ALL-85

سیمای زیبای ترور هالیوود، نئولیبرالیسم و هژمونی ایالات متحده

فرهاد محرابی

بهترین سلاح سیاسی سلاح ترور است. قساوت و بی‌رحمی احترام همگان را برمی‌انگیزد. مردمان ممکن است از ما متنفر باشند، آنچه ما می‌خواهیم اما وحشت آنهاست نه عشقشان.
(هاینریش هیملر، فرماندهی کل اس‌اس و یکی از متنفذترین رهبران آلمان نازی)

صادقانه بگویم، واقعاً نمی‌دانم در روز قیامت چه رخ خواهد داد… ایمان دارم که این حقیقت که مسیح را به عنوان ناجی خود پذیرفته‌ام مرا رستگار خواهد کرد. اما در روز محشر یا هر چه نامش است، زمانی که با گناهانم در پیشگاه خدا حاضر می‌شوم، اعتقاد ندارم که جنایاتی که در این جنگ مرتکب شده‌ام در زمره‌ی گناهانم خواهند بود. هر آن کس که هدف شلیک من بود شیطان بود. برای هر شلیکی دلیلی متقن داشتم. آنها همگی مستحق مرگ بودند… موجودی وحشی، شیطانی نفرت‌انگیز. این آن چیزی بود که در عراق با آن می‌جنگیدیم.
(کریس کایل، تفنگدار نیروی دریایی ایالات متحده در جنگ عراق)*

هر بحثی پیرامون نسبت میان وجوه فرهنگی امپراتوری ایالات متحده و هژمونی اقتصادی‌-‌سیاسی آن نیازمند نگاهی کلان به جایگاه و اهداف ژئوپولتیکی دارد که این کشور در عصر ما به دنبال آنهاست. قدرت، ثروت و میل پایان‌ناپذیر امریکا برای سلطه بر جهان بدون اتکا به ابزاری برای توجیه و تفسیر آن، بدون توسل به جهانی خیالی برای القای جهان‌بینی‌اش دیرزمانی نخواهید پایید. هدف از اساس روشن و ساده است: به دست‌گرفتن اذهان مردم؛ یا آنگونه که مورخ نامدار تاریخ آلمان نازی جرج موس (George Mosse) شرح می‌دهد: «حرکت به سوی فرهنگی یکپارچه». فرهنگی تمامیت‌خواه و تقلیل‌گرا برای راهبری آنچه برای تداوم سلطه نیاز است.

آنچه تمامیت‌خواهی امریکایی را از اقسام دیگر تمامیت‌خواهی معاصر در آلمان نازی یا شوروی استالینی مجزا می‌کند مکانیسم به‌غایت پیچیده‌ای‌ست که به واسطه‌ی آن می‌توان بر آنچه نوام چامسکی بزرگ‌ترین دشمن حکومت می‌داند، یعنی مردم، تسلط یافت. پیچیدگی تئوریک در اینجا ناشی از خواست‌های بلند‌پروازانه‌تر امریکا نسبت به دیگر همتایان توتالیترش است؛ و نیز ناشی از مختصات ایدئولوژیک بی‌بدیل این کشور و توانایی‌اش در القای حقانیت خود و در اعمال سلطه با رضایت کامل مردمانی که به جنگ آنها رفته است. موتور محرکه‌ی اولیه‌ی این سلطه‌طلبی افسارگسیخته از این ایده‌ی شناخته‌شده‌ی جهان‌بینی سیاسی امریکا منشعب می‌شود: «ما مالک جهانیم». ما می‌توانیم به سرتاسر این کره‌ی خاکی لشکر‌کشی کنیم، بر سر آنچه از آن بیزاریم بکوبیم و هر چه را مطلوب اهداف خود یافتیم پر‌و‌بال دهیم. می‌توانیم کودتا کنیم، جنگ‌افروزی کنیم، یک سیستم هماهنگ و دقیق از ترور طراحی کنیم و هر که را نامطلوب می‌یابیم از سر راه بر‌داریم و این همه را با همراهی پروپاگاندایی عملی سازیم که به هر آنچه انجام می‌دهیم رنگ و نقشی مقبول و موجه می‌بخشد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.