41-Tahaminejad
محمد تهامي‌نژاد : فداييان، فيلم مستند، داکيوفيکشن و ويدئوآرت ساخته است. در کارش بسيار نقش‌مايه‌ها و مضامين مشترک وجود دارد؛ سياه ‌و سفيد و رنگي، ارتباط مستمر بين شخصيت و فضا، تشريح زندگي آخرين‌بازمانده‌ها، مشاهده‌ي ويژگي‌هايي از بدن انسان مخصوصاً دست‌ها و پاها و رابطه‌ي بسيار نزديک شخص با اشياي پيرامون‌اش و ساختار بخشيدن به واقعيت، حول روايت‌هايي ساده از جمله يک روز زندگي، و رجحان زندگي بر مرگ و ارائه‌ي تابلوهايي از زندگي روزمره، همگي نقش‌مايه‌ها، عناصر بيان هنري و مشترک در کارهاي او هستند. بيشتر فيلم‌هاي شمالي‌اش رابیشتر بخوانید
41-Arvahi
علیرضا ارواحی : آنچه در «نقد» (Critique) اهمیت می‌یابد فراخواندن روش (method) توسط اثر هنری و یافتن و شناختن دستگاه فکری است، ارائه‌ی نظرات متفاوت و پراکنده و خارج از دستگاه فکری و نظری، نقد شناخته نمی‌شود و تنها در حیطه‌ی نظرورزی و نظرگویی باقی می‌ماند. برای رسیدن به چنین مقصودی در ابتدا می‌بایست، با توجه به فراخوان نظری و شناسایی روشِ فراخوانده‌شده، اثر را به‌صورت تدقیقی و تعمیقی بررسی کرد، در این روند یک سیستم پرسش و پاسخ در مواجهه با اثر شکل می‌گیرد و باعت می‌شود که نقدبیشتر بخوانید
41-ghazi
محمد غازي : همراه تجربه‌هاي مستندسازي همچون «فرشاد فداييان»، خود تجربه‌اي سهل ممتنع است. از آنجايي که او روش و منش متفاوتي در فيلمسازي مستند دارد، ذکر مشاهداتم درطول مدتي که با او در تعدادي از فيلم‌هايش همراه بودم مي‌تواند تجربه‌اي قابل توجه باشد. همچنين، نگاه او به جهان پيرامون به ويژه انسان و مناسباتش با پديده‌ها و چگونگي نمود آن‌ها در آثارش مي‌تواند حاوي نکات ارزشمندي براي علاقه‌مندان به سينماي مستند باشد.  فرشاد فداييان «سوژه‌«هايش را عموماً از ميان موضوعات به ظاهر عادي انتخاب مي‌کند. «سوژه‌ي خاص» آن‌چنان کهبیشتر بخوانید
40_arvahi
عليرضا ارواحي به پرواز آيد مرغي از فراز، هر آن مرغي که آدم نام گيرد. گَهي مرغان که آدم را مانند، گَهي آدم که آن‌را مرغ خوانند. از اين مرغان يکي بنشست، تنها… پريد از پنجره در کارگاهي، از درون روشنايي بر سياهي. «نه‌مرغِ نه‌آدم» به تاريکي نگاهي داشت… بسي «آهن» در انبوه سياهي نمايان کرد، سپس سَرها و تَن‌ها يک‌به‌يک خود را از فضاي تنگِ «آهَنگاه»2رهانيدند… «آهنستان»ي عيان است. نگاه «نه‌مرغِ نه‌آدم» به «آهن»‌ها است، آهن‌هايي که خود را هم‌چو انسان مي‌شناسانند.بیشتر بخوانید
40_mohasesi
محمدسعيد محصصي خسرو سينايي زماني گفته بود فيلم‌هاي مستندي که او و دوستانش در وزارت فرهنگ ‌و هنر آن زمان مي‌ساختند، تمريني بود براي ساختن فيلم‌هاي سينمايي. هنوز هم سينايي به اطلاق عنوان مستندساز به خودش اعتراض دارد و مي‌گويد: «من فيلمساز هستم و نه ‌فقط مستندساز». اين‌ جمله را کسي مي‌گويد که يکي از حرفه‌اي‌ترين مستندسازان کشور است. علت اعتراض سينايي به اين عنوان خودش، بيشتر از آن روست که دست‌کم تا ساليان سال، عامه‌ي اهل سينما (حتي پاره‌اي از منتقدان و فيلمسازان روشنفکر، فهيم و صاحب‌ ذوق وبیشتر بخوانید
40_bagheri
مهدي باقري : به نظر مي‌رسد به اندازه انگشتان دست فيلم پرتره نداريم. علتش نه آن است که توان ساخت اين‌گونه مستند وجود ندارد، و نه به دليل آنکه چهره مشهور و نا‌مشهور به وفور در اين آب و خاک حضور ندارند، خير، اين گونه نيست. دليلش سنت در خاک پرگهر است که مانع تعريف درست و از همه کامل‌تر صاحب پرتره مي‌شود. وفور زياد است اما کجاست مستند پرتره‌اي که وقتي تمام شد جز پاره‌اي اطلاعات نباشد که در هر کتابي ورق بزني پيدا خواهي کرد. کجاست انعکاس احوالبیشتر بخوانید
40_Emami
همايون امامي گفتار متن1 را کلامي ‌تعريف کرده‌اند که بر فيلمي ‌خوانده مي‌شود، تا جنبه‌‌هاي اطلاعاتي آن را بهتر و بيشتر آشکار سازد. اطلاعاتي که تصوير به تنهايي قادر به بيان آن نيست. طرح پاره‌اي توضيحات که معمولاً با ارائه‌ي آمار و ارقام همراه است و مخاطب را در درک بهتر موضوع فيلم ياري مي‌بخشد.2 پرسشي که اينجا مطرح مي‌شود اين است که ادبيات در اين ميان چه نقشي دارد؟ ظاهراً از آنجا که متن‌هايي از اين دست، از بستري ادبي برمي‌خيزند و غالباً ادبيتي بر آن حاکم است، لزوماًبیشتر بخوانید
39-arvahi2
عليرضا ارواحي : «محمدرضا اصلاني» تنها يک فيلمساز، شاعر و منتقد نيست، صاحب‌نظر در مباحث فلسفي هنر نيز هست. درک آثار او در گرو شناخت رويکردهاي نظري و فلسفي است. در گفت‌وگوي پيش‌رو، رويکردها و منظرهاي فيلم «تهران، هنر مفهومي» پيش کشيده مي‌شود، فيلمي که در ميان ديگر فيلم‎هاي او از فرم و ساختار متفاوتي پيروي مي‌کند. تهران در اين فيلم همچون کودکي به تصوير در مي‌آيد که هر روز خود را در تصاوير آيينه‌اي بازمي‌يابد و پيش از مرحله‌ي سوژگي، خود را بازمي‌آفريند.بیشتر بخوانید