128-46
رامتين شهبازي مستندهاي پيش از انقلاب «کامران شيردل» خصلت‌هايي واسازانه دارند. يعني نحوه‌ي برخورد فيلمساز با موضوع به‌گونه‌اي است که مي‌کوشد، تقابل دوگانه‌ي واقعيت/دروغ را واسازي کرده و تصويري را ارائه كند تا پيش از آنکه بخواهد نتيجه‌ي فرضيه‌اي متقن را بيان دارد، بيشتر مي‌کوشد ابعاد مساله مطروحه را در ذهن مخاطب متکثر کند. او براي اين نگاه راه‌هاي مختلفي را تجربه مي‌کند. از زبان طنزي که در مستند «اونشب که بارون اومد» برمي‌گزيند تا «بازي»هايي که با عکس‌هاي کاوه گلستان در قلعه انجام مي‌دهد و سعي مي‌کند، برداشتي دگرگونهبیشتر بخوانید
arvahi43
عليرضا ارواحي آن‌چه در مصاحبه با «منوچهر انور» بيش‌ترين جذابيت را دارد قرارگرفتن روبروي مردي است که گيرايي صدايش، «معنايي» براي دريافت کلامش مي‌شود. در برخي از فيلم‌ها که با صداي وي همراه است، مهم نيست چه مي‌شنويم، اهميت در آن است که فرمِ کلام را از طريق گوش درک کنيم. تاثير تصاوير مي‌تواند با گفتار فيلم افزايش يابد، ولي اين تاثيرگذاري در برخي از اين گفتار‌ها به‌گونه‌اي است که از تصاوير و حتي از محتواي گفتار غافل مي‌مانيم. گفتار متن به‌جاي برانگيختن مشارکت ذهني در ساختار فيلم، مخاطب رابیشتر بخوانید
aslani43
محمدرضا اصلاني حضور فرهنگي و هنري «منوچهر انور» در دو زمينه قابل بررسي است: 1- فعاليت‌هاي تاثيرگذار 2-  نظرات و آثار در حيطه‌ي پراتيک-تئوريک و زيبايي‌شناسانه  1‌- «منوچهر انور» در نحوه‌ي گفتار توانست جرياني ايجاد کند تا بيشتر به زبان گفتار توجه شود، يعني زبان‌ِ گفتار با شکل‌گيري‌اش بتواند معنا را از طريق ادا ايجاد کند و به قدرت زبان بيافزايد. زبان در اين روند، مبالغه‌آميز و متظاهرانه و ويران نمي‌شود بلکه ساخته مي‌شود، فهم زباني، و نه ادبي، در گفتار متن اهميت مي‌يابد و يک فهم زباني از گفتاربیشتر بخوانید
logo-2
فرشاد فدائيان به دور از منقبت و مداهنه و غفلت از كرده‌ها و داشته‌هاي «منوچهر انور»، اين واقعيت را نمي‌شود انكار كرد كه روزگار او هيچ‌گاه در يك دايره‌ي بسته و همان يك دايره، سپري نشده. آيا مي‌شود گفت در دايره‌ي صدا، «منوچهر انور» صوتي بليغ، فاخر و نجيب دارد و تنها همين!؟ او وقتي حافظ مي‌خواند آن را فقط قرائت نمي‌كند حافظ را بيان مي‌كند، مغز و استخوان و رگ و پيِ شعر را به تماشا مي‌گذارد، وقتي متني را -هرچه باشد- مي‌خواند فقط گوشت را نمي‌نوازد مغزت را همبیشتر بخوانید
farahani43
مهرداد فراهاني در سکانسي از نيشدارو، مايعي به يک خرگوش تزريق مي‌شود. صداي جيغ خرگوش، روي نماهايي از تزريق واکسن به چند مرد و زن امتداد مي‌يابد. به عقيده‌ي من، اين تداوم خلاقانه صدا، ايده مرکزي و شاه‌بيت نيشداروست: يکي درد مي‌کشد تا ديگري رنج نبرد، يکي مي‌ميرد تا ديگري زنده بماند، زهر به پادزهر بدل مي‌شود، و نيش به دارو. اما افسوس که صداي اين فيلم ـاين کلاس درس همچنان آموزنده‌ي کارگرداني، فيلمبرداري، گفتارنويسي، تدوين، صداگذاري، و گويندگي‌ـ در تاريخ سينماي ما امتداد نيافته و گم شده است. کهبیشتر بخوانید
arvahi43.-1jpg
عليرضا ارواحي نيشدارو مستند/ سياه‌وسفيد/ 35 ميليمتري/ 29 دقيقه1/ ايران/ 1344 نويسنده وکارگردان: منوچهر انور؛ فيلمبردار: پرويز اشتري؛  صداسازي و صداگذاري: محمود هنگوال؛ مونتاژ: مهرداد رهسپار2؛ برزگر: اصلان اصلاني؛ تهيه‌کننده: سازمان برنامه و بودجه؛ تاريخ اولين نمايش: اواخر سال 1344 در تالار فارابي وزارت فرهنگ و هنر آغاز «فرم» (Form)، از آن دست مفاهيمي است که در دستگاه‌ها و وضعيت‌هاي مختلف, معاني متفاو‌تي دارد، بدين جهت تحديد و مشخص‌ کردن دايره‌ي مفهومي آن حائز اهميت است. براي مثال فرم در تفکر فرماليست روس معنايي متفاوت از ديگر جريان‌هاي فکري مي‌يابد؛بیشتر بخوانید
41-anvar
منوچهر انور : هنر- از نوعِ نابش اگر باشد- عملي يا امري اخلاقي است. هنرشناساني امروز از اين حرف، در وهله‌ي اول، يکه مي‌خورند. اما کسي که حقاً هنرشناس باشد، براي سنجيدنِ عيارِ يک اثرِ هنري، در وهله‌ي اول، صميميت يا صداقتِ صاحبِ اثر را در ترازو مي‌گذارد، و در همان وهله‌ي اول، اگر صميميتي در کارش نديد، کنارش مي‌گذارد، يا حسابش را روشن مي‌کند. و بديهي است که صميميت يا صداقت مقوله‌يي از مقولاتِ اخلاق است- در هر کاري. امّا در کارِ هنر، به معني نابش، صداقت شالوده‌ي کاربیشتر بخوانید
41-Farhadi
سحر فرهادي : «مرگ»، «مادر» و «سکوت» هر يک به نحوي خود را در مستندهاي «فرشاد فداييان» نمايان مي‌کنند، تاثير اين سه مقوله و وجوه ديگر آنها يعني، زندگي، نه-‌مادر، صدا و روابط ميان آنها در اين فيلم‌ها به قدري زياد است که درک آنها در گرو شناخت اين مقوله‌ها قرار مي‎‌گيرد. اين مقوله‌هاي‌ سه‌گانه در روانکاوي «ژَک لکان» (Jacques Lacan) در جهت شناخت يک امر ملانخوليايي (Melancholic) اهميت مي‌يابند؛ با وجود نقش مهم اين مثلث در همگي فيلم‌هاي اين مستندساز، اين فيلم‌ها در دايره‌ي مفهوم ملانخوليا قرار نمي‌گيرند.1 مهم‌ترينبیشتر بخوانید