۶۶-golshiri
سیامک گلشیری : اوایل سال پیش بود که کارگردانی با من تماس گرفت و گفت می‌خواهد فیلمی بر اساس یکی از رمان‌هایم بسازد و به محض اینکه همه‌چیز فراهم شد،‌ با من تماس می‌گیرد تا مرا در جریان جزئیات ماجرا قرار بدهد. ما هراز‌گاهی تماس داشتیم تا اینکه درست اوایل زمستان بود که یک شب زنگ زد و گفت فیلمی درست با همین مضمون ساخته شده. فیلم هرچند در مواردی با رمان من تشابه نداشت،‌ اما کلیت آن و نیز بعضی از صحنه‌ها درست مطابق چیزی بود که در رمانبیشتر بخوانید
۶۶-shahbazi
شاهپور شهبازی : روایت اول: هنر چیست؟ هنرمند کیست؟ رابطه‌ی هنر و هنرمند چیست؟ آیا هنرمند باید به انسان خاص وفادار بماند یا به انسان نوعی؟ آیا هنر انسان را می‌آفریند؟ پالوده می‌کند؟ یا انسان هنر را خلق می‌کند؟ زینت می‌بخشد؟ رابطه‌ی هنر و انسان چیست؟ آیا هنرمند فقط ملتزم به تصویر دردِ انسان ِنوعی است؟ آیا هنرمند، متعهد به درد انسانِ خاص است؟ هنرمند باید به چه کسی وفادار بماند؟ به انسان نوعی یا انسان خاص؟ به هنر یا به انسان؟ کدام یک برتر است؟ کدام یک ارزشمندتر است؟بیشتر بخوانید
۱۱۲-۵۷
عبدالله کوثری مانوئل پوئیگ، نویسنده آرژانتینی (۱۹۳۲-۱۹۹۰)، اگر چه در کارهای آغازین خود در کارگردانی سینما کامیاب نشد، با رمان‌هایش به شهرت فراوان در میان منتقدان و خوانندگان رسید. نخستین رمان موفق او: Betrayed by Rita Hayworth (1967) بود و بعد از این کتاب رمان Heart break Tango (1969) را نوشت که کامیابی بزرگی به‌شمار می‌آید. این رمان دوم درباره زندگی شهرستانی و مسائل جنسی (Sexuality) است که دو مضمون محبوب پوئیگ بود. بر اساس این رمان بعدها فیلمی هم ساخته شد. رمان سوم او The Boenos Aires Affair (1973)بیشتر بخوانید
۵۵_۱۱۷
گفت‌وگو با علیرضا داوودنژاد درباره خودزندگینامه و فیلم‌هایش   *بعد از فیلم نیاز، خانواده‌تان موضوع فیلم‌هایتان شده‌اند، چطور اتفاق افتاد و چرا پیوسته شد؟ فکر کنم از اول، خیلی برایم اهمیت داشت که آنچه در قاب سینما می‌گذرد باورپذیر باشد و به تجربه‌هایی که در زندگی‌ام اتفاق می‌افتد، شبیه باشد. در نتیجه به عناصری مثل گفت‌گو، بازی، میزانسن و چیزهایی که مستقیم با شخصیت یا آدم‌های فیلم ارتباط داشت، خیلی دقت می‌کردم ولی درنهایت همیشه بین آن چیزی که در قاب اتفاق می‌افتد و آن چیزی که در اطراف آدمبیشتر بخوانید
126-54
رضا قیصریه بلوف، کار آخر ساموئل خاچیکیان در اوایل تابستان هفتاد و سه به نمایش درآمد که‌ در واقع فیلم ششم او بود بعد از انقلاب. گرچه مضمونش کهنه بود و یادآور فیلم چهارراه حوادث او به سال ۱۳۳۳ که در آن ایام حادثه‌ای در سینمای ایران بود و نشانگر یک تحول، اما به خاطر صحنه‌هایی هیجان‌آلود و چند نمای درشت در جهت ایجاد دلهره که از ویژگی‌های این کارگردان است در بهترین سال‌های خلاقیتش، آنقدر کشش لازم را پیدا کرده بود تا بر چاشنی ملودرام ضعیف فیلمفارسی آن غلبهبیشتر بخوانید
108-51
سهند عبيدي «…به نظرم مي‌آيد که هنرمند دوره اضطراب، حتماً بداهه کار مي‌کند. يعني در زمينه‌اي محدود در خلق آزاد است…» (از «گفت‌وگو با مسعود کيميايي»؛ گزارش فيلم 64؛ 2/74). *درباره کارنامه هيچ هنرمند ايراني معاصر به اندازه مسعود کيميايي، سوءتفاهم و بدفهمي ‌وجود ندارد. هيچ هنرمندي نيست که اينقدر در آثارش تناقض، هم در فرم و هم در محتوا وجود داشته باشد و هيچ هنرمندي نيست که اينقدر الهام‌بخش حتي هم‌نسلانش باشد. هيچ فيلمسازي نيست که اينقدر تکه‌هاي درخشان در فيلم‌هاي بد، و اينقدر فصل‌هاي نادرست در آثار زيبايشبیشتر بخوانید
47-87
فرشته اماني، روزبه کمالي فهرست فيلم‌ها و نيز مجموعه‌هاي تلويزيوني زندگي‌نامه‌اي مرحوم علي حاتمي پر‌شمار است: «ستارخان» (1351)، «سلطان صاحبقران» (1354)، «حاجي‌واشنگتن» (1361) و «کمال الملک» (1362). افزون بر اين‌ها در «هزاردستان» (1358-1366)، «دلشدگان» (1370)، «کميتة مجازات» (1377) و «تهران روزگار نو» (1378) نيز  براي بسياري از اشخاص و رويدادها مي‌توان مابه‌ازاي تاريخي جست. آخرين اثر حاتمي هم که  ناتمام و نافرجام ماند، «جهان‌پهلوان تختي»، اثري زندگي‌نامه‌اي بود. چرا علي حاتمي شخصيت‌هاي تاريخي را دستمايه آثار سينمايي خويش ساخت؟ در رويکرد به تاريخ، بيش‌تر به واقعيت تقرب مي‌جست يا -بهبیشتر بخوانید
47-104
حسين پاينده فيلم «در دنياي تو ساعت چند است؟» داستاني ساده دارد، اما معنا در آن با سازوکارهاي روانکاوانه‌اي القا مي‌شود که ساختار روايي‌اش را پيچيده مي‌کنند. وقايع فيلم حول بازگشت زني به نام گيله‌گل به شهر رشت و خانه‌ي پدري‌اش شکل مي‌گيرند. گيله‌گل مدت بيست سال را در فرانسه زندگي کرده و اکنون، سال‌ها پس از مرگ پدر و پنج سال پس از مرگ مادري که او حتي در مراسم خاکسپاري‌اش نتوانست شرکت کند، با حسي از نوستالژي به زادگاهش سفر کرده است. در اين سفر او به ديداربیشتر بخوانید