فیلم با سه جهان کاملاً متفاوت به جشنواره سی و هفتم آمد. در «ناگهان درخت» معشوقی در خیال وبیشتر بخوانید
۷۱-۹۳
جواد طوسی: همان گونه که مولانا می‌گوید «آفتاب آمد دلیل آفتاب»، در ضرورت عینیِ موضوع بحث این شماره در کلیت سینما نباید حرف و حدیثی باشد. چطور می‌توان با سینما انس و الفت داشت و از آن تاثیر نگرفت؟ ما با سینما در کودکانه‌ها و رویاهایمان غرق شدیم و طعم لذت را چشیدیم، همراه با آن بزرگ و بزرگ‌تر شدیم و به قدرت انتخاب رسیدیم. یک جا عاشقانه‌ها را در لابه‌لای تصاویر افتاده بر روی پرده نقره‌ای دیدیم تا از عشق جا نمانیم. یک جا به قهرمانان گمنامی دل سپردیمبیشتر بخوانید
۷۱-۱۰۸
جواد طوسی: برای موضوع انتخابی این شماره، مسعود کیمیایی با توجه به سبک و شیوه فیلمسازی و جهان‌بینی و علایقش و کارنامه‌ی پرباری که در حوزه سینما و ادبیات دارد، یکی از بهترین گزینه‌ها بود. مگر می‌توان نقش تاثیرگذار تاریخی‌اش را در پهنه سینما و فرهنگ این سرزمین منکر شد؟ او بدون تردید شاخص‌ترین و مطرح‌ترین فیلمساز «موج نو» در رسیدن به یک مخاطب‌شناسی متوازن، در طبقه‌بندی اجتماعی آن دوران است. باید آن مقطع تاریخی را تجربه کرده باشی و روشنفکر و قشر عامی‌اش و دسته‌بندی‌های سیاسی چپ و مذهبیبیشتر بخوانید
۷۱-۱۱۲
محسن خیمه‌دوز : سخن از اصالت در فیلمسازی به اندازه خودِ فیلمسازی قدمت دارد و بیش از آن هم مهم است، هر چند به طور شهودی هر فیلمسازی دربارۀ آن نظر می‌دهد. فقدان اصالت در فیلم را می‌توان از منظرهای مختلفی بررسی کرد، آنتولوژیک (هستی‌شناختی)، اپیستمولوژیک (معرفت‌شناختی)، و متدولوژیک (روش‌شناختی). اما شاید بهترین تعبیر برای فهمِ غیراصیل‌بودنِ فیلم، استفاده از واژه «ژارگون»۱ باشد. ژارگون را در زبان فرانسۀ کلاسیک، چهچۀ پرندگان می‌نامیدند. اما همان طور که بسیاری از واژه‌ها به تدریج دچار تحول در کاربرد و سپس تغییر در معنابیشتر بخوانید
۷۱-۱۱۶
نیوشا صدر: زمانی که در نقدها یا مصاحبه‌ها از واژۀ تقلید یا کپی‌کاری در برابر واژۀ تاثیرپذیری استفاده می‌شود، غالباً متن طوری نوشته می‌شود یا اگر ساز مخالفی درکار نباشد، گفت‌وگو به نحوی پیش‌ می‌رود گویی توافقی دقیق بر سر محدودۀ این تعاریف وجود دارد و همان توافق، پیش‌فرض تمامی بحث‎هاست. اما در حقیقت چندان مشخص نیست معنی «کپی‌برداری» که مانند بسیاری از واژه‌های فنی دیگر دهن به دهن می‌چرخد و از این گزارش به آن گزارش و از این مصاحبه و نقد به دیگری منتقل می‌شود چیست و مرزبیشتر بخوانید
۷۱-۱۱۸
شاهین شجری‌کهن:   سال‌ها پیش از آنکه سینما به عنوان یک پدیده وارداتی و مدرن، راهش را به جامعه ایرانی باز کند و بخشی از هویت فرهنگی این سرزمین را بازتاب دهد، توده مردم با وام‌گرفتن از گنجینه‌های باستانی ادبیات و نمایش، محمل‌هایی تدارک می‌دیدند که احساس‌ها و برداشت‌هایشان از زندگی روزمره را از طریق آنها منتقل کنند. ساختارهایی که میلیون‌ها کاربر را در طول قرن‌ها زیر چتر واحدی گرد می‌آورد و هر یک ریشه در خاکی غنی و پردامنه داشت: نقالی از تاریخ هزارساله شعر و شاعری و منظومه‌سراییبیشتر بخوانید
۷۱-۱۲۰
«چه چیزهایی ما را وادار می‌کند برای فیلمسازی از تهران (مرکز) خارج شویم؟» بگذارید جور دیگری این پرسش را مطرح کنم، «اساساً چه دلیلی دارد که سینمای ایران جایی غیر از تهران (نه‌تنها به‌مثابه مرکز جغرافیایی که نمادی از تفکرات محوری و گفتمان مسلط) را به تصویر بکشد؟» این سوالی بود که مدت‌های مدیدی ذهن مرا به خود مشغول داشته بود. اینکه چرا سینمای امروز ایران این‌همه نسبت به گوناگونی‌های فرهنگی و جغرافیایی کشور و حتی تنوعات روایی و داستانی مرسوم بی‌تفاوت است. گویی در سینمای به‌اصطلاح بدنه یا به‌قولبیشتر بخوانید